تبليغاتX
محمد آقاسی - تشنه در باران (1)

 

برای هشتم شوال و دل دردمند محبان و منصفان

 

لازم نیست حتما با نظریات جامعه شناسی آشنا باشی یا برایت جالب باشد نطریاتی که معتقدند اقلیم بر جامعه تاثیر می گذارد و به عنوان مثال بدانی که ابن خلدون موتور محرک جامعه را «عصبیت قبیلگی» می داند و این عصبیت با محیط جغرافیایی، نظام اقتصادی و اعتقادی، رابطه متقابل دارد. هرچند، هیچ یک از این عوامل، منشأ مستقلی برای عصبیت نیستند، بلکه در شدت و ضعف آن موثرند؛ و یا بدانی که محمد علی همایون كاتوزیان با نقد نظریه فئودالیسم ایرانی به طرح دیدگاه خود در غالب نظریه «جامعه كم آب و پراكنده» می‌پردازد، به نظر وی بر خلاف نظریه «جامعه هیدرولیك» ویتفوگل و همچنین نظریه «شیوةتولید آسیایی» موریس گودالیه، سیستم آبیاری مصنوعی و انجام كارهای بزرگ مانند خشكانیدن آب رود نیل، هیچ یك منشاء پیدایش دولت مستبد شرقی در ایران نبوده است، بلكه فقر طبیعت از یك سو باعث پراكندگی و جدا افتادگی واحد‌های كار و زندگی اجتماعی (روستا‌ها) از یك دیگر شده و از سوی دیگر موجبات ضعف قدرت اقتصادی و نظامی این واحدها را فراهم نمود. در نتیجه با دسترسی نیروی نظامی قوی و متحرك (كه عموماً ایلات بودند) برمازاد تولید واحدهای جدا افتاده، زمینه‌های شكل‌گیری استبداد سیاسی را فراهم می آورد و اینگونه جامعه ایرانی را تحلیل می کند.

حتی لازم نیست با نظریات محمد باستانی پاریزی آشنا باشی که معتقد است زیرساخت زندگی در ایران با جاهای دیگر فرق دارد و چون ما روستایی زندگی می کرده ایم ، خلق و خوی توسعه مان هم باید روستایی باشد و همه کسانی که در تاریخ ایران موثر بوده اند برآمده از روستا بوده اند. اینها را هم ندانی کافی است وارد بقیع بشوی تا خشک مغزی آنان که در آنجا می زیند را به خشکی منطقه با شباهت پیدا کنی.

***

تجربه سفر کاری که در شهر زیارتی باشد سخت است. دستت که به اندازه کافی خالی هست ، با این کمبود وقت و زیارت نرفتن هم احساس تهی بودن پیدا می کنی. روز آخر است اما و نمی شود سر و کله ام سر صبحی در بقیع پیدا نشود. با بچه ها می رویم برای وداع، بعد از کار صبح. سخت است. مخصوصا اگر از روضه مسجد شیعیان مدینه برگشته باشی و بدانی ممکن است حالا حالا ها گذارت این طرفها نیفتد.

گوشه ای که می ایستم بساط هر روز مناظره های کج و معوج ایرانیان با آنهایی که دور و بر می پلکند پهن است. جالب آنکه با عراقیها و لبنانیها و اندونزیاییهاو دیگر مسلمانها آنچنان کاری ندارند. بماند که مردم ما هم در بی سیاستی رفتار و گفتار لنگه ندارند و شاید تقصیر خودشان نیست. بس که کم اطلاعند و یا کسی به آنها آموزش نداده چگونه رفتار کنند. سرانه هجده دقیقه ای مطالعه در کشور باید یک جاهایی نمود پیدا کند دیگر. اما من کلافه ام و خسته. می روم جایی که قبور ائمه بقیع – صلوات الله علیهم اجمعین – بهتر معلوم است.

***

روزهای پیش هم خودش بلند بلند موعظه می کرد و این بار هم کل کلش گرفته بود با چند جوان هم وطن. بحث این بود که پیغمبر خدا – سلام و صلوات خاصه اش بر او و خاندانش-  نهی از برجسته سازی قبور نموده است و می گفتند چرا کاری با «قبه ی خضراء» ندارید و آن را تخریب نمی کنید! می گفت که ما نساختیمش و کار «مردم ترک» بوده و خلاصه کم آورده بود و داشت داد و بی داد راه می انداخت.

به اندازه همه بد خلقی چند روزشان رفتم جلو و با صدای بلند گفتم: « مجادله حرام ... فی الحج و العمره مجادله حرام » . به سرعت از جا بلند شد و با غیظ نگاه کرد. می دانستم تیر خلاص زده ام. محکم به سینه ام کوبید و گفت: « رو ... رو ... تو از حلال و حرام نگو ».

گفتم: « شکراَ ... شکرا لفضلک ... انا زائر رسول الله – صل الله علیه و آله و سلم- » این بار دستم را گرفت و محکم هل داد و به مسخره و با دهن کجی حرفهایم را جویده جویده تحویلم داد: « زائر ... زائر ... رو ... رو »

کوتاه نیامدم گفتم : « هذا اخلاق النبی ؟ - صل الله علیه و آله و سلم-  .انا زائر ... انا ضیفکم» و باشدت بیشتری هلم داد. مردم دورم را گرفتند که برو و اینجا نایست، می گیرنت و بالاخره مرا کنار کشیدند. روز آخر مدینه بود و باید فکر این را هم می کردم که کارها را باید به تهران برسانیم. دستگیری بی فایده بود برای من.

***

دلم گرفته بود اما. قدم زنان رفتم نزدیک مرقد ام البنین سلام الله علیها. ده سال پیش که آمدم می شد حلقه زد به دور قبر و روضه ای نمکی خواند و اشک نمی ریخت. اما چند سال است که او را هم باید از دور زیارت کنی. شکوه کردم که نمی دانم قبر مادر کجاست و به تو که مادری و فرزندانی با غیرت تربیت نمودی گله می کنیم از اینها که اینطور بی ادبانه رفتار می کنند. حتی قاعده توریستی که آنها شهر را با آن بنا کرده اند هم نمی خورد به این برخورد. چشمم به قبر بود و به کسی که کنارش ایستاده بود و لبم زمزمه می کرد ، شاید هم دلم. با ناباوری تمام دیدم که همان کنار آب دهانش را به زمین انداخت. لازم نیست نظریه های تاثیر اقلیم بر جامعه را و بر خلقیات آدمهایش را بدانی. حتی لازم نیست نظریه اهل وهابیت را به شیعه بدانی و بخوانی. حتی لازم نیست بقیع را از نزدیک دیده باشی که چطور تخریب شده. همه اینها را هم ندانی، اگر کمی منصف باشی خواهی فهمید بدمردمانی در کنار بهترین جایگاههای کره زمین ساکن هستند و حکومت می کنند.

 ***

 طرح وهابیت برای تخریب گنبد سبز نبوی

عکس جالب و قدیمی از بقیع

بقیع ، هفتاد و پنج سال پیش

ضریحی که تخریب شد

گنبد و بارگاه ائمه مظلوم بقیع - صلوات الله علیهم-

وهابیت در حال تخریب

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 7:24  توسط محمد آقاسی  | 

 

جاوا اسكریپت