تبليغاتX
محمد آقاسی - یادی از سرزمین آب و آتش (1)

نه چون به لطف الهی در یک سفر کوتاه بسیار فشرده سه مرتبه موفق شدم به زیارت این صحن و سرای شریف ، و نه چون خیلی شباهت داشت به حرم نورانی علی بن موسی الرضا - علیه آلاف التحیه و الثنا- از جهت آرامش، و نه چون شب میلاد فرزند مبارکش شده ، و نه حتا به این دلیل که تنها حرمی بود که می شد به راحتی یک نماز جماعت راحت آنجا خواند، - چون از بین جریان صدر و حکیم ، جریان صدر اینجا را اداره می کرد و در باقی حرمها دعوا بر سر امامت جماعت بود و حرف آیت الله سید علی سیستانی - حفظه الله- هم روی زمین می ماند و به این نتیجه رسیده بودند که قید نماز جماعت زده شود و ایرانی ها بودند که خودشان اقامه جماعت می کردند و دل آدم کباب است وقتی این همه عالم با من و تو دشمن است و من و تو هم با هم دشمنیم سر هیچ و پوچ و نباید اینها در جمله معترضه در حاشیه خواند که داغی گلو گیر است - ، و نه چون دست نوشته و شب نوشته و دل نوشته ای موجود نیست ، و نه چون ...

دل است دیگر، حالا میلش کشیده دوباره به سرزمین آب و آتش و برای همین این عکس اینجا قرار می گیرد و از من دل می برد و ...

 

کاظمین - نوروز 90

 

کاظمین نزدیک بغداد است و حتا از خود پاینخت آرام تر و آباد تر. برای خرید که آنجا رفتیم بارها به ما هدیه دادند، که چه ؟  " ایران که آمده بودم برای زیارت امام رضا وقتی ایرانیها می فهمیدند از کاظمین آمده ام دستی به سینه ام می کشیدند و تبرکی می جستند و التماس دعایی می گفتند" اینجاست که رضای امیرخانی باید باشد و جانستان کابلستانش که بگوید : " جوان مرد مردمی هستند مردم این سرزمین" - که البته نه همه آنها که شرحش بماند-

راههای ورودی به حرم پر است از مغازه و مخصوصا حلویات کثیف که بویش مست می کند آدم را و بانو قدغن کرده که حتا فکر کنم بهشان و می گفت : " آدم چقدر دوست دارد بیاید بالای همین مغازه ها که فندق و مسافرخانه است ، یک ماهی بماند." و من به خنده که بیت شماست و حضرت موسای کاظم - صلوات الله و سلامه علیه و علی آبائه و ابنائه- جد گرامی شما.

و حالا روزهای نرفته ام را می شمرم و خوب می فهمم که چرا دشمنی با امام و حرمهایش و نمادها و نشانه هایش اینقدر جدی است. چون دوری از او نا اهلی چون مرا هم از پا در می آورد، چه برسد به اهلش. 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 خرداد1390ساعت 0:9  توسط محمد آقاسی  | 

 

جاوا اسكریپت