روزها که به محل کار می آید همه از برنامه شب تلویزیون و شاید ماهواره حرف می زنند. او سکوت می کند. از سریالها و طنزها و مسابقه ها و خبرها می شنود ؛ و اینکه طبق آخرین تبلیغات همکاران چه می خرند تا بخورند یا بپوشند. اما او هرشب با همسرتازه عروسش رادیویی را گوش می کرد که از خانه مادرش آورده بود. تلویزیون ندارند و در خانی آباد مستاجرند.