منتشر شده در نشریه خردنامه همشهری - ویژه نامه پایداری
شماره ۶۲ - صفخات ۷۹ و ۸۰
جهان تصاوير و تصاوير جهان
محمد آقاسي
این مطلب را که دوستش می دارم مدتها پیش نوشته بودم و در چاپ این ویژه نامه تاخیر زیادی افتاد و در آبان ماه منتشر گردید. هم اکنون به نظاره شماست تا از کم و کاستش آگاهم کنید.
تر كي حمد (1383) در كتاب فرهنگ عمومی و چالش های جهانی شدن خود معتقد است كه اگر روزگاری تامس هابز ، دولت را به «لویاتان» (هیولای افسانه ای مذکور در عهد عتیق) مانند کرد ، لویاتان عصر ما همان تکنولوژی اطلاعات و مالک یا تولید کننده آن است. يعني قدرت امروز از آن كسي است كه تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات را بر عهده دارد و فقر و غناي امروزي را مي توان در داشتن يا نداشتن يا كم داشتن رسانه عنوان كرد. اگر روزگاري با دود و آتش مي توانستيم پيغامي را مخابره كنيم ، امروزه در اندك زماني تصوير آنچه در گوشه اي از دنيا اتفاق افتاده مي تواند در سويي ديگر ديده شود. دنياي امروز ، دنياي غلبه تصاوير است و هر كه توان توليد و توزيع تصوير بيشتر را داشته باشد ، مي تواند آنچه را در ذهن دارد به انجام رساند.
به عقیده کستلز(1381) امروزه انقلابی شگرف در فنون ارتباطی و اطلاعاتی و شکل گیری یک نظام ارتباطی جدید مبتنی بر زبان همگانی دیجیتالی ، بنیاد مادی جامعه را چنان دگرگون ساخته است که هیچ گونه انزوا گزینی و کناره گیری را بر نمی تابد. حتی دور افتاده ترین و سنتی ترین جوامع نیز از بستن مرزهای خود به روی جریانها و شبکه های جهانی ناتوان هستند. آلبرو (1381) معتقد است رشد فزاینده فناوری و سایل ارتباط جمعی ، اینترنت و ماهواره ، موجب فشردگی زمان – مکان و نزدیکی فرهنگی کشورها شده و از این طریق یک فرهنگ مسلط در سطح جهان تشکیل شده است. در واقع ما دوران جديدي را تجربه مي كنيم كه تصاوير ، خواه واقعي و خواه مجازي و با حداكثر مضيقه ، بر ما حكومت مي كنند. ما آنچه را مي بينيم باور نمي كنيم ،به آنچه تصاوير براي ما به نمايش در مي آورند ،ايمان پيدا مي كنيم. و سرعت اين تصاوير و تكثر و تنوع آن به حدي است كه بع انقاد بورديو (1387) يا توان انديشيدن را از ما مي گيرد و ما را محدود به همان اطلاعات رسانه اي مي كند و يا با انديشه «فست فودي» كنار مي آييم و به آن اكتفا مي كنيم.
اين به آن معناست كه ميان معرفت كه حقيقت حركت دهنده آدمي است و اطلاعات كه سوخت امروزي حركت بشري است شكاف عميقي ايجاد شده است.در دوره پیشين زندگي بشري ، به خاطر محدودیت ارتباطات ، صرفا به منابعی رجوع می کردیم که زاییده مناطق نزدیک ما بودند و در اين دوره ، محصولات مختلف جهان در یک بازار رقابتی قرار می گیرند . در پرتو این تحول ، با در کنار هم قرار گرفتن منابع مختلف هویت ساز ، «بازار جهانی منابع هویت ساز » پدید می آید و مصرف كنندگان محصولات متنوعي از ساير فرهنگ هاي خود را تجربه مي كنند ودر مصرف آن مي كوشند.
لاتوش(1381) معتقد است تصاویر ، کلمات ، ارزشهای اخلاقی ، ضوابط قضایی ، قوانین سیاسی و ملاکهای صلاحیت از جمله مقوله های هویتی هستند که از واحدهای آفریننده ، یعنی غرب به سوی جهان سوم به کمک رسانه ها سرازیر می شوند. در واقع تولید اصلی جهانی نشانه ها در شمال و در آزمایشگاههای تحت نظارت آنها متمرکز بوده و یا بر اساس هنجارها و شیوه های موردنظر آنها ساخته و به سایر کشورها صادر می شود.
افزایش شبکه ها و مجاری ارتباطات بین المللی می تواند له یا علیه هر سیاست اجتماعی به سادگی بسیج شود و از آنان به عنوان يك سلاح برنده ، و پيش برنده براي تامين منافع خويش استفاده نمايند. همانگونه كه مهدي سمتي (1385) مي گويد پنتاگون اشکالی از رسانه ها را در طرحهای استراتژیکی برای هر عملیات در نظر می گیرد. در واقع سالهای اخیر با گسترش فن آوری ها و تکنولوژی های جدید ارتباطی برای اندیشمندان در حوزه های گوناگون محل بحث و تعاطی افکار بوده است. عناوینی چون عصر اطلاعات [1]، عصر ارتباطات[2] ، عصر حاکمیت جریان آزاد اطلاعات[3] و ... نام های آشنایی برای ماست. در دنیای امروز هزاران عنوان مجله و روزنامه منتشرمی شود، خبرگزای های بزرگ و کوچک بی شماری کار انتشار خبر را بر عهده دارند. سایتها و وبلاگهای خبری نیز به طرز گسترده اخبار و اطلاعات را منتشر می کنند. به نظر می رسد با وجود و حضور بیش از هزار کانال تلویزیونی ماهواره ای هیچ خبری دور از اذهان عمومی و پوشیده نماند. تنوع و کثرت اطلاعات، امکان کتمان اخبارویاتحریف واقعیات را دشوار می نمایاند.
با نگاهی به استیلای جریان سلطه [4] بر جهان رسانه ای و انحصار حاکم در این حوزه به نتایجی غیر از آنچه ذکر شد خواهیم رسید.کشورهای غربی به خصوص امریکا با سلطه رسانه ای خود به شدت از این شرایط و یا فرصت تاریخی پیش آمده حداکثر بهره برداری را می کنند و شیوه های زندگی مصرفی سرمایه داری را بر دیگر جوامع به ویژه کشورهای جهان سوم تحمیل می کنند. (خجسته ، 1384) امريكا با 6% جمعيت كل جهان ، 75% تبليغات دنيا را انجام ميدهد و دولت امريكا هرساله بيش از 400 ميليون دلار براي استخدام 8 هزار كارمند مي پردازد تا تبليغاتي به سود ايالت متحده تهيه كنند . حاصل كار هرسال بيش از 90 فيلم ، 12 مجله به 22 زبان و 800 ساعت برنامه هاي صداي امريكا به 37 زبان براي حدود 75 ميليون شنونده است ، كه همگي به شرح محسنات زندگي به شيوه امريكايي مي پردازند. (پراتكانيس و آرنسون ،1383 : 13)
كستلز (1380) در كتاب عصر اطلاعات :اقتصاد ، جامعه و فرهنگ ، تنها راه بيرون آمدن از منطق متداول شبكه هاي مسلط و با نفوذ جهاني را بازسازي معني بر اساس نظامي از ارزشها و باورهاي كاملا متمايز و شكل گيري هويت مقاومت مي داند و از نظر او شكست چنين مقاومتهايي هم در جامعه تاثيرگزار است.
در حال حاضر کشورها برای دستیابی به منافع خویش به استفاده از قدرت نرم[5] به جای قدرت سخت[6] روی آورده اند تا به صورت سهل و ممتنع ضمن همراهی افکار عمومی داخل کشور ، اهداف خویش را در خارج از محدوده قلمروی خود ، دست یابند.
نای (1387) در مقدمه کتاب قدرت نرم ، در پاسخ به چیستی مفهومی که قریب به یک دهه از ابداع آن می گذرد می گوید :« قدرت نرم عبارت است از توانایی کسب مطلوب از طریق جاذبه ؛ نه از طریق اجبار یا تطمیع . قدرت نرم از جذابیت فرهنگ ، ایده آل های سیاسی [7] و سياست های یک کشور ناشی می شود. وقتی سیاست های ما از نظر دیگران مشروع و مورد قبول باشد ، قدرت نرم ما افزایش می یابد. از نظر مبدع واژه قدرت نرم ، قدرت نرم برای پیروزی در دوران به ظاهر صلح ضروری است.
قدرت نرم، به صورت غيرمستقيم بر رفتار ديگران اثر مي گذاردو صرفا تبليغات سياسي نيست، بلكه مباحث عقلاني و ارزش هاي عموم را شامل مي شود و هدف اوليه آن ، تاثيرگذاري بر افكار عمومي در خارج و داخل كشورها است. يكي از منابع جدي در قدرت نرم رسانه هايي است كه تصاوير زائيده از آنها باعث تغيير نگرشها و رفتارهاي افكار عمومي يك كشور ، يك منطقه و حتي در برخي موارد شامل تغيير در نگرش بين المللي مي گردد و يكي از قدرتمند ترين اين ابزار سينماست.
كازه بيه (1382) معتقد است فيلم در رهگذر تصوير گري به معني بازنمايي يك شيء در مقام نوع ، شخصيت پردازي ،به معناي بازنمايي يك شخصيت و نماد پردازي از طريق معاني مجازي و استعاري در تماشاگر رهيافتها و تجربه هايي را پديد مي آورد و آنچه را مي گويد براي مخاطب باور پذير مي كند و استفان شارف (1382) در شرح عناصر سينما مي گويد كه هنرمند با استفاده از نماد آفريني و تركيبي از نماهاي گوناگون ، انتظاراتي را در تماشاگرانش مي آفريند كه به صورتي ماهرانه بر پايه اطلاعات داده شده ، بنا مي شوند. تماشاگر در عرصه اي از رمزگشايي كشانده مي شود و بين محتواي فيلم و تاثيرات نيمه خود آگاه و متقابل واقعيت و خيال رابطه اي برقرار مي شود.
براي غلبه به سلطه تصاوير پيرامونمان كه منبع توليد آن نظام سلطه جهاني است چاره اي جز مقاوت نداريم و يكي از راههاي مقاومت دست يابي به قدرتي از رسانه ها و ساخت تصاوير است. يكي از بهترين جلوه گاه ساخت تصاوير و تاثيرگذارترين آنها سينماست كه سينماي ايران در برهه اي پس از انقلاب اسلامي نشان داده مي تواند از آن به عنوان قدرتي براي غلبه به فضاي حاكم بر جهان استفاده نمايد. سينماي ايران مي تواند با غلبه به عناصر ضد بشري نهفته در سينماي جهان كه بر سه پايه خشونت ،حيرت و وقاحت بنا شده به مقابله پرداخته و از اين قدرت كه چون گنجي نهفته ذاير فرهنگي ما است به خوبي استفاده كند. فضاي جنگ طلبي گذشته و حال كشورهاي بزرگ مدعي صلح باعث شده آنان همواره خشونت را به عنوان جزئي از فيلمهايشان داشته باشند و پي در پي آن را در اجزاي مختلف جامعه مثل خانواده ، محيطهاي عمومي و آموزشي بازتوليد كنند. اين در حالي است كه كشور ما همواره قزباني جنگ طلبي و جنگ افروزي ديگران بوده و هم در جنگهاي جهاني لطمات جدي ديده و هم در نعرض تهديد بوده است. از اين رو استفاده از ظرفيت دفاع مقدس و پديد آوردن سينماي ضد جنگ مي تواند در دنيا برا ي ما جايگاه ويژه و مناسبي را پديد آورد. از سوي ديگر تلاش براي متحير كردن بشر با استفاده از اساطير كهن و باستاني و يا تكنولوژيهاي جديد مي تواند با سخن گفتن فطرت انسانها معاوضه گردد و همين طور وجدان بيدار بشر به جاي استفاده كردن از نقاط ضعف انساني مي تواند تاثيرگزاري بيشتري در دنياي امروز داشته باشد.
تصاوير پاك توليدي ما كه مبتني بر فرهنگ و تمدن ايراني – اسلامي است مي تواند ابزار مناسبي براي مقابله با تهديدهاي جهان سلطه بر ضد ما باشد مشروط بر آنكه خوب توليد شوند و بهتر از آن توزيع گردند.
براي نوشتن اين مقاله از اين منابع سود جسته ام :
- حمد ، ترکی(1383) ، فرهنگ عمومی و چالش های جهانی شدن ، ترجمه ماهر آموزگار ، تهران ، نشر مرکز
- بورديو ، پير (1387) ، تلويزيون و سلطه ژورناليسم ، ترجمه ناصر فكوهي ، تهران ، انتشارات آشيان
- كستلز ، مانوئل (1380) ، عصر اطلاعات :اقتصاد ، جامعه و فرهنگ (پايان هزاره) ، ترجمه علي پايا ، تهران ، انتشارات طرح نو
- نای ، جوزف (1387) ، قدرت نرم ، ترجمه سید محسن روحانی و مهدی ذوالفقاری ، تهران ، انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام
- سمتی ، محمد مهدی(1385) ، عصر سی ان ان و هالیوود : منافع ملی ، ارتباطات فراملی ، ترجمه نرجس خاتون براهوئی ، تهران ، نشر نی
- كازه بيه ،آلن (1382) ،پديدار شناسي و سينما ،ترجمه علاء الدين طباطبائي ،تهران ،انتشارات هرمس
- شارف ،استفان (1382)، عناصر سينما ، ترجمه محمد شهبا و فريدون خامنه پور ،تهران ،انتشارات هرمس
- گل محمدی، احمد (1381)، نگاهی به مفهوم و نظریه های ، فصلنامه مطالعات ملی، سال سوم ، بهار،شماره 11
- میرمحمدی، داود (1381)، جهانی شدن ابعاد و رویکردها ، فصلنامه مطالعات ملی، سال سوم ، بهار،شماره 11
- قریشی،فردین (1381)، جهانی شدن و تحول تصور ما از خویشتن ، فصلنامه مطالعات ملی، سال سوم ، بهار،شماره 11
- پراتكانيس، آنتوني و آرنسون ، اليوت (1383) ، عصر تبليغات ، ترجمه كاووس سيد امامي و محمد صادق عباسي ، چاپ سوم ، تهران ، انتشارات سروش
- خجسته باقرزاده ، حسن (1384) ، بررسی نحوه استفاده رسانه های بیگانه از مسائل زنان برای تغییرات فرهنگی در ایران ، فصلنامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات دانشگاه تهران ، شماره 2و3
-
[1] -Information Age
[2] -Communcation Age
[3] - Free Flow of Information
[4]- Main Stream
[5] - Soft Power
[6] - Hard Power
[7] - Polhtical ideals