تبليغاتX
محمد آقاسی - آیا تاریخ تکرار می شود ؟

 

سر پیاله منتشر شده در شماره سیزدهم و چهاردهم ماهنامه راه

نشریه علمی - فرهنگی معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی دانشگاه تهران

ویژه محرم و صفر - دی و بهمن  ۱۳۸۸

 

 

سفر به مرکز زمین (۱۸۶۴)، از زمین تا ماه (۱۸۶۵)، بیست هزار فرسنگ زیر دریا (۱۸۶۹) و دور دنیا در هشتاد روز (۱۸۷۲) نام های آشنایی هستند که اگر به گوش بخورند با اندکی تامل دنیایی از خاطرات ریز و درشت را برای ما در یک صف ردیف می کند. ژول گابریل ورن (متولد ۸ فوریه ۱۸۲۸ - مرگ در ۲۴ مارس ۱۹۰۵) نويسنده نامي فرانسوي نویسنده کتابهای پیش گفته و خالق آثاری است که نشان از روح بزرگ ماجراجویی بشر دارد.او تحصیلاتش را در حقوق به پایان برد اما ذوق نمايشنامه نويسي و رمان نويسي او را بر آن داشت که کم کم به سوي ادبيات کشيده شود. در ابتدا هرچند موفق نبود، ولي بعد پيشرفت سريعي کرد. پنج هفته در بالون(1863)او بسيار موفق بود و هواخواهان بسياري يافت.از اين گذشته، ژول ورن با دقت و نکته بيني به معرفي کشورها مي پرداخت براي نمونه در بخشي از کتاب فاتح آسمان ها(1880) به شناساندن ايران نيز مي پردازد. از کوير لوت و خطه شمال و درياي مازندران سخن به ميان مي آورد و در توصيف آن مکانها از خود مهارت به سزايي نشان مي دهد. ژول ورن در کتابهای خود به آسمان پرواز می کند ، به عمق زمین سفر می کند و در زیردریاها و اقیانوسها سیر می کند و خواننده را با خود به خوبی همراه می نماید. از گذشته می گوید و تلاش می کند آینده را پیش بینی کند. چه چیز باعث می شود تا این قدر آثار او پرفروش باشد؟ چرا باید کتابهای او به زمانهای گوناگون ترجمه شود؟ و در این راستا و پس از کتابهای آگاتا کریستی رتبه دوم خوانده شدن به زبانهای  مختلف را به خود اختصاص دهد؟ [1] بی شک پاسخهای گوناگون در حیطه های مختلف علمی می توان به این سوال داد. اما به نظر می رسد همه گیر ترین پاسخی که به این سوال داده شده این است که او از آینده می نگاشت و مردم از آنکه از آینده بگوید استقبال می کنند. معمولا اینگونه است که انسانها از آینده خود و آنچه بناست برایشان پیش بیاید نگران و بیمناکند. از این رو تصویرسازی از آینده و پیش بینیهایی که محقق نیز می شوند ، بسیار خرسند کننده است.

 

 

شاید به همین دلیل بود که در ۱۸۶۳ وقتی داستانی به نام پاریس قرن بیستم نوشت و مردجوانی در دنیایی پر از آسمان خراش‌های شیشه‌ای، قطارهای پرسرعت، اتومبیل‌هایی با سوخت گاز، ماشین حساب و شبکه‌ای گسترده از ارتباطات جهانی بود را تصویر کرد ؛ چون رمان شادی نبود و نمی‌توانست مفهومی برای زندگی در آن یافت، و نیز رگه های ناامیدی از آینده باعث شد کتاب در ۱۹۹۴ و پس از مرگش به چاپ رسید.

اما چگونه می­توان برای آینده قدمهای محکمی برداشت؟ ترسیم آینده ممکن است ؟ آیا حتما باید کسی چون ژول ورن داشته باشیم یا چون او بشویم ؟ اولیای الهی ، این خزانه های بی کران علمی[2] به خوبی پاسخ این سوال را داده اند و ما را از فکر کردن به هرکس و چیزی ، توسل به جادو و سحر و پیشگویی – که خلاف شرع و عقل می باشد- بی نیاز کرده اند«وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ»[3]

امیرالمومنین علی(علیه افضل صلوات الله) در نامه به فرزند گرامیشان امام حسن مجتبی (علیه السلام) در ضمن نصایحی پدرانه که برای ما فرزندان معنوی ایشان نیز جالب و  آموزنده است می فرمایند:

         « اَىْ بُنَىَّ، اِنّى وَ اِنْ لَمْ اَكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كانَ قَبْلى فَقَدْ نَظَرْتُ فى اَعْمالِهِمْ،وَفَكَرْتُ فى اَخْبارِهِمْ، وَ سِرْتُ فى آثارِهِمْ حَتّى عُدْتُ كَاَحَدِهِمْ، بَلْ كَاَنّى بِمَا انْتَهى اِلَىَّ مِنْ اُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ اَوَّلِهِمْ اِلى آخِرِهِمْ،فَعَرَفْتُصَفْوَ ذلِكَ مِنْ كَدَرِهِ، وَ نَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِهِ...»[4]

         پسرم! اگرچه من به اندازه مردمى كه پيش از من بوده اند عمر نكرده ام، ولى دركردارشان دقّت، و در اخبارشان فكر نموده، و در آثارشان سياحت كرده ام، تا جايى كه همانند يكى از آنان شده ام، بلكه گويى از پى آنچه كه از وضع آنان به من رسيده عمرم را با اولين و آخرينشان گذرانيده ام، زلال اعمالشان را از تيرگى، و سود و زيان كردارشان را شناختم.[5]

 

آری تاریخ نشانی کوره راهها و بیراهه ها را به خوبی برای ما نمایان نموده و با تامل و تفکر در رفتار و گذشتگان و پیشینیان می توان راهی به آینده داشت و به خوبی آن را ترسیم کرد. بیم ها  را به امید تبدیل کرد و تهدیدها را به فرصتها مبدل ساخت. آموختن تاریخ و عبرت گرفتن آن باعث می شود تا بفهمیم چه قومی ، چگونه پله های پیشرفت و ترقی را طی کرده و یا به سمت ضلال و گمراهی پیش رفته است. تسلط بر تاریخ گذشته یعنی تسلط بر حال و کسب آینده. فهم آنچه باعث غفلت دیگر قومها شده باعث می شود تا ما مسیر اشتباه آنان را نپیماییم و با کسب نقاط قوت آنان ، جامعه را به سمت فلاح پیش ببریم که « إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ »

 

فهرست هر کتاب نشانگر محتوای آن است. از فهرست کتاب می توان فهمید که در کتاب چه می گذرد و به چه می پردازد. فهرست صور قرآن سرشار از اسامی تاریخی و نامهای پیامبران و مردان الهی است که در گذشته می زیسته اند. قصه هایی از زندگی و سرنوشت اقوام گذشته و مردان و زنانی که می زیسته اند را بیان نموده است. اما قرآن کریم کتاب قصه و قصه پردازی نیست. انبوهی از موارد است که برای پند پذیری و آینده سازی جوامع مفید و سازنده است. قرآن کریم نیز موکداً سفارش به تفکر در اندیشه پیشینیان می نماید :«أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا.» و یا می فرماید: «أَفَلَمْ يَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ اتَّقَواْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ.» قرآن کریم کتاب پندگیری و پندآموزی است«وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ»[6]. قرآن کریم برای همه اعصار و امکنه است. امین وحی الهی ، پیغمبر خدا (صل الله علیه و آله و سلم) فرمودند : «هرکه خواهان علم پیشینیان و آیندگان ، از اول تا به آخر دنیاست ، در قرآن کاوش تامل کند.»[7] اما دانستن و فهمیدن قرآن کریم و درک عظمت این کتاب الهی نعمتی است که بر همگان میسر نیست و درخواست از خدا و دعا برای فهم معارف قرآنی بسیار مهم است. پیامبر اعظم (صل الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «به هرکس (نعمت داشتن) قرآن داده شود و با این حال گمان کند که به دیگری نعمتی بالاتر و بیشتر از این نعمت او داده شده است ، بی گمان کوچکی را بزرگ شمرده و بزرگی را کوچک .» 

موکدات فوق که ما را به تامل در تاریخ و پیشینیان وادار می کند و حاکی از آن است که تاریخ تکرار می شود. مکان و زمانی که اتفاقات پیشین در آن روی داده اند تکرار ناشدنی است. کسانی هم که به تکرار ناپذیری تاریخ معتقدند به این امر توجه دارند. آری رویدادها و حادثه ها با همان حالات و سکنات سابق تکرار نمی شود ، اما می توان با عبرت گرفتن و درس گرفتن از تاریخ راه درست را از غلط تشخیص داد. حجم انسانها و حادثه ها بیشتر شده اند ، اما ماهیت انسانها با فطرت متحد الشکل تغییر نیافته و از این رو امکان تکرار مجدد آنچه بر انسان گذشته آمده است ، می باشد. آنچه در این شماره از نشریه پیش روی شماست گشت و گذاری تاریخی و شهر به شهر در سال 61 هجری قمری در پس و پیش حاثه تلخ و خونین کربلاست. جستاری است در این مساله که مردمان آن زمان چه کسانی بودند و چرا در برابر پیام همگانی امام زمانشان غالبا سکوت کردند و یا چون قیام توابین و سایر قیامهای پس از کربلا دیر در صحته حاضر شدند. سالها پیش مرحوم علامه سید جعفر شهیدی(ره) در کتاب گرانسنگ قیام امام حسین (علیه السلام) چنین تحقیقی را انجام دادند. این کار ادامه همان راه است. به امید آنکه مورد قبول و رضایت سید الشهدا (علیه آلاف التحیه و الثنا) قرار گیرد و درس و عبارتی باشد برای ما و آیندگان .

 



[1] - به نقل از دانشنامه ویکی پدیا

[2] - خُزّان العلم و منتهی الحلم / زیارت جامعه کبیره 

[3] - سوره مبارکه یس / آیه 12

[4] - نهج البلاغه / نامه 31

[5] - ترجمه استاد حسین انصاریان

[6] - سوره مبارکه قمر / آیه 17

[7] - منتخب میزان الحکه / جلد دوم / باب القرآن / حدیث 5165

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اسفند1388ساعت 11:29  توسط محمد آقاسی  | 

 

جاوا اسكریپت