رنگیم کرد. باورم نمی شد یه روز اینجوری بِشَم ؛ چرب و رنگی . اونم این رنگ ؛ صورتیه جیغ رو رنگ سفید یخچالی که همه ماشین دارا می میرن براشو، خانومای خونه دار بارها در وسایل این رنگیشونو تمیز می کنن که مبادا جلو در و همسایه آبروشون بره . حالا منو رنگی کرد. به دقیقه ام نرسید. ثانیه ای طول نکشید. رنگیم کرد ، صورتیه جیغ رو رنگ سفید یخچالی . تقصیره فرشاده که پشت فرمون باهاش جر و بحث می کنه. خوب دوس داشت با امیرم باشه. اون نباید موبایلشو بر می داشت و نگاه می کرد . اصلاً فرشاد چیکارس ؟ نه، چیکارشه ؟ شوهرشه ؟ دوستشه ؟ نامزدشه ؟ حالا اینا به من چه ربطی داره . به اون چه ربطی داره که به پدر و مادر ژاله بد بگه و اونو به فحش و فضیحت بکشه . اونم تو اوتوبان ، پشت رول با سرعت ... دیگه سرعتو یادم نیست . شاید به خاطره اینه که دارم تموم می شم. از بس که حرص خورد و من دود شدم. جفتشون از بس به هم بد و بیراه گفتن خسته شدن . اونوقت ژاله دست پاچه منو از تو پاکت انتخاب کرد و وسط لبش گذاشت و آتیشم زد. اونجا بود که دیدم لبش رنگیه . صورتی ، صورتیه جیغ.