تبليغاتX
محمد آقاسی - کودک ، نقش اول غائب رسانه

 

 

کودک ُ نقش اول غائب رسانه

محمد آقاسی

پیر بوردیو (1996) اندیشمند فرانسوی در بحثی پیرامون تلویزیون معتقد است که تصویر ، کارکردی دو گانه دارد هم می تواند بازتاب امری واقعی باشد و هم می تواند واقعیت آفرینی کند. تلویزیون نسبت به چیزهایی که نشان می دهد در ذهن مخاطب باور ایجاد می کند و او که ادعا می کند ابزاری برای ثبت واقعیت است به ابزاری برای ایجاد واقعیت تبدیل می شود. از این روست که می بینیم اطلاعات کسانی که تلویزیون  می بینند به آن محدود می شود و هرآنچه در آن نمایش داده می شود را واقعیت فرض می کنند و برای اثبات حرف خود و رد سخن دیگری به تلویزیون و گفته هایش ، خواه داخلی باشد و یا خارجی ، ارجاع می دهند.

 این در حالی است که میان مجاز یعنی آنچه در هر رسانه دیده می شود و واقعیت ، یعنی آنچه که در عالم رخ می دهد و حقیقت یعنی آنچه که باید اتفاق بیفتد ، تفاوت جدی وجود دارد. در جامعه ایرانی که مردم بیش از سه ساعت از وقت خویش را در شبانه روز به دیدن تلویزیون اختصاص می دهند(آزاد ارمکی ، 1386) و تلویزیونی که بالذات به خاطر سرعت بالایش ، با اندیشه سر ناسازگاری دارد (بوردیو ، 1387: 40) مردم اندیشه خود را از رسانه می گیرند. در جامعه ایرانی که متوسط سرانه مطالعه به گفته معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بر اساس تحقیقات صورت گرفته تنها 18دقیقه در روز محاسبه شده است[1] می توان از تقابل فرهنگ کتاب در مقابل فرهنگ تلویزیون یاد کرد. یعنی تقابل ژرفا نگری و سطحی اندیشی ، به این دلیل که آنچه در تلویزیون نشان داده می شود اهمیت دارد ، و تقریبا مردم به منابع دیگر رجوع نمی کنند و برای شیوه و نوع زندگی کردن تلویزیون الگوی تاثیرگذاری است.

 از میان برنامه های مختلف تلویزیونی هم فیلم ها و سریالها دارای بیشترین طرفدار هستند و این منابع هستند که به ما یاد می دهند که چگونه بیاندیشیم و چگونه زندگی کنیم. فیلمهای سینمایی و فیلمهای تلویزیونی هم مانند تلویزیون و برنامه هایش کارکردی دو گانه دارند ، هم بازتاب جامعه و تطورات آن هستند و هم می تواند دنیای تازه ای را بیافریند که جامعه با واسطه آن بتواند خود را به گونه ای دیگر ببیند و از این طریق ، سینما می تواند تغییرات اجتماعی ایجاد کند. (جوادی یگانه ، 1388) فیلم ها می توانند طرح ها و الگوهایی برای صحبت، حرکت ، ارتباطات اجتماعی و حتی فکر کردن خلق کنند. آنها نه تنها می توانند عشق ورزیدن ، خندیدن ، گریه کردن را نشان دهند ، بلکه می توانند نشان دهند که چگونه خشمگین شویم ، تنفر بورزیم و انتقام بگیریم (رضایی یزدی ، 1386) از این رو می توان استباط کرد وقتی موضوعی از نظر سریالهای تلویزیونی ، تله فیلمها و فیلمهای سینمایی جامعه ما مهم و ویژه قلمداد شود ، می بایست آثار آن را در جامعه مشاهده کرد و همین طور وقتی که موضوعی به هر دلیل از نگاه هنرمندان فرعی و حاشیه ای تلقی می گردد ، در جامعه نیز چنین بازتابی خواهد داشت.

در این ارتباط دوسویه جامعه و رسانه تصویری عناصر مشترکی دیده می شود. خانواده یک نهاد اجتماعی مهم  جامعه ایرانی است که در سینما و تلویزیون و در کلام بهتر در تصاویر رسانه ای تولیدی ایرانی جایگاه مهمی را دارد. اما در این مجموعه تصاویر چه چیز به تصویر کشیده می شود و مخاطب با چه نوع موضوع خانوادگی روبرو می شود؟

درست است که بسیاری از فیلمها و سریالهای ایرانی دارای داستانی خانوادگی هستند و یا نفش خانواده در آنها پررنگ به نظر می رسد ، ولی هم ذات رسانه توانایی انعکاس جزء به جزء واقعیت – و در اینجا خانواده – را ندارد و هم ظاهرا در یک سیاست ناگفته و نانوشته آنها فقط به قسمتی از خانواده توجه بیشتری دارند.  مراحل تشکیل خانواده را می توان در یک تقسیم بندی ساده به سه قسم دانست :

اول- پیش از ازدواج : که شامل مراحل آشنایی فردی و خانوادگی است

دوم- ازدواج : که در خود دوره های نامزدی ، عقد و عروسی را دارد و در این مرحله خانواده تشکیل می شود.

سوم- پس از ازدواج : که آینده خانواده و اصل و اساس آن در این مرحله است و خود ممکن است به چند صورت متنوع ادامه یابد :

1-   فرزند آوری و تربیت آنان

2-   پایان خانواده به وسیله طلاق

3-   پایان خانواده با ترک (فرار) یکی از زوجین

4-   پایان خانواده با مرگ طبیعی

لکن آنچه در فیلمها و سریالهای تلویزیونی شاهد هستیم بیشتر – و شاید فقط- تاکید بر مرحله پیش از ازدواج، یعنی آشنایی زوجین با یکدیگر است که چگونگی نمایش این مرحله هم دارای ایراداتی است که در اینجا فرصت بررسی آن نیست. نیم نگاهی به محصولات تلویزیونی و سینمایی سال 88 کفایت می کند تا این مدعا اثبات گردد هرچند می توان بسیاری از موارد را از سالهای گذشته در این وادی اشاره نمود: اخراجي ها (2)، دل شکسته ، کتاب قانون ، هر شب تنهایی ، به روح پدرم ، محاکمه در خیابان ، شاعر زباله ها ، بی پولی ، ماه وش و ... همه و همه فیلمهایی است که به مشکلات تشکیل خانواده و چرایی و چگونگی دل بستگیها به هم را روایت می کند و تنها در بی پولی است که نوزادی برای خانواده ای جوان به تصویر کشیده می شود که با آمدن آن هم مشکلات آنها دو چندان می شود. مقصود اين نوشته بررسي سينماي كودك و نوجوان نيست ،‌بلكه از فقدان فيلم و سريال با محوريت ترغيب به فرزند آوري و نيز تعليم و تربيت فرزند سخن مي گوئيم. در برسي سريالهاي سال 88 تلويزيون – و همين طور سالهاي گذشته- هم به اين نتيجه مي رسيم. خسته دلان،  گاوصندوق ، دلنوازان ، اشک ها و لبخندها ، به کجا چنین شتابان ، گاوصندوق ، 125 ، شمس العماره ، مسافران (كه نيم نگاهي ناقص به فرزندان طلاق داشت) ، جستجو گران و ... هيچ كدام به اين موضوع نپرداختند. تنها اثر تصويري كه در چند سال گذشته به موضوع فرزند آوري و نقش پدري و مادري توجه داشته فيلم دعوت حانمي كيا است كه اتفاقا هشداري است بر بي توجهي والدين و جوانان به اين موضوع مهم.

نمودار 1-  مراحل اساسی تشکیل خانواده آنگونه که باید باشد

نکته مهم در اینجا نهفته است که فیلمها و سریالهای تلویزیونی تنها جوانان را به ازدواج و پذیرفتن نقشهای همسری آماده می کنند و کمتر نمونه ای می توان یافت که در آن به مسوولیت های پس از ازدواج هم پرداخته شود. در حقیقت تصاویر رسانه ای ایرانی ، جوانان ما را در خوشبینانه ترین حالت تا تشکیل خانواده بدرقه می کنند. کسی از مشکلات عقد و نامزدی عروسی و نا آرامیهای زوج های جوان به خاطر شرایط جدید با آنها سخنی نمی گوید و به خاطر مسائل تصویری از  نشان دادن مراسم عروسی صرف نظر می کنند و کسی هم حوصله ندارد که فکر کند و الگویی را برای مراسم عروسی شاد ، جذاب و سالم ارائه کند که با هنجارها و ارزشهای اجتماعی ما هم سازگاری داشته باشد ؛ و تقریبا این قسمت زندگی ایرانی در سینما محذوف است.

از مراحل پس از ازدواج هم در تاریخ سینمای ایران و تولیدات تلویزیونی کمترین نمونه به فرزند آوری و نوع و روش برخورد و تربیت کودک اختصاص دارد. رسانه هاي جمعي در دنياي كنوني و زمانه فعلي نقش مهمي در جامعه پذيري نوجوانان و جوانان بر عهده دارد ،‌ و اين گونه عملكرد باعث مي شود كه زنان و مردان آينده جامعه و زوجهاي جوان فعلي تنها و تنها ، و در خوشبينانه ترين حالت نقشهاي همسري خويش را ياد بگيرند و هيچ تصوير جدي از پدر بودن و مادر بودن در ذهن نخواهند داشت.

مقداري از اين برخورد رسانه ها با چنين موضوعي به فضاي فعلي دنيا باز مي گردد. در قرن 21 رسانه ها شامل مطبوعات ، رادیو ، تلویزیون و ماهواره جوامع را به یکدیگرنزدیک و متصل کرده است ، لذا فضای اجتماعی به روی صداها ، تصاویر و نمادهایی که از دیگر جوامع می آید باز است. (سمتی ، 1385 : 23) در جهانی که به شدت منتقد خانواده است و خانواده از ديرباز منتقدان خود را داشته است ! در قرن نوزدهم ، متفكران متعددي اين موضوع را مطرح كردند كه زندگي خانوادگي بايد با شكلهاي اشتراكي‌تر زندگي جايگزين شود. (گيدنز ، 1373: 440) تلاشهايي نيز براي يافتن نهادهاي جايگزين خانواده صورت گرفت كه در دهه 60 به اوج خود رسيد ، هرچند اين تلاشها ناكام ماند و جامعه‌شناساني از قبيل «پيتربرگ» وادار شده‌اند كه از خانواده هسته‌اي فعلي به عنوان يگانه نهاد خرد جايگزين ناپذير جامعه نام ببرند. (شرفي،‌1380)با اين حال هم بقايايي از انديشه‌ها و تلاشهاي پيشين باقي است و هم انواع جايگزيني جديدي در حال رخ دادن است:

الف- كمونها: گروههايي كه متضمن روابط جنسي در درون گروه و مسؤوليت جمعي براي پرورش كودكان بوده‌اند. از قبيل اجتماع «اوليزا» در نيوانگلند آمريكا (گيدنز ، 1373: 440)

ب- زندگي مشترك: يعني مواردي كه زوجي بدون آنكه ازدواج كرده باشند باهم زندگي مي‌كنند و رابطه جنسي دارند. اين گونه موارد به طور فزاينده‌اي در اكثر كشورهاي غربي گسترش يافته و به صورت هنجار در‌آمده است. (گيدنز، 1371 : 441)

ج- مجرد ماندن: مجرد ماندن در مراحل گوناگون دور زندگي معناي متفاوتي دارد. اكنون در مقايسه با گذشته نسبت بيشتري از افراد ميان سنين بيست تا سي‌سال غيرمتأهل هستند. اما در سنين حدود سي‌و‌پنج سال تا سي‌و‌نه سالگي, تنها اقليت كوچكي از مردان و زنان هرگز ازدواج نكرده‌اند. اكثريت افراد مجرد سن تا پنجاه ساله را كساني تشكيل مي‌دهند كه طلاق گرفته و در وضعيت بين دو ازدواج قرار دارند. (گيدنز ، 1373: 443)

 پيشرفت در موقعيت شغلي و تحصیلی و اجتماعی ، تجربيات گوناگون جنسي و هم جنس خواهی ، و به طور كلي آزادي و استقلال بيشتر انگيزه‌هايي است كه از سوي اين افراد براي مجرد بودن بيان مي‌شود. اما اين فرهنگ ها كه مبتني بر اصالت لذت خانواده خويش را بنا مي كنند نبايد ما را از آنچه در فرهنگ مان داشته و داريم غافل نمايد. در فرهنگ مبتني بر دين از جمله خواسته های قلبی انسان مؤمن، آرزوی داشتن فرزندان صالح است. اما اين مطلب تا چه ميزان و اندازه در رسانه هاي ما تصويري شده است و جوان و نوجوان آماده به ازدواج ما تا چه ميزان به اين نكات توجه مي كند؟ امام علی (علیه السلام) داشتن چنین فرزندانی را آرزوی باطن خویش معرفی می کند و می فرماید: «به خدا سوگند! من هرگز از خداوند فرزندی خوب رو و خوش قامت نخواستم. از پروردگارم درخواست کردم فرزندانی عطایم کند که همواره در حال ترس از خدا و همیشه متوجه و به یاد او باشند. تا وقتی با این ویژگی ها به آنان می نگرم که فرمان بردار خدای متعال هستند، چشمانم به ایشان روشن شود.» و همين طور امام سجاد (علیه السلام) نیز در صحیفه سجادیه، نیایشی را به طور کامل درباره فرزندان خویش اختصاص داده و پاک نهادی و داشتن ویژگی های نیک روحی را برای آنان درخواست می کنند كه نشان مي دهد آرزوی داشتن فرزندان صالح از مهم ترین و باشکوهترین خواسته های والدين مسئولیت پذیر از خداوند است. (محمدجواد نوری ، 1386) اين امر مي تواند در مهمترين و پربيننده ترين برنامه هاي تلويزيوني ما كه مخاطبهاي ميليوني دارد نهفته باشد و چقدر خالي است جاي اين مهم در سريالهاي طنزي چون شبهاي برره و همين طور مرد هزار چهره و دو هزار چهره. چقدر خوب و به ياد ماندني است سريال خانوادگي «جاده اي به سوي آونلئا» كه در ايران با نام «قصه هاي جزيره» از شبكه دوم سيما پخش گرديد. اگرچه داستان در جزيره خيالي پرنس ادوارد مي گذرد و در اوايل قرن بيستم (۱۹۱۲ - ۱۹۰۳) مي گذرد اما يكسال بيننده ايراني را با فراز و نشيب تمامي مراحل زندگي خانوادگي در مدلهاي مختلف آشنا نمود و در آن نه تنها كودك به عنوان موجودي مزاحم تلقي نمي شد ،‌ بلكه به عنوان ثمره مهم زندگي نمايش داده مي شد و اين بچه ها بودند كه با داستان بزرگ مي شدند ،‌ازدواج مي كردند و در آرزوي فرزند دار شدن بودند و حتي روياهاي كودكي آنها هم در اين راستا شكل مي گرفت.

 


 

 

منابعي كه در اين نوشتار از آن سود جسته ام :

1-   بورديو ، پير (1387) ، تلويزيون و سلطه ‍ژورناليسم ، ترجمه ناصر فكوهي ، تهران ، انتشارات آشيان

2-   آزاد ارمكي ، تقي (1386) ، تلويزيون ،‌رسانه ديني ؛ آينه پيوندي ميان خانواده ، دولت و دين در ايران ، مجموعه مقالات نخستين همايش دين و رسانه ، تهران ، نشر طرح آينده

3-   جوادي يگانه ، محمد رضا (1388) ، فقدان مشروعيت سيستم در سينماي ايران و مقايسه آن با سينماي آمريکا ، مجله جامعه شناسي هنر و ادبيات ، شماره اول ،‌ بهار و تابستان

4-   رضايي يزدي ، محمد (1386) ، تصوير مسلمانان در سينماي هاليوود ، مجموعه مقالات نخستين همايش دين و رسانه ، تهران ، نشر طرح آينده

5-   سمتی ، محمد مهدی(1385) ، عصر سی ان ان و هالیوود : منافع ملی ، ارتباطات فراملی ، ترجمه نرجس خاتون براهوئی ، تهران ، نشر نی

6-   گيدنز ، آنتوني (1373) ، مباني جامعه شناسي ، ترجمه منوچهر صبوري كاشاني ، ‌تهران ،‌ نشر ني

7-   شرفي ، محمد رضا (1380) ، جوان و بحران هويت ، ‌تهران ، ‌انتشارات سروش

8-   نوري ،‌محمد جواد (1386) امید و آرزو، در صحیفه سجادیه ، مجله طوبی ، شماره 24

 

 



[1] - www.khabaronline.ir/news-21969.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 خرداد1389ساعت 16:7  توسط محمد آقاسی  | 

 

جاوا اسكریپت