سینما هنر جوانی استکه محصول اوجگیری دوران تکنولوژی و صنعت است. بدیهی است که بدون دستیابی بشر به مدارج و مراتبی خاص و مشخص از صنعت و تکنولوژی، این هنر نمیتوانست به وجود آید.
این هنر نوپدید در سراسر دنیا در حال تولید محصولاتی قابل ملاحظه و تأثیرگذار است. به عنوان مثال بالیوود هندوستان سالانه نزدیک به هزار فیلم تولید میکند! و این یعنی مقام اول تولید فیلم در دنیا. هالیوود هم هرچند از حیث سرمایهگذاری و گردش سالانه اقتصادی و میزان فروش و مهمتر از همه صدور فیلم مقام نخست را در دنیا از آن خود نموده است، ولی به لحاظ کمی سالانه حدود 800 فیلم تولید مینماید. فرانسه نیز سومین تولیدکننده فیلم در دنیاست که در سال تعداد محصولاتش را به 203 فیلم در سال افزایش داده است. به جمع این کشورها هنگکنک، اسپانیا، ایتالیا، انگلستان و البته ایران را میتوان اضافه کرد. ایران با تولید سالانه 60 تا 70 فیلم، مقام دهم الی سیزدهم جهان را داراست. توسعه کمی فیلمها باعث افزایش تأثیر کیفی آنها بر جوامع امروزی شده و آن را در میان سایر رسانهها ممتاز و متمایز نموده است از این رو و با توجه به اهمیت موضوع به مطالعه در مورد آن میپردازیم. در این مقاله با استفاده از نظریه ساختارگرایی نگاهی به سینمای ایران داشتهایم.
از آنجایی که رسانه همچون زبان یکی از ابزارهای ارتباطی است میتوان آن را همچون زبان تحلیل کرد. ساختارگرایان، عناصر معنیدار زبان را با استفاده از نوعی روش تغییرات متقارن پیدا نموده، جمله یا واژهای را در نظر میگیرند و در فرایند نوعی آزمایش خیالی هر یک از عناصر را تغییر میدهند و یکی را جایگزین دیگری نموده و چنانچه معنا تغییر کند، میگویند یک واحد معنادار را پیدا کردهاند. ساختارگرایان غالباً این عناصر را به صورت جفتهای متقابل (تقابلهای دوتایی) سازماندهی میکنند. به عنوان مثال لویاستراوس ادعا میکند که ذهن انسان چنان ساخته شده است که کل جهان را در چارچوب چنین تقابلهایی قرار میدهد. این تقابلها عبارتند از: درون جامعه / بیرون جامعه، خوب / بد، قوی / ضعیف و...
رایت براساس همین نظرات زبان فیلمهای وسترن یعنی ساختار شالودهای یا منطق آن را توصیف کرد. به این ترتیب او چهار نوع فیلم را از هم متمایز نمود که وسترن کلاسیک و وسترن انتقامجویانه از انواع آن است. برای روشنتر شدن تقسیمات رایت به مثالی اشاره میکنیم: یکی از تقابلهای دوتایی در دو الگوی مطرح شده فوق این است که قهرمان در فیلم وسترن کلاسیک، وارد گروه اجتماعی میشود ولی در نوع انتقامجویانه قهرمان یکی از اعضای جامعه بوده یا هست.
با توجه به نکات فوق میتوان از نگاه ساختارگرایی، نگرشی به سینمای ایران داشته باشیم و با عینک ساختارگرایی فیلمهای تولید شده داخلی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. آنچه در این مقال برای ما حائز اهمیت است تقابلهای دوتایی و یا تعیین دو تیپ در سینمای ایران است. این تقابل دوتایی افراد مذهبی / افراد غیرمذهبی و بررسی این تقابل است. از آنجا که این فیلمها در جامعهای مذهبی – دینی ساخته شدهاند، مهم است.
افراد مذهبی به تصویر کشیده شده در سینمای ایران به خصوص از دهه به این سو، لزوماً از طبقات پایین جامعه و اقشار محروم نیستند ولیکن دارای دیدی سنتی نسبت به مسائل پیرامون خویش هستند. مثلاً مرد به تصویر کشیده شده در فیلم دو زن از آنجا که خود را پایبند مسائل دینی میداند از ادامه تحصیل همسرش جلوگیری میکند، رفت و آمدش را با دوستان و دنیای اطراف او قطع میکند، (تأکید از آن جهت بر سنتی بودن این نگاه است که دین مبین اسلام هیچ گاه چنین رفتاری را تجویز نکرده است) و یا همسر مهین شرقی در شام آخر خطاب به دخترشان میگوید: من شرعاً میتوانستم نگذارم او درس بخواند ولی این کار را نکردم. این در حالی است که افراد غیرمذهبی نگاه به اصطلاح مدرن دارند. مثال بارز چنین رفتاری حامد در شب یلدا است که همسر و دختر خویش را بدون همراهی به خارج از کشور میفرستد.
مذهبیهای فیلمهای ایرانی از سواد کمتری نسبت به افراد خارج از قید مذهب برخوردارند، حاج کاظم آژانس شیشهای، محمود در دو زن، طوبی خانم در زیر پوست شهر، خواستگار اول در فیلم آواز قو در برابر حامد در شب یلدا که معترض به اجراج خویش برای داشتن تخصص به جای تعهد است یا خانم دکتر مهین شرقی و دانشجوی تیزهوش و باهوش و استثنایی در دو زن.
نداشتن عاطفه و محبت هم شاخصه دیگر مذهبیهای نمایش داده شده در فیلمهاست. حاج کاطم که عدهای را گروگان میگیرد، شوهر سارا که بدون در نظر گرفتن تلاشهای شبانه که منجر به از دست دادن دید چشمان او نیز شده است، وی را از خود میراند، همسر لیلا که به رغم درک محبت همسرش نسبت به خود به سمت ازدواج دوم پیش میرود، در فیلم دو زن زن نقش اصلی فیلم (نیکی کریمی) مورد آزار و اذیت، تهمت و محدودیتهای خاص قرار میگیرد، مهین شرقی توسط همسر از کار برکنار شده و در محیط کارش مورد اهانت و ضرب و شتم قرار میگیرد. این مثالها در برابر حامد که علیرغم ترک همسرش فریاد میزند: دیوونه آخر من دوست دارم و به پای او صبر میکند... قابل ملاحظه است.
طریقه پوشش افراد مذهبی در فیلمهای ایرانی نیز سنتی و به دور از تجمل است و این درست به عکس کسانی است که در فیلم به عنوان افرادی غیرمذهبی حضور دارند. حاج کاظم و دوستانش در آژانس شیشهای پوششی بسیار ساده و بسان اوایل انقلاب و زمان جنگ دارند، همین طور طوبی خانم در زیر پوست شهر و بانوی اردیبهشت، همسر شرقی نیز هر چند به خوشپوشی علاقه دارد اما در این امر موفق نیست. شرقی در کار همسرش از لحاظ پوشش مانند وصلهای ناجور است. فرزند طوبی خانم (عباس) هم که چندان مذهبی نیست سعی دارد به روال دیگری لباس بپوشد.
سخن آخر اینکه تقابل دو تایی افراد مذهبی و غیرمذهبی در سینمای ایران را میتوان به نوعی تقابل افراد سنتی و افراد مدرن دانست. این تقابل که در متن فیلم نمایش داده شده است، کیفیتهایی است که شخصیتهای آنها را نمایندگی میکند. این تقابلها این تنش را ایجاد میکند که: با جامعهای واقعی که به این ترتیب تقسیم شده است چگونه کنار آییم؟