تبليغاتX
محمد آقاسی - از یک تا چهارده

۶)

یه جورایی دوست داشتم ببینه . مادرم بود و کیف می کردم قربون صدقه بره برای من. توی آینه نگاه کردم. زیرپوشم با یقه گشاد به خوبی سینه سرخم و نشان می داد. حسابی دیشب توی هیات با بچه ها سینه زده بودیم و اثرش هنوز بود.

+ نوشته شده در  جمعه 4 دی1388ساعت 15:43  توسط محمد آقاسی  |