1)
از خوشحالی داشتم بال بال می زدم . می ترسیدم پیدا نکنم ؛ یا حداقل چیزی که می خوام نباشه . چند روز پشت سر هم امتحان داشتم. اگر نه که هر سال زودتر اقدام می کردم. دو دستی چسبیدمش و لی لی کنان و نغمه خوان به سمت خانه می دویدم . خوشحال بودم ، شاید امسال هم متفاوت بود. دستهام شُل تر کردم که پیراهن مشکی نوام چروک نشه که باز مامان تو زحمت بندازم. ذوق داشتم که زودتر برسم و بپو شمش.