تبليغاتX
محمد آقاسی - مونتاژ علم و دین

 

مونتاژ علم و دین

 

تقویم ها اعم از رومیزی ، جیبی و کیفی ، فقط اشیاء زیبایی نیستند که یک سال باید آنها را تحمل کرد و جلوی چشم داشت و آخر سال دور انداخت. تقویم ، دفتر خاطرات یک ملت است و برگ برگش نشانی و یادی از واقعه ای ، شخصیتی ، مناسبتی . برخی آشنا و برخی غریبه ، گاهی با غم و روزی آمیخته به شادی ، موقعی فردی و زمانی ملی . هستند روزهایی که برای همه آشنا نباشند ، مثل روز ملی کیفیت و گاه آنقدر مهم که حسابی برایش همایش بگیرند و جشنواره برپاکنند و باز شناخته شده نباشد مثل : روز وحدت حوزه و دانشگاه ؛ که با نام روحانی شهیر دکتر محمد مفتح گره خورده است. خیلی ها فکر می کنند چون ایشان هم حوزوی بودند و هم دانشگاهی و بعد هم شهد شیرین شهادت نوشیدند ، این روز را به این نام نهادند. شاید عده ای از جوانان دانشجو هم برای اینکه بین حوزه و دانشگاه وحدت ایجاد کنند دانشگاههایی را که تلفیق میان این دو نهاد علمی است انتخاب کردند. یعنی در آخر بشوند یک روحانی دکتر و یا دکتر روحانی و این طور بشود آوای وحدت سر داد. شاید به مرور زمان هم بود که خیلی چیزها رنگ باخت و درس های حوزوی و دانشگاهی فقط کنار هم قرار گرفتند ، بی قرابت و  با رقابت ! درسهایی که از دور و نزدیک آدم را یاد اجناس می اندازد که قسمی از آن از مملکتی آمده و باقیش هم واردات جای دیگر و در سرزمین ثالثی بر هم سوار شده اند ؛ یا به تعبیر علمی ، مونتاژ می شوند تا به دست مشتری برسند و طبیعی است که کیفیت آنها هم چندان مناسب نخواهد بود ، بس که از هر گوشه اش زده شده. اصل نیست ، اصیل هم نیست. آنچنان هم که باید و شاید برای خریدار موثر نیست.

 این مساله هم مثل خیلی چیزهای دیگر جامعه ما به گذشته باز می گردد و ریشه ای دارد به پهنا و درازای تاریخ. دارالفنون را که می شناسید. مشیرالملک برای اینکه محصلین این مدرسه به کلی از حقوق اسلامی عاری نباشند درس فقه را هم یکی از مواد تحصیلی قرار داد. اما علمای وقت که فراگرفتن فقه را درد حدود صلاحیت طلاب علوم دینی نمی دانستند هیچکدام تدریس فقه را در آن مدرسه قبول نکردند.[1]

دارالفنون به سال 1230 ه.ش درست سیزده روز پیش از کشته شدن میرزا محمد تقی خان مشهور به امیرکبیر تاسیس شد ، اما آنچنان که باید و شاید ، نتوانست قوام بگیرد ؛ و  83 سال ب عد با پیشنهاد پرفسور حسابی نخستین دانشگاه ایرانی بنا نهاده شد. تا پیش از این حوزه های علمیه در ایران به عنوان نهاد علمی شناخته می شدند و اکنون مولودی نوپدید علمی در جامعه ایرانی پا به عرصه وجود گذاشت و دروازه ای شد برای تدریس و تحصیل آنچه تمدن بشری غرب بدان رسیده بود .

نسل نخست اساتید نام آور دانشگاه تهران با فضای حوزه و دروس حوزه نه تنها بیگانگی نداشتند بلکه خود ابتدا محصل و سپس مدرس آن دروس بودند. شاید هم این قرابت از دانش آموزی در مکتب خانه های قدیمی که شعر و ادب فارسی آمیخته با مفاهیم دینی را آموزش می داد نشات گرفته بود. استاد جلال الدين همايى ، عبدالعظيم  قريب ، بديع الزمان فروزانفر و پروفسور محمود حسابى اساتیدی هستند که یا از حوزه های علمیه برآمدند و یا با اندیشه دینی به دانشگاه آمدند و همگی جزء مشاهیر علمی معاصر به حساب می آیند.

نسل دوم اساتید ایرانی که برخی افتخار شاگردی گروه نخست را  داشته و دارند به دو طیف تقسیم شدند . طیف اول تقریبا همان مسیر را طی نمودند و تلاش کردند به سنت طلبگی به خوبی زحمات استاد را در وجود خود نمایان کنند. مرحوم علامه سید جعفر شهیدی ، دكتر محمد رضا شفيعي كدكني و دکتر باستانی پاریزی زاویه ای با حوزه علمیه نداشتند و در هر دو حوزه علمی به تتبع و تدریس مشغول شدند. اما با ظهور روشنفکری دینی در ایران کسانی چون دکتر علی شریعتی و مرحوم جلال آل احمد که شاید نقطه افتراقشان با طیف اول حضور در فرنگ بود ، علی رغم مراوده با حوزویانی چون علامه شهید مرتضی مطهری و مرحوم آیت الله طالقانی و نیز ارادت به حضرت امام خمینی (ره) راه متفاوتی را طی کردند. نقد حوزه و حوزویان آن هم گاهی با تمسخر که در برخی گفتار و نوشتار ایشان مشهود است ، شاهدی بر این مدعاست. با حضور این نسل و نیز حضور اساتیدی که نه تنها با اندیشه دینی سر سازش نداشتند ، بلکه دیندار بودن را نشانه و نمایه پس رفت و عقب ماندگی می دانستند ، نسل جدید دانشگاهی شکل گرفت. شدت گرفتن حضور اندیشه های چپ کمونیستی در دانشگاه ، کمبود ارتباط دو قشر با یکدیگر  و دستکاری های دشمنان که مرگ خود را در اتحاد این دو قشر می دانستند  دست در دست سایر عوامل  داد باعث گردید بدبینی حوزویان به دانشگاهیان و دانشگاهیان به حوزویان روز به روز بیش از پیش گردد. در این میان حضور فضلای نام آشنایی چون مطهری ، مفتح ، بهشتی ، باهنر ، طالقانی و سایر مریدان حضرت روح الله در دانشگاهها و ارتباط با دانشجویان که پیروزی مبارزه با استعمار و استکبار را در گرو وحدت حوزه و دانشگاه می دیدند ، باعث شد نقشه های شوم دشمنان میهن نقش بر آب شود و معظم له یکی از پیروزیها و دستاوردهای انقلاب اسلامی را وحدت دو قشر بدانند.

پیروزی انقلاب اسلامی آنقدر برای قدرتهای بزرگ جهانی سخت آمد که تلاش نمودند از هر طریقی به آن صدمه بزنند. مسلح شدن گروه های ضد انقلاب در دانشگاه ها ، محیط علمی را تحت الشعاع خویش قرار داد و در نهایت منجر به انقلاب فرهنگی گردید. تعطیلی دانشگاه ها و ترور شخصیتهای روحانی در عمل باعث کندی رشد سیستمی علم در کشور گردید. در همین ایام بود که روحانیون انقلابی به فکر تاسیس دانشگاهی افتادند که فراتر از ایده برطرفی بدبینی میان دو نهاد مشهور علمی کشور ، مبدا و معنای مشترکی یافته و در حقیقت با رجوع به گذشته ، تمدن اسلامی را بازآفرینی کنند. از این رو حضرت آيت الله خامنه اي (دام ظله العالي) و حضرات آيات مشكيني، مهدوي كني، اميني، امامي كاشاني و ...دانشگاه امام صادق علیه السلام را در سال 1361تاسیس نمودند. دو سال بعد در شهر مقدس قم مقدمات تاسیس دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام آغاز شده که علی رغم آغاز به کار برخی فعالیتهای آموزشی و پژوهشی ، در سال 1370 به طور رسمی و با تصویب  شوراي محترم گسترش آموزش عالي به عنوان موسسه آموزشی ثبت گردید و در سال 1384 جرگه دانشگاه های کشور پیوست. از میان روحانیون انقلابی حضرت آیت الله موسوی اردبیلی نیز در سال 1368 مبادرت به تاسیس دانشگاه شیخ مفید در قم با سبقه ای اسلامی و حوزوی نمود. 

به موازات این اقدامها و علی رغم آنکه کشور درگیر دفاع دربرابر حملات رژیم بعثی عراق علیه ایران شده بود، نسل بعدی اساتید انقلابی و مکتبی که سرآمدانشان دکترغلامحسین ابراهیم دینانی ، دکتر رضا داوری اردکانی ، دکتر مهدی گلشنی و... هستند ، تلاش داشتند میان علوم حوزه و دانشگاه ارتباط برقرار کنند در کرسیهایی تدریس قرار گرفتند.

اما با شروع دهه هفتاد و آغاز موج سازندگی در داخل با چاشنی رفاه زدگی و تجمل گرایی افراطی و نیز تهاجم سازمان یافته فرهنگی از خارج ، موج تغییرات اجتماعی از دانشگاه ها آغاز گردید. از سویی دیگر نهادسازی و نظام سازی انقلاب اسلامی آغاز شده بود و می بایست هم به جهت عملی و هم به جهت نظری این نهادها و سازمانها تقویت می شدند. هرچند هنوز هم اساتید نسل سوم در دانشگاه ها حضور داشتند و دارند ، اما تعداد آنان به حدی انگشت شمار است که فضای کلی دانشگاه علی رغم تدین ، به اندیشه و مبانی دینی نگرویده و این تفاوت دارد با چند درس و واحد معرف گذراندن و یا حضور ساختاری چون نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها. دانشگاه هایی هم که نماد دانشگاه های اسلامی هستند علی رغم تلاششان برای تربیت کسانی که بتوانند سکان داری علمی کشور را بنمایند ، در بهترین وجه افراد متدینی را تربیت نموده اند که در کنار مباحث علوم جدید ، از دین هم سخن بگویند. سوال اینجاست که دو نسل بعدی اساتید فارغ التحصیلان را چه کسانی با چه ویژگیهایی تشکیل می دهند ؟ افرادی که قریب به تفاق در دوران جمهوری اسلامی مدارج علمی خود را طی نموده اند.

 

نسل اول اساتید دانشگاه های ایران

نام استاد

تولد– وفات

تخصص

تحصیلات

تدریس

کتب

محل دفن و علت مرگ

جلال الدين همايى

1307-1359

زبان و ادب فارسی

حوزوی

دانشکده حقوق و ادبيات دانشگاه تهران (1307-1345)

«تاريخ ادبيات ايران»(دو جلد)، «نصيحه الملوك» (تصحيح)،«مصباحالهداية» (تصحيح)،«التفهيمابوريحان بيرونى»(تصحيح)، «دستور زبان فارسى»،«صناعات ادبى غزالى نامه»، «خيامى نامه»، «مولوى نامه» و... ديوان اشعارش تحت عنوان «ديوان سنا»

تكيه لسان‏الغيب در اصفهان / مننژ یت مغزی

بدیع الزمان فروزانفر

1278-1349

زبان و ادب فارسی

حوزوی

دانشسرای عالی تهران / دانشکده معقول و منقول

-

تهران / سکته قلبی

عبدالعظیم قریب

1257-1344

زبان و ادبیات فارسی

حوزوی

دانشرای عالی / دانشگاه تهران

نظم و نثر منتخب ، دستور زبان فارسی ۴ جلد ، قواعد فارسی در صرف و نحو بدایه الادب ،قرائت فارسی ، تصحیح و حاشیه‌نویسی «کلیله و دمنه»، «گلستان» و «بوستان سعدی»

-

محمود حسابى

1281-1371

فیزیک

دانشگاهی

مدرسه مهندسی وزارت فواید عامه (راه و ترابری) / دانشگاه تهران

کتاب فیزیک دوره اول متوسطه 1318 ، کتاب دیدگانی فیزیک دانشگاه تهران ، نگره کهربایی  فیزیک حالت جامد ، دیدگانی کوانتیک ، الکترودینامیک و ...

 

تفرش / -

نسل دوم اساتید

سید جعفر شهیدی

1297-1386

تاریخ اسلام ، دین و ادبیات

حوزوی و دانشگاهی

عمده ترین حضور را در دانشگاه تهران داشتند.

مهدویت واسلام ،جنایات تاریخ، چراغ روشن در دنیای تاریک (یا زندگانی امام سجاد) ، تصحیح براهین العجم اثر مورخ الدوله سپهر ، تصحیح دره نادره و تلخیص آن ، در راه خانة خدا، پس از پنجاه سال  پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین، شرح لغات و مشکلات دیوان انوری، تاریخ تحلیلی اسلام، تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان و ...

تهران / -

محمدرضا شفيعی کدکنی

1318-

زبان و ادبیات فارسی

حوزوی و دانشگاهی

عمده ترین حضور را در دانشگاه تهران داشتند.

زمزمه‌ها شبخوانی ، از زبان برگ ، درکوچه باغ های نیشابور  ، بوی جوی مولیان  ،  از بودن‌ و سرودن ، مثل درخت‌ در شب‌ باران  ،  هزاره‌ دوم‌ آهوی‌ کوهی

 

در قید حیات هستند

محمد ابراهیم باستانی پاریزی

1304-

زبان و ادبیات فارسی/ تاریخ معاصر ایران

مکتب – حوزه و دانشگاه

دانشگاه تهران

پیغمبر دزدان ، نشریه فرهنگ کرمان ، راهنمای آثار تاریخی کرمان ، دوره مجله هفتواد ، تاریخ کرمان (تصحیح و تحشیه تاریخ وزیری، منابع و مآخذ تاریخ کرمان ، سلجوقیان و غز در کرمان ، فرماندهان کرمان ، جغرافیای ،گنجعلی خان  ، وادی هفت واد ، تاریخ شاهی قراختائیان،تذکره صفویه کرمان  ، صحیفه الارشاد ،مجموعه هفتی ، حماسه کویر و ...

 

در قید حیات هستند

علی شریعتی

1312-1356

جامعه شناسی و ادبیات

دانشگاهی

دانشگاه تهران

از کجا آغاز کنیم؟ ،فاطمه، فاطمه است ، چه باید کرد؟ ، شهادت ، آری، اینچنین بود برادر ، تشیع علوی و تشیع صفوی  ، روش شناخت اسلام ، امت و امامت ، یکبار دیگر ابوذر (مقدمه نمایشنامه ابوذر) ، نقش انقلابی یاد و یادآوران ، حسین وارث آدم ، مسئولیت شیعه بودن ، فلسفه نیایش ، انتظار مذهب اعتراض ، یک، جلوش تا بی‌نهایت صفرها ، پدر، مادر، ما متهمیم ، علی، مکتب، وحدت و عدالت ، کنگره بزرگداشت اقبال ، میزگرد پاسخ بسئولات و انتقادات (۲ جلد) ، فرهنگ و ایدئولوژی ، حج

 

دمشق / سکته قلبی

جلال آل احمد

1302-1348

زبان و ادبیات فارسی (مردم شناسی)

دانشگاهی

دانشگاه تهران

پنج داستان ، نفرین زمین ، ارزیابی شتاب‌زده ، سنگی بر گوری ، غرب زدگی ، نون والقلم ، مدیر مدرسه ، سرگذشت کندوها ، زن زیادی ، سه تار ، از رنجی که می‌بریم ، دید و بازدید ، در خدمت و خیانت روشنفکران، سفر به ولایت عزراییل ، مکالمات ، یک چاه و دو چاله  ، نیما چشم جلال بود  ، در خدمتیم اسرائیل، عامل امپریالیسم و ...

 

شهر ری / مشکوک به قتل توسط ساواک

نسل سوم اساتید

غلامحسین ابراهیم دینانی

1313-

فلسفه

حوزوی و دانشگاهی

دانشگاه تهران

قواعد کلی فلسفی،وجود رابط و مستقل در فلسفه اسلامی، معاد از دیدگاه حكیم مدرس زنوزی،منطق و معرفت در نظر غزالی ، شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی، اسماء و صفات حق، ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام، نیایش فیلسوف،مختارات من فصوص الفلسفه الاسلامیه (با همکاری دکتر احمدی)، دفتر عقل و آيت عشق و ...

 

در قید حیات هستند

رضا داوری اردکانی

1312-

فلسفه

حوزوی و دانشگاهی

دانشگاه تهران

سیاست، تاریخ، تفکر  ، علم و سیاستهای آموزشی - پژوهشی  ، درباره علم  ، درباره غرب  ، فلسفه در دام ایدئولوژی ، فلسفه، سیاست و خشونت ، ما و راه دشوار تجدد ، سنت و تجدد ، فلسفه کارل پوپر (تجدید چاپ) ، فلسفه معاصر ایران ، فلسفه و انسان معاصر ، فلسفه تطبیقی ، فارابی، فیلسوف فرهنگ ، درباره علم  ، اندیشه و تمدن غربی ، سیری انتقادی در فلسفه کارل پوپر ، درباره غرب ، تفکر پست مدرن

 

در قید حیات هستند

مهدی گلشنی

1317-

فیزیک

دانشگاهی

دانشگاه صنعتی شریف

نقش علم و صنعت در جامعه اسلامی ، علم دینی و علم سکولار ، روش شناسی فهم متون دینی و ...

در قید حیات هستند

 



-جلال آل احمد ، در خدمت و خیانت روشنفکران، ص 46[1]

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 دی1388ساعت 10:5  توسط محمد آقاسی  | 

 

جاوا اسكریپت