نه چون به لطف الهی در یک سفر کوتاه بسیار فشرده سه مرتبه موفق شدم به زیارت این صحن و سرای شریف ، و نه چون خیلی شباهت داشت به حرم نورانی علی بن موسی الرضا - علیه آلاف التحیه و الثنا- از جهت آرامش، و نه چون شب میلاد فرزند مبارکش شده ، و نه حتا به این دلیل که تنها حرمی بود که می شد به راحتی یک نماز جماعت راحت آنجا خواند، - چون از بین جریان صدر و حکیم ، جریان صدر اینجا را اداره می کرد و در باقی حرمها دعوا بر سر امامت جماعت بود و حرف آیت الله سید علی سیستانی - حفظه الله- هم روی زمین می ماند و به این نتیجه رسیده بودند که قید نماز جماعت زده شود و ایرانی ها بودند که خودشان اقامه جماعت می کردند و دل آدم کباب است وقتی این همه عالم با من و تو دشمن است و من و تو هم با هم دشمنیم سر هیچ و پوچ و نباید اینها در جمله معترضه در حاشیه خواند که داغی گلو گیر است - ، و نه چون دست نوشته و شب نوشته و دل نوشته ای موجود نیست ، و نه چون ...
دل است دیگر، حالا میلش کشیده دوباره به سرزمین آب و آتش و برای همین این عکس اینجا قرار می گیرد و از من دل می برد و ...

کاظمین نزدیک بغداد است و حتا از خود پاینخت آرام تر و آباد تر. برای خرید که آنجا رفتیم بارها به ما هدیه دادند، که چه ؟ " ایران که آمده بودم برای زیارت امام رضا وقتی ایرانیها می فهمیدند از کاظمین آمده ام دستی به سینه ام می کشیدند و تبرکی می جستند و التماس دعایی می گفتند" اینجاست که رضای امیرخانی باید باشد و جانستان کابلستانش که بگوید : " جوان مرد مردمی هستند مردم این سرزمین" - که البته نه همه آنها که شرحش بماند-
راههای ورودی به حرم پر است از مغازه و مخصوصا حلویات کثیف که بویش مست می کند آدم را و بانو قدغن کرده که حتا فکر کنم بهشان و می گفت : " آدم چقدر دوست دارد بیاید بالای همین مغازه ها که فندق و مسافرخانه است ، یک ماهی بماند." و من به خنده که بیت شماست و حضرت موسای کاظم - صلوات الله و سلامه علیه و علی آبائه و ابنائه- جد گرامی شما.
و حالا روزهای نرفته ام را می شمرم و خوب می فهمم که چرا دشمنی با امام و حرمهایش و نمادها و نشانه هایش اینقدر جدی است. چون دوری از او نا اهلی چون مرا هم از پا در می آورد، چه برسد به اهلش.

خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نائب امام عصر (ع)
حضرت آیت الله خامنه ای ایدكم الله تعالی بتاییداته الخاصه
سلام علیكم و رحمة الله و بركاته
امتثال امر فرصتی برای عرض ارادت در این مرقومه باقی نمی گذارد لذا حقیر مستقیما با استمداد از فضل بی منتهای رب العالمین وارد در اصل مطلب می شوم بعد از عرض این مختصر كه :
ما با حضرتعالی به عنوان وصی امام امت (ره) و نایب امام زمان (عج) تجدید بیعت كرده ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده ایم، همانگونه كه پیش از این درباره امام امت (ره) بوده ایم و بسیارند هنوز جوانانی كه عشق به اسلام و شور رضوان حق آنان را در میدان انقلاب نگاه داشته باشد، با همان شوری كه پیش از این داشته اند.
خدا شاهد است كه این سخن از سر كمال صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است كه در تمام این هشت سال بار جنگ بر شانه های ستبر خویش كشیدند. ما به جهاد فی سبیل الله عشق می ورزیم. و این امری است فراتر از یك انجام وظیفه خشك و بی روح. این سخن یك فرد نیست، دست جماعتی عظیم است كه به سوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت كند، بسیارند كسانی كه می دانند شمشیر زدن در ركاب شما برای پیروزی حق از همان ارجی در پیشگاه خدا برخوردار است كه شمشیر زدن در ركاب حضرت حجت (س) و نه تنها آماده كه مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.
كمترین مطیع شما سید مرتضی آوینی

یک سحر اینجا مهمانمان کنید. رمضان هم نشد طوری نیست !
مصاحبه ها تجربه دیدار با بزرگان و درس آموختن از آنان است و برگهایی که به دفتر خاطرات ما افزوده می شود.اردیبهشت امسال دیدار و گفت و گویی با رییس محترم پژوهشکده رویان داشتم. دیداری سراسر شور و حرارت و مزین به نام فقید سعید دکتر کاظمی آشتیانی بود. این هم عکس یادگاری با دکتر گورابی عزیز که توسط آقای آرمند گرفته شد :

حتما «رویانا» را می شناسید. گوسفند شبیه سازی که تا اسمش را می شنویم گل از گلمان می شکفد. حتی دکتر گورابی هم اینگونه بود.جراح به دنیا آمدن این گوسفند هم جناب دکتر قمصری استاد دانشگاه تهران بودند که عکس گرفته شده توسط آقای ثامنی را هم به یادگار به نمایش می گذارم. متن مصاحبه با هر دو بزرگوار در شماره های نهم و دهم ماهنامه «راه» درج شده است.

جوانتر که بودم به سنگ قبر شهدای گمنام زل می زدم . ۱۶ یا ۱۷ ساله بودند تا نهایت ۲۷ و ۲۸.
با خودم میگفتم که تا هم سن آنها بشوم یک جوری ما هم هوایی می شویم. اما تمام شد .
آب پاکی هم روی دستمان ریختند.
خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند.

خاضعانه سر بر آستان بلندتان می سایم
دعایمان کنید