سر پیاله منتشر شده در شماره هشتم ماهنامه راه
نشریه معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی دانشگاه تهران
ویژه نامه عرفان ، اخلاق و سیاست در سیره امام خمینی (ره) /خرداد ۱۳۸۸
دین اسلام دارای قواعد ، قوانین و دستورات مختلف و گوناگون در ابعاد متنوعی است. به عنوان مثال نگاهی کوتاه به رساله های شریف توضیح المسائل مراجع عظام تقلید نکته فوق را تایید می کند. تنها در کتاب توضیح المسائل بیش از 3000 مساله شرعی بیان شده است.[1] که خود با اقسامی چون واجب ، حلال، مستحب، مکروه و... مجزا شده اند. یا در کتابهایی که تحت عنوان «سنن النبی» نگاشته شده بیش از 500مساله امور مستحبی را در خود جای داده است.[2] اما همین مسائل فقهی هم از منابع دیگری استخراج شده اند که در حقیقت هر کدام دریای بیکرانی است. «قرآن کریم و روایات وارده در ذیل آن»، به عنوان اولین و مهمترین متن اسلامی است. در یک نفسیر روایی مانند «البرهان فی تفسیر القرآن» در حدود 12000 روایت وجود دارد.[3] دسته دیگر ذخایر و مواریثی که به دست ما رسیده است را تحت عنوان «متون اعتقادی» می توان نام برد. تنها در یک مجلد از کتاب شریف «اصول کافی» تعداد 1437 روایت در مباحث اعتقادی وجود دارد.[4] متونی که حاوی دستورات عملی یا برنامه و نظام زندگی انسان در بینش اسلامی هستد، گرانبهاترین متون ما را تشکیل می دهند. رساله های توضیح المسائل متداول معمولا از میان این بخش استخراج می شوند.کتاب «وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه» محتوی 35850 حدیث است که درباره حقوق اسلام و مسائل علمی آن سخن می گویند ؛ و در کتاب «مستدرک الوسائل» مطابق تخمین صاحب نظران 23000 حدیث وجود دارد.[5] ادعیه و سیره و تاریخ هم دو بخش عمده دیگر منابع استخراج راه و دستورالعمل های زندگی است. اما بسیاری از همین احکام به ظاهر ساده و به ظاهر عبادی فردی در زمره امور اجتماعی قابل بررسی و انجام هستند. حضرت امام خمینی(ره) به عنوان یک اسلام شناس در این مورد می فرمایند:«بسیاری از احکام عبادی اسلام، عبادی سیاسی است..»[6]
پیوند حیات مادی انسان با حیات معنوی او سبب می گردد اسلام بدل به یکی از سیاسی ترین ادیان شود و در جایی ثمره این نگاه شکوفایی امپراطوری اسلامی در قرون وسطی اروپایی است.[7] اما در نگاه اسلامی- قرآنی این انسان کیست؟ چه ابعادی دارد ؟ که او را و به تبع آن جامعه اش را از سایر جوامع جدا می کند ؟
به نظر می رسد قرآن کریم سه ساحت وجودی انسان را به طور مجزا از یکدیگر مطرح می کند. نخستین بعد یا ساحت انسانی «بشر» بودن آن است :
«قُل اِنَّما اَناَ بشرٌ مثلُکُم یوحی الیَّ» [8]
بگو: جز این نیست که من هم بشری مانند شما هستم، با این تفاوت که به من وحی می شود .[9]
در این آیه شریفه جسمانی بودن و غریزی بودن همه انسانها یکسان بیان شده است. تفاوت پیامبر مکرم اسلام(صل الله علیه و آله وسلم) در اراده الهی نسبت به وحی به ایشان است که از سایرین ممتازشان نموده است. در سوره مبارکه عصر خداوند بعد دیگری از آدمی را معرفی می نماید :
«والعَصر- انَّ الاِنسانَ لفی خُسر- الاّ الذینَ ءَامَنوا و عمِلوا الصالِحات و تواصَعوابِالحَق و تَواصَعوابالصَّبر»
در این سوره خطابهایی که صورت گرفته به «انسان» بوده و تقریبا تمام آنها دستورات جمعی است. یعنی قرآن کریم بعد دیگری برای آدمی قائل است و آن حضور مومنانه در جامعه که منجر به انجام اعمال صالح گردد. دیگرانی نیز که اینگونه نباشند در زمره زیان دیدگان خواهند بود. به بیان دیگر در این خطابها حضور اجتماعی و نیز بعد اجتماعی مردم تبیین گشته است.
در آیات 30 تا 38 قرآن کریم بعدی دیگر از ابعاد انسان آشکار شده است و آن بعد الهی و معنوی اوست.این آیات به ماجرای «جعل خلیفه» توسط خداوند متعال بر روی زمین اشاره دارد. هنگامی که فرشتگان با خدای خویش سخن می گویند در پاسخ امتیاز او را در دانستن «اسماء» می یابند و سرانجام به فرمان الهی به آدم سجده می کنند. در این آیات دو نکته قابل توجه است.اول آنکه خلیفه بودن آدم مختص حضرت آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام) نیست و بنی آدم نیز با رتبه و درجه ای پایین تر دارای آنند. دوم آنکه سوالی مطرح می شود و آن این است که سجده در مقابل کدام امتیاز است ؟ به خاطر «بشر» بودن؟ یا «انسان» بودن ؟ بدیهی است که تنها با این دو ساحت آدمی سجده کردنی نیست و امتیازی که پروردگار متعال در اینجا قائل شده است یک بعد روحی و معنوی است. این سه ساحت تو در توی انسانی باعث می شود که نوع نگاه ما با دیگران به انسان متفاوت باشد. حیات غریزی،اجتماعی و معنوی انسان – علاوه بر آنکه به آنها قائل هستیم – در یک راستا و در ارتباط بایکدیگرند. کسی که نگاه اینچنینی داشته باشد بالتبع متفاوت زندگی می کند و عمل می کند. رهبر دینی در جامعه دینی و با پشتوانه تمام متون دینی نگاه متفاوتی نسبت به تمام سیاستمداران عالم دارد. برای او تنها معیشت انسانها اهمیت ندارد ویا تنها معنویت ارزش ندارد. جامعه و انسان در پی هم هستند و غریزه و اجتماع و معنویت در اندیشه سیاسی – اجتماعی امام خمینی (ره) یکسان است.
1 – بنی هاشمی خمینی ، سید محمدحسن (1383)تو ضیح المسائل مراجع (مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید) قم :دفتر انتشارات اسلامی
2- طباطبایی ، سید محمد حسین(1379) ترجمه استاد ولی ، حسین ، تهران : پیام آزادی
3- جاودان ، محمد علی (1385) مقدمه کتاب نقش ائمه در احیای دین ،تهران: مرکزفرهنگی انتشاراتی منیر
6- موسوی خمینی ، روح الله(1368) وصیتنامه سیاسی – الهی ، چاپ و انتشارات وزارت ارشاد : تهران
7- فکوهی ، ناصر (1381) تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی ، نشر نی : تهران