تأثیر رسانه بر افکار عمومی با استفاده از روش تقویت افتراقی؛
نمونه موردی قتل ندا آقا سلطان
مهرشاد شبابی
محمد آقاسی
چکیده:
این مقاله براساس نظریه تقویت افتراقی و برجسته سازی کوهن، قصد دارد تا نحوه انعکاس رسانهای غرب از قتل فردی به نام ندا آقا سلطان (فارغ از خود ماجرا) را بررسی و نشان دهد که رسانه ها با روش برجسته سازی و تقویت افتراقی چگونه از راهبرد شکلدهی افکار عمومی استفاده میکنند. به اعتقاد برنارد کوهن، ممکن است رسانه های امروزی نتوانند به مردم بگویند چگونه فکر کنند اما به جرأت میتوانند به مردم بگویند به چه چیزی بیاندیشند. مقاله حاضر حاصل تحلیل محتوای رسانه ای است كه به منظور بررسي شیوههای رسانه ای در تأثیر گذاری بر افکار عمومی خارجی و داخلی از جريان قتل ندا آقا سلطان انجام شده است. در این مطالعه برای شناخت شیوه های مختلف برجسته سازی در رسانه ها با توجه به تاکید بر موضوع قتل ندا آقاسلطان به جستجوی کلید واژه مربوطه در رسانه های مختلف در دوره زمانی یکساله خرداد 88 تا خرداد سال 89 با روش تحلیل محتوا اقدام نمودیم. يافته ها نشان میدهد خبر کشته شدن ندا در کل مجموعاً 1359 بار در روزنامههای معتبر آمریکا منتشر شد. عملکرد رسانهها از طریق برجسته سازی شامل پوشش خبری به خبر قتل و مراسم خاکسپاری و یادبود، تجمعات، تصویر سازی مطبوعاتي – رسانه اي، آثار هنری – رسانه اي، تندیس ها جوایز و یادبودها میشود. در بخش نتیجه گیری و بحث نیز به مقایسه عملکرد رسانه های غربی در دو مورد مشابه پرداخته شده است.
* * * * *
کلیدواژه: برجسته سازی، بازنمایی، تقویت افتراقی، نماد سازی، روایت، تصویر سازی
دریافت متن کامل مقاله به صورت پی-دی-اف
منتشر شده در پایگاه تحلیلی برهان - ۲۶/۱۱/۱۳۹۰ | کد: ۲۸۲۴
لینک اصلی مطلب را هم در اینجا ببینید.
1. تاریخ در مکتب اهل بیت صلواتالله علیهم اجمعین متفاوت از سایر نحلههای فکری معنا و مفهوم مییابد. امیرمومنان علی علیه السلام میفرمایند: «اسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ یَکُنْ بِمَا قَدْ کَانَ، فَإِنَّ الاُْمُورَ أَشْبَاهٌ، بر پایهی رویدادهای تارخی گذشته، در مورد آینده استدلال کن، چرا که جریانهای تاریخی همانند یکدیگر است» و نیز میفرمایند: «وَ لَوِ اعْتَبَرْتَ بِمَا مَضَى حَفِظْتَ مَا بَقِیَ، اگر با چشم عبرت به تاریخ بنگری( با جمعبندی درست) آیندهات را پاس خواهی داشت». (نهجالبلاغه، نامه 31)
2. در این نگره، چند ویژگی مهم را میتوان مشاهده نمود. از جمله، هدفمند بودن تاریخ و نیز، پویایی و تکرارپذیری آن، در نتیجه میتوان با تکیه بر گذشته، بر رویدادهای جدید فائق آمد. با این تعریف، تاریخ تنها نقل تک خطی رویدادها نیست، بلکه با استفاده از ابراز جانبی–مثل استفاده از احادیث-میتوان و باید آن را فهم نمود. متن زیارت عاشورا مؤید دیگری بر این مطلب است: «انّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَه» یعنی قیام بر ضد دشمنان حسینی مقطعی و دفعی نیست، بلکه همیشگی و همگانی است.
3. در میان مجموعههای گوناگون تاریخی، تاریخ اسلام به جهت ویژگیهایی منحصر به فرد و حضور انسان کامل در جامعه، برای ما شیعیان از اهمیت و موضوعیت خاصی برخوردار است. فراز و نشیبهای طی شده و شخصیتها و گروههای گوناگون آن برههی تاریخی را متمایز و متفاوت نموده است.
4. خداوند متعال میفرماید: «وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ» در این آیه به سه دسته از یاران رسول خدا (صلیالله علیه و اله و سلم) که مورد رضایت خداوند بودهاند، اشاره میشود که عبارتاند از: «مهاجرین، انصار و تابعین».
5. «مهاجرین» تازهمسلمانانی بودند که در مکه تحت فشار شدید کفار واقع شدند. در هنگامهی هجرت تاریخی به مدینه، آنان به دنبال حضرت و برای نجات از فشارها و آزارها و اذیتهای مشرکان و جهت تقویت دین نوپای اسلام، خانه و کاشانه و همهی هستی خویش را رها کرند و با دست خالی به مدینه هجرت نمودند.
6. «انصار» دعوتکنندگان اصلی پیامبر خدا(صلیاللهعلیه وآله وسلم) به مدینه بودند و آمادگی خویش را برای هرگونه همکاری و همراهی با دین خدا و فرستادهاش اعلام نموده بودند. اینها با آغوش باز از مهاجرین استقبال نمودند و خانه و زندگی در اختیار آنان گذاشتند و به آنان همچون برادران خویش، کمک نمودند.
7. متأسفانه شکی نیست که از دو گروه پیش گفته، افرادی با نقشهای از پیش طراحی شده، ضمن نفوذ در سیستم، پس از فقدان پیغمبر خاتم(صلیاللهعلیه وآله وسلم) اقدام به غصب مقام وصایت و تشکیل «حکومت جعلی عربی» بر پایهی انگیزههای قبیلگی، به جای «حکومت اسلامی» با مایههای دینی نمودند. این امر اولین اقدام مشهود انحراف در میان دو گروه ویژهی صدر اسلام بود. البته این انحراف بزرگ، با مقدمهچینی قبلی بود و بعدها، نمودهای متعددی از این گروه بروز کرد که در تاریخ ثبت شده است.
8. مهمترین انگیزه حرکت بر خلاف منش نبوی، مطابق آنچه در تاریخ ذکر شده است، دنیاپرستی این عده بود. وجود نورانی علیعلیه السلام در خطبه مشهور «شقشقیه» پس از بررسی اوضاع سیاسی-اجتماعی حاکمیت مکتب خلفا، در علتیابی عمل نکردن آنان به اصول اساسی اسلامی میفرمایند: «وَ لَکِنَّهُمْ حَلِیَتِ الدُّنْیَا فِی أَعْیُنِهِمْ وَ رَاقَهُمْ زِبْرِجُهَا» زرق و برق دنیا چشمشان را پر کرد، و زیور و زینتش آنان را فریفت.
9. دنیاخواهی، نخ تسبیح اندیشهی جبههی مخالفان تفکر حاکمیت اسلام ناب بود. از اینرو گروههای متعدد و متنوعی را در کنار یکدیگر جمع نمود که چهرههایی نامآشنا و غلطانداز برای مردم داشتند. در این جبهه، مخالفان دیرینهی پیغمبرخاتم(صلیاللهعلیه وآله وسلم)، آل امیه، اهل حقد و حسد نسبت به حضرت وصی علیه السلام، زورمدارانی چون عثمان و زرپرستانی چون طلحه و زبیر و اهل طمعهایی چون «ابن زیبر»، طالبان قدرت و حکومتهایی چون «ابوعبیده جراح» و «سالم مولای حذیفه» و کجروان اندیشهای چون «ابوموسی اشعری» وجود داشتند.
10. علاوه بر نفوذ آشکار یهود و مسیحیت در دوران حاکمیت خلفا به سرکردگی «کعب الاحرار» و «تمیم داری»، مشغول شدن ذهن جامعهی اسلامی به جنگ و کشورگشایی و فاصله گرفتن از ارزشهای الهی، شیوع خرافهگرایی و قصهپرازی، پرداختن به جنگ داخلی، ارزیابی شتاب زدهای از عملکرد این جبهه است. به عنوان نمونهای کوچک، در جنگ تحمیلی جمل، آمار تلفات طرفین بین ده تا هفده هزار نفر، ذکر شده است و در جنگ نهروان، حدود چهار هزار نفر. علاوه بر این باید در نظر داشت که خسارات معنوی مهمی در این سالها به جامعه وارد آمد که همه بر عهدهی جبهه مقابل عدل علوی است.
11. نکتهی مهم اینجاست که ولی و حجت خدا تمام توان خویش را برای حفظ نیروها، و جلوگیری از ریزشها انجام میدهد و از عدول آنها نسبت به اهداف ناخرسند و نگران است. این خود افراد هستند که با فاصله گرفتن از مبانی و مبادی، پا در مسیر انحراف میگذارند.
12. اما در مورد «تابعین» دو نظر موجود است. گروهی معتقدند این دسته، کسانی هستند که پیغمبر خاتم(صلیاللهعلیه وآله وسلم) را درک نکردند، اما به یاری معصومین شتافتند. گروهی دیگر بر این عقیدهاند که این دسته تابع مهاجرین و انصار شدند. آنچه در این نوشته مدنظر است، رأی گروه نخست را مدنظر دارد.
13. کارنامهی عمل تابعین از سویی درخشانتر از مهاجرین و انصار است و از دیگر سو اعجابآور. چرا که سخت میتوان ظهور نسلی را باور نمود که پیامبر را ندیده باشند، اما جانانه پا به رکاب ولی خدا حرکت نمایند. «عبدالله بن عباس»، «مالک اشتر نخعی» و «محمد بن ابابکر» را میتوان سه چهره شاخص رویش یافته در کنار امیرالمومنین علی علیه السلام دانست.
14. تاریخ تکرار میشود و کربلا، بزرگترین صحنهی آزمون خلقت است. تاریخ به ما میآموزد جز با معصوم با هیچ شخص و شخصیتی نمیتوان و نباید عقد اخوت برقرار نمود و مصداق و میزان در همهی امور پیروی از ولایت است. ابنعباس، در مقام یک مفسر و محدث، قریب به هفتاد و دو مناظره با سران جبههی معارض حکومت علوی دارد و رشادتهای او در جنگهای سهگانه ناکثین و قاسطین و مارقین مثال زدنی است. اما در صحنهی بیبدیل کربلا او که دارای توانایی آمادگی است هم از یاری سید و سالار شهیدان عالم باز میماند و در آزمون بزرگ همراهی با حجت خدا مردود میشود؛ و در تاریخ موارد اینچنینی وجود دارد.
15. صحنهی مثال زدنی کربلا برای همیشه تاریخ کافی است و کربلا مختص مکان و زمان نیست. اگر خیل کسانی که حسینبنعلی علیه السلام را به بیان یا با برهان میشناختند، در سویی قرار گرفتند، که یاریش نکردند و یا با او جنگیدند؛ عدهای به ظاهر و به عدد کم و کوچک اما به بزرگی تاریخ به یاریش شتافتند که از جهت سنی به عنوان تابعین و یا حتی تابعین تابعین محسوب میشدند. این در حالی بود که شاید هنوز شنوندگان نغمهی جاودانی «حسین منی و أنا من حسین» به ظاهر زنده بودند.
16. انقلاب اسلامی ایران، در مدل ولایی مکتب اهلبیت صلواتاللهعلیهم اجمعین قابل تعریف است؛ چرا که مبانی و مشروعیت خود را از آن میداند و مطالبهی مردمی هم از آن به همین منوال است.از این رو، عبرت گرفتن از گذشته، برای حفظ و ادامهی انقلاب ضروری است. یک برش نظری برای آینده انقلاب اسلامی، توجه به ریزشها و رویشهاست.
17. از ابتدای نهضت امام خمینی رضوانالله تعالی علیه، چه بسیار گروهها و آدمهایی بودند که داعیه نزدیکی با مبانی و مبادی انقلاب اسلامی را داشتند، اما پس از مدتی جزء ریزشهای تاریخ معاصر شدند. در این میان افراد در سطوح بالای حوزوی و دانشگاهی و مجاهدین و مبارزین انقلابی تا مسؤولان و مدیران بزرگ جامعه حضور دارند. لیست متنوعی که با کنار هم قرار دادن آنها، مجموعه دنیاطلبان را میتوان تشکیل داد. اما بهراستی با این همه نیروهای مهم و متشخص که در سالهای دور و نزدیک از دست رفتهاند، آینده انقلاب اسلامی چگونه پیش خواهد رفت؟
18. تاریخ تکرار میشود. نه آنکه آدمهایی مثل گذشته با همان ویژگی شخصیتی به وجود آیند و یا جریانها و رفتارهایی درست مثل صدر اسلام برای ما به وجود آید؛ اما میتوان با عبرت از گذشته آیندهی بهتری را در نظر گرفت. انقلاب اسلامی ایران، در آستانهی دههی چهارم خویش علاوه بر پیمودن موج ترورها، جنگ تحمیلی اکنون با کهولت سن و یا خستگی و ریزش بخشی از انصار و مهاجرینش روبرو است. برخی از انقلابیون که حتی زندانهای رژیم ستمشاهی را نیز تجربه کردهاند. در ضمن متأسفانه کادرسازی سیستماتیک و نظاممند و نیروسازی برای بخشهای مختلف جمهوری اسلامی، با مشکل اساسی روبرو بوده که خود نقیصهای در خور تأمل میباشد. با این شرایط، چرا نباید بیمناک بود؟
19. هرچند بسیاری از تجربههای جوان و ارزشمند در حیطههای مختلف رویش یافتهاند و در روزمرگیهای سیاستزده امروز گم شدهاند. با این وجود، نشانهها حاکی از آن است، همانطور که در دوران صدر اسلام تابعین، توانستند نهضت اسلامی را ادامه داده و از آن دفاع نمایند، تابعین انقلاب اسلامی هم تنها گروهی هستند که میتوان بدانها امید داشت تا از پیچ و خمهای پیش رو عبور کنند. حماسهی بزرگ نهم دی و حضور گستردهی نسل سومیها در راهپیماییهای بزرگ، بارقههایی از وجود جریان تابعین انقلاب اسلامی است.
20. تابعین انقلاب اسلامی کسانی هستند که امام راحل عظیمالشأن و شهدای هشت سال دفاع مقدس را درک نکردهاند؛ اما در پایمردی بر سر آرمانهای بلند ایشان، دشمنشناسی و دشمنستیزی و اقامهی کلمهی حق در دنیا، کمر همت بستهاند. بزرگترین و مهمترین ویژگی این دسته ی نوپدید، عدم رغبت به دنیا و مظاهر گوناگون آن است. عرصههای گوناگون علمی و اجتماعی شاهد چنین جوانانی است که با مجاهدت در راه خدا مشغولند. هرچند ممکن است نام آنها در کنار بزرگان و نخبگان سیاسی اجتماعی دیده نشود و یا عده آنها کم به گمان آید؛ اما تاریخ آینده ی انقلاب را همین نسل رقم خواهد زد.
21. تابعین انقلاب اسلامی را بیگمان با یک شعار مهم میتوان شناخت. شعاری پیامگونه و به عمق تاریخ، که برآمده از شور و شعور دینی است: «انقلابی بودن مهم نیست، انقلابی ماندن مهم است»
نگاهی به زندگی جوادالائمه علیه السلام
متن سخنرانی ارائه شده در هیئت محبین فاطمه سلام الله علیها - ۵ آبان ۱۳۹۰
منتشر شده در پایگاه اینترنتی تابناک - ۶ آبان ماه ۱۳۹۰
اين مبارزه نرم داراي ابعاد ديگري نيز بود. در اين دوره گستره ممالك اسلامي از شمال به تركستان، در آسيا و كوههاي پيرنه و شمال اسپانيا در اروپا مي رسيد و از جنوب به درياي سرخ و اقيانوس هند وصحراي آفريقا منتهي مي شد، و از شرق به كشور سند و پنجاب محدود مي شد. از مغرب نيز تا اقيانوس اطلس پيش مي آمد. اين گستردگي با تنوع نژادي و فرهنگ ها و آداب و رسوم متفاوت، موجب رسوخ مباني فكري فرقه ها و نحله هاي ديگر اسلامي در بين انديشمندان مسلمان شد.
از ديگر سو نيز خلفاي بني العباس براي رويارويي فكري با مكتب اهل بيت، به ترجمه متون غير اسلامي اهتمام ويژه داشتند. عباسيان تلاش داشتند تا از راه تهي جلوه دادن امام از برتري علمي و هم چنين از راه مخدوش جلوه دادن عصمت اﺋمه عليهم السلام، با تلاش در جهت بد نام کردن آنان و از بين بردن کرامت وقداست آنان نزد مردم، به اهداف خود دست يابند.
لینک اصلی متن را در اینجا بخوانید.
اینجا و اینجا و اینجا و اینجا هم منعکس شده است.
این مطلب در شماره نمی دونم چندم ماهنامه «صبح دوکوهه» منتشر شده. سردبیر محترم یا هرکس دیگری که دید، به ما هم برساند.
يك فهم ساده از كلمه ملي يعني هرآنچه از آن ملت است و در مقیاس مای ایرانی یعنی از آن خودمان است و در تضاد با ديگري است. يعني خودماني و خودي است و دیگری کسی که ایرانی نیست و هویت ایرانی ندارد. وقتي ملي به كلمه اي اضافه شود اين تركيب بهتر معنا را مي رساند. مثل ملي شدن صنعت نفت ايران ، يعني نفت وعوایدش براي خودمان شد و يا تيم ملي فوتبال ايران يعني تيمي كه براي همه ماست؛ یا هر محصول و شرکت ملی دیگر. اين كلمه را به سينما هم افزوده اند و و ترکیبی پیدا شده به عنوان سینمای ملی. سینمای ملی یعنی آینه تمام نمای یک ملت ، یعنی در نظر داشتن زمان و مکان و در بر داشتن تاریخ و جغرافیای ایرانی. نه اينكه تا به حال بازيگر و كارگردان و عوامل فيلم وطني نبوده اند و حالا بايد بشوند ، و یا چیزهایی از این قبیل ؛ بلكه تركيب سينماي ملي بيشتر ناظر به محتواست. يعني آنچه از بطن و ظاهر تصوير ديده مي شود بايد برآمده از ريشه هاي فرهنگي ما باشد. البته برخي صاحب نظران هم معتقدند ، سينماي ايراني بايد از فُرم ايراني هم بهره ببرد. وقتي كه دغدغه مي شود سينماي ملي - حتي اگر براي عده اي – يعني اينكه يا سينماي ما ملي نيست يا نشانه هاي آن كمتر به چشم مي خورد که: «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها...»
یکی از مفاهیمی که می شود و بايد در رابطه با سینمای ملی در نظر گرفت تا جلوه نظري بهتری بيابد ، مفهوم «منافع ملي» است. بحثی که در عین سادگی پیچیده است چون هم تا به حال به طور جدي بر روي آن كار نشده است و نكته ديگر آنكه سینمایی که می خواهد منافع ملی را در نظر بگیرد می بایست نگاهی به فرای مرزها داشته باشد.
با این نگاه مفهوم سینمای ملی دارای دو وجه تعریفی می شود: همانگونه كه گفته شد وجه اول سینمای ملی می بایست در برگیرنده عناصر ایرانی و مبتنی بر ریشه های فرهنگی ما باشد. هنری چون سینما را هم می توان در تعامل با افراد همان جامعه كه مخاطبان و مصرف كنندگان آن هستند تحلیل نمود و هم در نسبتی که با سایر ملل برقرار می کند.بايد دانست كه زبان هنر ، زبان تعامل است ، و در اينجاست كه مفهوم سینمای ملی به منافع ملی گره می خورد وجه دوم آن نوع تعامل با سایر کشورها خواهد بود. اما منافع ملی چیست ؟
اگر چه هر ملت متشکل از تک تک شهروندان خود است اما منافع ملی حاصل جمع منافع کلیه شهروندان یک کشور که همچون میوه هایی که در یک جعبه و یا ظرف کنار هم گذاشته شده اند نیست. در «فرهنگ علوم سیاسی» اهدافی که دولت و ملت در صدد حفظ و تحصیل آنها هستند را منافع ملی دانسته اند؛ و در «دانشنامه روابط بین الملل و سیاست در جهان» ، منافع ملی ، در کلی ترین معنا متضمن اندیشه بهترین اولویتهای سیاستگذاری برای کل یک ملت یا دولت تعریف شده.
«جیمز روزنا» معتقد است که منافع ملی کشورها ریشه در ارزشها دارند و در محاسبه قدرت آنها ارزشهای مطلوب آنها نیز دخیل هستند و در نتیجه کشورهای مختلف اهداف متفاوتی را دنبال می کنند و با این نگاه یکی از مصادیق جدی منافع ملی ما که در ارزشهای ما نیز ریشه داشته و جزو اولویتهای سیاستگزاری کشور محسوب می گردد ، استکبارستیزی و به ویژه مصادیق آن امریکا و اسراییل است. منافع ملی ايران بدون رابطه منطقی با ایدئولوژی نظام اسلامی قابل تحقق نيست و رفتار ما در عرصه سیاستخارجی مبتنی بر اسلامخواهی و الهام بخشی در جهان اسلام و حمایت از مستضعفین و ملتهای مظلوم بايد باشد.از اين رو انقلاب اسلامی به هیچ وجه نمیتواند به سرنوشت كشوري چون فلسطین بیتفاوت باشد و مقاومت مردمی اسلاممحور در منطقه همواره بايد مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران است كه اين امر بايد در سينما هم تبلور پيدا كند ، چرا که با منافع ملی ما رابطهای آشکار دارد. سینمایی که می خواهد منافع ملی را تامین نماید ، هم باید افکار عمومی داخلی را در نسبت با این مفهوم اقناع نماید ، و هم ابعاد این مساله را برای کشورهای مسلمان، کشورهای منطقه و در نهایت سراسر جهان به وسیله هنر سینما روشن نماید.
در فضاي تصويري ايراني بیش از سینما ، فیلمهای تلویزیونی به این موضوع ورود پیدا نموده اند و آثاری چون «شکار روباه» و «عمليات پايتخت» تولید شده است. در سالهای دور فیلمهای سینمایی چون «ببرهای جوان» که نبرد یک قهرمان ایرانی و یک اسراییلی را به تصویر می کشد ، به این موضوع پرداخته اند. اثر گذارترین و به یادماندنی ترین فیلم این حوزه «بازمانده» سیف الله داد بود.

طی دو سال گذشته می توان مواردی را مشاهده کرد که به طور جدی به منافع ملی با مصداقی که گفته شد پرداخته اند كه حرکت جدی به سمت سینمای ملی را می تواند رقم بزند. فیلم «ملک سلیمان» شهریار بحرانی ، هرچند تصویرگر یک داستان قرآنی است ، اما در باطن يك فيلم كاملا ضد صهيونيستي است. «ناسپاس» حسن هدایت ، هرچند به جهت ساختار به پای دیگر فیلمهای که مثال می زنیم نمی رسد اما به خوبی تصویرگر داستان بنی اسراییل و موسی کلیم الله در قرآن است و تلاش مي كند فتنه سازي و فرقه سازي كه از پيش در دستور كار يهود قرار داشته است را به تصوير بكشد.
«شکارچی شنبه» پرویز شیخ طادی ، که متاسفانه تاکنون نمایش عمومی داده نشده مضمون کاملا ضد صهیونیستی و اثرگذار دارد و در آن تصویر بسیار شفاف از نژاد پرستی و قوم گرایی یهود و نیز ظلمی که بر مردم مظلوم فلسطین می رود را مشاهده می کنیم. او در اين فيلم به خوبي خلق و خوي يك صهيونيت و نوع مواجهه شهرك نشينان با مردم مسلمان را به تصوير كشيده است. خلق و خوي تجاوز گري و كشت و كشتار و نيز نوع و شيوه برخورد با زنان به صورتي واقعي در فيلم تصوير شده كه ضمت جذابيت ،تاثيرگذاري بالايي نيز دارد. توليد فيلمهايي ضد انديشه صهيونيزم در حالي كه سالانه بنگاه هاي فيلم سازي آنها بر ضد ارزشهاي انقلاب اسلامي مشغول كارند ، هم امري ممدوح است و هم ني تواند در چارچوب منافع ملي و ديپلماسي فرهنگي ايران تعريف شود. با چنين فيلمهايي است كه مي توان علت مخالفت با اين رژيم نژادپرست را به خوبي و در قالبي هنري بيان نمود.
يكي ديگر از فيلمهايي كه در چهارچوب مفهوم منافع ملي و دستيابي به سينماي ملي مي توان به آن اشاره نمود «عراق ؛ عصر روز دهم» مجتبی راعی است كه هم حضور نیروهای امنیتی امریکا در عراق و نیز نحوه حکومت دیکتاتور عراق و حزب بعث به خوبی تصویر شده و به چالش کشیده شده است. اين در حالي است كه داستان اصلي فيلم بناي بر مطرح كردن اشغال نظامي عراق را ندارد ، اما زيركانه به فضاي امنيتي كه با حضور نظاميان امريكايي ايجاد شده اشاره مي نمايد و اين مطلب كه آنان از تامين امنيت در عراق عاجزند را ملاحظه مي نماييم.
در حاشيه فيلم «گلچهره» وحيد موساييان هم موضوع مهمي مطرح شده كه با در حيطه منافع ملي ايران مطرح مي باشد. موضوعي كه نبايد فراموش شود. داستان فیلم درباره شخصی به نام «اشرف خان» صاحب سینمای کابل است که پس سقوط دولت کمونیستی «نجیبالله» و تسلط مجاهدین بر کابل میخواهد سینمایش را باز سازی کند اما یکپارچگی دولت دیری نمیپاید و جنگهای داخلی بار دیگر از خرابههای کابل سر برمیآورد و این جنگ به فیلمخانه ملی افغانستان نیز راه مییابد، جایی که تاریخ تصویری یک ملت در آن نهفته است. در كنار داستان اصلي و با توجه به وجود يك ايراني برا ی ازسازي سينما كه از كانون پرورش فكري كودكان مشهد به آنجا آمده ،كارگردان يادي از دشمني طالبان با جمهوري اسلامي و نيز اشغال سفارت و به شهادت رساندن تعدادي از ديپلماتهاي ايراني و خبرنگار صدا و سيما مي نمايد. دشمني و كينه اي عميق كه چنان فاجعه اي به بار آورد و موساييان با زيبايي و ظرافت در فيلمش اين موضوع را يادآوري مي نمايد.
اما هميشه منافع ملي در خارج از مرزهاي ما رقم نمي خورد. «پايان نامه» فيلمي كه با حاشيه هاي جنجالي در جشنواره سال گذشته اكران شد ، به طور ويژه تصاويري از وقايع پس از انتخابات 1388 را توليد نموده و تلاش دارد تا به چالش كشيده شدن ارزشها و منافع ايرانيان را به تصوير بكشد. جرات و جسارت كارگردان در انتخاب اين موضوع و ساخت آن بسيار ستودني است. ما هرچه قدر در اين ژانر تلاش كنيم قابل تقدير است. اما اگر چند ديالوگ و چند تصوير را از فيلم حذف كنيم ، ديگر تصوير مناسبي از آن روزها به دست نمي آيد. ضمن آنكه متاسفانه يك قشر از حافظان منافع ملي با اختلافات دروني و ندانستن تكليف و نيز عقب ماندن از رفتار دشمن تصوير شده اند كه خود اين تصاوير با توجه به بازتابي كه فيلم داشت – و مي شد آن را پيش بيني نمود- خدشه وارد كننده به امنيت ملي نيز مي باشد. هرچند از ساختن فيلمهاي اينچنيني و كارگردانان جوان بايد استقبال نمود ، اما بسيار پسنديده است كه آنها نيز در اثر خويش دقت بيشتري را به كار برند. به اميد آنكه اين گامهاي نخستين به كارهاي ارزنده و فاخر تبديل گردند.

چکیده :
در سالهای اخیر «مصرف» به عنوان موضوعی اساسی برای مطالعات اجتماعی تبدیل شده است. این در حالی است که دنیای امروز هم روز به روز شاهد افزودهتر شدن و پیچیدهتر شدن وسایل ارتباط جمعی است و در این بین سینما به خاطر نقش تأثیرگزارش از جایگاه ویژهای برخوردار است. از سویی سینماگران و رسانه ورزان خود مشغول مصرف مفاهیمی هستند و از سوی دیگر با استفاده از اثری تولیدی ، مخاطبشان را به عنوان مصرف کننده یک کالای فرهنگی در نظر دارند.به دلیل اهمیت دین در جامعه ایرانی ، سینمای ایرانی به نوعی با آموزههای دینی مرتبط است. این مقاله قصد دارد تا چگونگی بازنمایی و مصرف مفاهیم و نمادهای مذهبی را در دهه هفتاد و هشتاد سینمای ایرانی بررسی نماید.
واژگان کلیدی: مصرف ، بازنمایی ، نمادهای مذهبی ، کالای فرهنگی ، سينماي ايراني

منتشر شده در شماره چهارم ماهنامه صبح دوكوهه / اسفند ۱۳۸۹
تغییرات در دنیای امروزی گوی سبقت را از زندگی عادی بشر ربوده ، تغييراتي كه فقط اجتماعي نيستند، تغييراتي كه در انواع و اقسام تكنولوژيها ايجاد شده و خود آنها نيز در حال تغيير جوامع هستند. تکنولوژیها که بنا بود مددکار بشر باشند ، بلای جانش شده اند. آنهایی که اهل نو به نو عوض کردند روان خویش را در اختیار تکنولوژی قرار می دهند ، و جامعه ای که در پی مصرف مي افتد ، جانش را در این مسیر می گذارد و همانطور كه مي بينيم دنیاي امروز برای حفظ محیط زیست می جنگد. هرچند این موارد برای انسان امروزی به عنوان نقطه ضعف به حساب مي آيد ، اما در این میانه تغییرات دیگری را هم شاهدیم که نمونه های زیادی را می توان از آن بر شمرد.

اين تغييرات در نسبت انسان با رسانه و تكنولوژيهاي جديد ارتباطي هم افتاده است. هر چند در مقاله گذشته از «تنازع تصاوير براي بقاء» سخن گفتيم ، اما ديگر انسانها تابع بي چون و چراي آنچه مي بينند نيستند. اكنون رقابت تصويرسازان هم بر سر اين است كه چطور تصويري را نزديك به واقعيت به نمايش مخاطب بگذارند تا او را جذب مفهومي كه در ذهن مي پردازند، نمايند. هر آنچه تصاوير واقعي تر باشد و يا لااقل واقعي تر به ذهن برسد ، براي مخاطب باور پذيرتر خواهد شد. روح آدمي از كمند تصاوير رهايي نيافته، اما توانسته تا حدي در مقابل رسانه هدفمند باشد و «سواد رسانه اي» خويش را افزايش دهد. اين نقطه نهايي و آرماني براي آدمي نيست اما موقفي مناسبي است...
منتشر شده در سايت برهان - ۱ / ۱۲ / ۱۳۸۹

منتشر شده در شماره سوم ماهنامه صبح دوكوهه / بهمن ۱۳۸۹
«صدام حسين» پيروز جنگ هشت ساله اي بود كه با ايران داشت.او با رشادتها و جان فشاني افرادش و نيز با تدبير و از خود گذشتگي خود و خانواده توانست جلوي ملت و حكومتي بايستد كه انديشه اي جز جنگ نداشتند. آنچه مسلم است ايران خوي تهاجم را به وسيله رهبران مذهبي پرورش داده و جوانانش را به كام مرگ مي كشاند.
زود قضاوت نكنيد...(بقيه در ادامه مطلب)

... پس چه کسی حسین علیه السلام را کشت؟
دکتر محمدرضا جوادی یگانه- محمد آقاسی
جمعیت کوفه در سال 61 هجری، حدود 60 هزار جنگجو و 80 هزار نفر خانواده آنها بوده است و مسجد کوفه در زمان ابن زیاد، 60 هزار نفر ظرفیت داشت (طرح تحقیق فیلمنامه امام حسین، ج 1، ص 354) کوفه در آن زمان، علاوه بر موالیان غیر عرب، شامل شیعیان، امویان و خوارج (و قلیلی سریانی و نبطی، و مسیحی و یهودی و مجوس) به همراه انبوهی از ابن الوقت ها بود، که همیشه به سمت آنکه بیش از دیگران قدرت و ثروت داشت، تمایل داشتند؛ آنها که به تعبیر فرزدق، قلوبشان با حسین بود و شمشیرشان با بنی امیه (قلوبهم معک و سیوفهم مع بنی امیه).

تعداد افرادی که با مسلم بیعت کردند، حداکثر 20 هزار نفر است، یعنی جمعیتی کمتر از یک سوم کوفه. البته این تعداد می توانستند با استقامت و تدبیر، حکومت کوفه را در دست بگیرند (کما اینکه در زمان مختار چنین شد)، اما در هر حال اقلیت بودند. از همین رو بود که در مکه و در سفر به سمت کوفه، بزرگان قوم (ابوبکر بن عبدالرحمان، ابوسعید خدری، طرماح بن عدی، عبدالله بن جعفر، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر، عبداله بن مطیع و فرزدق) که امام حسین را نصیحت! می کردند، به او توصیه به احتیاط و پرهیز از اعتماد به عراقیان می کردند، و برخی (مانند عبدالله بن عباس) حتی از او می خواستند وقتی دعوت کوفیان را بپذیرد که آنها حاکم اموی را از شهر بیرون کرده باشند. (بقيه در ادامه مطلب و لينك زير)
به لطف استاد عزيزم دكتر محمد رضا جوادي يگانه نام بنده هم در كنار ايشان ، براي مطلبي كه در شماره ۷۸ نشريه پنجره چاپ شده و مطالعه خواهيد نمود، قرار گرفته است. بدون شك همه زحمات متوجه ايشان است و بردن نام بنده هم از باب شاگرد پروري است. براي تشكر از ايشان و استفاده شما دوستان قسمت اول را در اينجا مي گذارم. اميدوارم مطالعه آن براي شما سودمند باشد. آقاي دكتر از شما هم صميمانه سپاسگزارم.
بازتابها را اینجا ببینید : خبرگزاری رسا - بولتن نیوز
مساله کوفی ما
دكتر محمدرضا جوادی یگانه - محمد آقاسی
حادثه کربلا ابعاد متعددي دارد و از مناظر متعددي نيز آن را بررسی کرده اند، که هر کدام بخشي از واقعيت را بيان مي کند. يکي از وجوه عظمت کربلا در آن است که در آن روز، بر پهنه زمين بزرگتر و برزگوارتر از حسين ابن علي (ع) وجود نداشت، و سر سوزن نقصي در رفتار او و همراهانش ديده نشد، هر چه بود، حماسه بود و شجاعت و کرامت و بزرگواري. سوي ديگر آن نیز امويان بودند که از هيچ خباثني فروگذار نکردند.

اما ماجرا، بعد میانه ای هم دارد و آنهم «کوفیان» است. و بخشی از اهمیت حادثه کربلا در این است که کسانی در قتل حسین دست داشتند که خود، از ایشان با اصرار و با نامه های فراوان دعوت کرده بودند که به کوفه بیاید و امامت ایشان را و رهبری کوفه را بر عهده بگیرد. و همین کوفیان بودند که امام را تنها گذاشتند (امام درمنزل زباله که خبر شهادت مسلم و هانی عبدالله بن بقطر رسید، فرمودند: «و قد خذلتنا شیعتنا» شیعه ما، ما را تنها گذاشتند. (طبری، ج7، ص 2987)) نهایت یاری کوفیان این بود که طبری می گوید: «تنی چند از پیران کوفه بر تپه ایستاده بودند و می گریستند و می گفتند خدایا نصرت خویش را ببار». (طبری، ص 2979)... (بقيه در ادامه مطلب و لينك زير)
منتشر شده در سایت تابناک
۸ دی ۱۳۸۹
دیگر سوال از اینکه آیا می توان در سینما و با سینما نگره دینی داشت و یا می توان میان این دو مقوله پیوند برقرار کرد برای ما مبهم نیست ، چرا که پاسخ آن مثبت است؛ و تجربه های جهانی و محصول های بومی موید این مطلب هستند. در فضاي انديشه و نظر نيز به عنوان نمونه در بين مسيحيان هاليوود سه راه برای بيان دين از طريق فيلم سازي مطرح بوده است:
1 ـ گروهي در پي صنعت موسيقي كليسايي رفتند و آن را براي انتقال پيام مسيحي راهي مناسب مبتنی بر اصل اعتقادي دانستند.
2 ـ برخی در پی ساختن فيلم هايي پول ساز كه انگيزه بيشتري داشتند، با مفاهيم و مضامين مسيحي بودند كه بيشتر تماشاگران آنها هم مسيحي بودند.

3 ـ فيلم هاي ديني با پيام محبت آميز كه لزوما مفاهيم مذهبي را در هم بر نداشتند نيز ساخته شده اند.(بقیه در ادامه مطلب و لینک زیر)
تصویر اماکن مذهبی در سینمای ایران
منتشر شده در نشریه خردنامه همشهری - ویژه نامه پایداری
آبان ۱۳۸۹ - شماره ۶۲ - صفخات ۷۹ و ۸۰
تر كي حمد (1383) در كتاب فرهنگ عمومی و چالش های جهانی شدن خود معتقد است كه اگر روزگاری تامس هابز ، دولت را به «لویاتان» (هیولای افسانه ای مذکور در عهد عتیق) مانند کرد ، لویاتان عصر ما همان تکنولوژی اطلاعات و مالک یا تولید کننده آن است. يعني قدرت امروز از آن كسي است كه تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات را بر عهده دارد و فقر و غناي امروزي را مي توان در داشتن يا نداشتن يا كم داشتن رسانه عنوان كرد. اگر روزگاري با دود و آتش مي توانستيم پيغامي را مخابره كنيم ، امروزه در اندك زماني تصوير آنچه در گوشه اي از دنيا اتفاق افتاده مي تواند در سويي ديگر ديده شود. دنياي امروز ، دنياي غلبه تصاوير است و هر كه توان توليد و توزيع تصوير بيشتر را داشته باشد ، مي تواند آنچه را در ذهن دارد به انجام رساند...
(بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.)

هنر متعالی هشتمین پرونده ای بود که به یاری حی متعال و همراهی همکاران و دوستان برای هفته نامه خبری - تحلیلی پنجره تهیه نمودم. مطلبی که به قلم خودم و با عنوان «درد هنرمند،هنر دردمند» منتشر شده و آن را بسیار دوست می دارم ، در ذیل می خوانید. تاریخ انتشار پرونده شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹
با آثاری از دکتر ریخته گران ، دکتر راودراد ، استاد احمد شاکری می باشد. در ضمن این وبلاگ در حالی به روز می شود که دخترم حلما ، بر روی دستم به خواب عمیقی فرو رفته.
هنر برآمده و برازنده آدمي است و بين حيوانات هنر بهمعناي ما هو هنر يافت نميشود. اما اين هنر چيست و چگونه بايد در جامعه و جوامع انساني بروز و ظهور يابد؟ چه ويژگيهايي دارد كه انسان را به كمال ميرساند و به جمال روشن ميسازد؟ بايد گفت كه يكساني ميان خلق انسانها، همساني در هنرهاي توليد شده را پديد نميآورد. يعني آنگونه نيست كه هماكنون يك نوع هنر در جهان جريان داشته باشد و ميتوان انواع گوناگون آن را به جهت معنا و صورت از هم باز شناساند.

مولوي در مثنوي داستاني را آورده كه ذكر آن در اينجا خالی از لطف نیست و بحث پيرامون تفاوت ميان هنر انسانها را روشن ميكند. روزگاري نقاشان چيني با نقاشان رومي در حضور پادشاهي از هنر خويش سخن ميگفتند و به طعنه و كنايه خود را بر گروه ديگر برتر ميدانستند. عاقبت بنا شد كه ميان دو گروه آزمون و امتحاني صورت گيرد تا مهتري گروهي مشخص شود. چينيها از پادشاهي كه مسابقه را برگزار كرده بود طلب صدها نوع رنگ كردند، ولي روميها مثل آنان در اين آزمون وارد نشدند.
چند روزي كه گذشت، صداي ساز و دهل و شادي چينيها سر زد و موقع رونمايي از آثارشان فرا رسيد. مسابقه تمام شده بود و چينيها، شاه را براي تماشاي نقش و نگارها دعوت كردند. شاه و حاضران در حين بازديد، با ديدن نقاشيها شگفتزده شده بودند، اما تمايل داشتند كه ببينند روميهايي كه مصالحي درخواست نكرده بودند چه تدبيري انديشيدهاند... (بقیه را در ادامه مطلب بخوانید.)
منتشر شده در سایت تابناک
۱۱ شهریور ۱۳۸۹
به اعتقاد «اوکتاويو پاز» ما همه نيروهايمان را به کار ميگيريم تا از بند تنهايي رها شويم. براي همين، احساس تنهايي ما اهميت و معنايي دوگانه دارد: از سويي آگاهي برخويشتن است که تنهاییم ، و از سوي ديگر آرزوي گريز از خويشتن و این دیالکتیک تنهایی است که در زندگی ما جاری است. از این روست که برای فرار از تنهایی به خانواده و جامعه رو می آوریم و در عین حال در خویشتن خویش تنهاییم.دوستان ما راهی برای فرار از تنهایی ما هستند. درون خانواده و جامعه نیز ارتباط ما چنین است.
اما در دوران جدید و با حضور گسترده رسانه ها عرصه دیگری برای پایان یافتن تنهایی انسان رقم خورده و او تلاش می کند تا با قرار دادن خود در مسیر رسانه از آشفتگی ها ، تنیدگی ها و روزمرگی ها بگریزد. رسانه ها عضو جدید و دائمی خانواده ها هستند. زندگی امروز ما زندگی هم دلی و هم زبانی با رسانه هاست و بشر امروز برای رها شدن از تنهایی همیشگی، خود را به جانداری هم نفس با رسانه تبدیل کرده است. درست است که ما آنها را می خریم و در ظاهر مالک آنها هستیم، ولی درحقیقت عضوی به اعضای خانواده اضافه کرده ایم و نسبت جدیدی با او برقرار کرده ایم؛ این در حالی است که گمان می کنیم هر تصرفی می توانیم در آن داشته باشیم... (بقیه در ادامه مطلب و لینک زیر)
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=117725
دانشگاه بی آسمان ششمین پرونده ای بود که به یاری حی متعال و همراهی همکاران و دوستان برای هفته نامه خبری - تحلیلی پنجره تهیه نمودم. مطلبی که به قلم خودم و با عنوان علوم انسانی مبتنی بر عقلانیت شیعی منتشر شده را می خوانید و سه لینک مطالب مهم این پرونده را هم برای شما به نمایش می گذارم که امیدوارم آنها را هم مطالعه نمایید.
در سالهاي اخير، رشتههاي جديدي در دانشگاههاي ايران تأسيس شده و در حال تعليم دانشجويان هستند. اين رشتهها در هر سه حوزه رياضي - فني، علوم تجربي و پزشكي و علوم انساني و اسلامي شكل گرفتهاند؛ اما با توجه به اهميت علوم انساني در ايران پس از انقلاب اسلامي، حساسيت بيشتري روي رشتههاي نوپديد اين حوزه و تبعات تأسيس آن بوده است. شايد بسياري از رشتههاي جديد دو حوزه گذشته به گوش جامعه هم نرسيده باشد، اما نقل رشتههاي علوم انساني نقل محافل و مجالس حوزه عمومي جامعه بودهاند.
بهنظر ميرسد علوم انساني از جهت اهميت در جامعه ما سه دوره پر تكاپو را پشت سر گذاشته است. نخست در روزهاي آغازين انقلاب اسلامي كه با انقلاب فرهنگي تلاش شد تا اين قبيل رشتهها به اصطلاح اسلامي شوند. اما اين حركت به چند دليل چندان عميق نبود:
الف- كارگزاران تغيير در آن روزها كساني نبودند كه با عمق مباني اسلامي آشنا باشند و بتوانند سيستم فكري نويني را طراحي كنند. اكثر كارگزاران تغيير انقلاب فرهنگي جواناني بودند كه در پاكسازي سطح دانشگاه از عناصر ضد انقلاب موفق بودند، اما نتوانستند عقايد صحيحي را در جان جامعه دانشگاهي بنشانند. بهعنوان مثال در اين جريان تغيير از انديشمندان حوزوي كه در علوم انساني تبحر داشتند چندان استفاده نشد. كساني چون آيتا... شهيد مطهري، آيتا... شهيد بهشتي، آيتا... جوادي آملي، آيتا... مصباح يزدي، آيتا... العظمي خامنهاي و... البته دانشجويان بهصورت جزاير پراكنده با اين بزرگواران در ارتباط بودند.
ب- محقق نشدن شعار پيوند واحد حوزه و دانشگاه بهعنوان دو نهاد اصلي توليد علم در ايران هم يكي ديگر از دلايل ناموفق بودن جدي انقلاب فرهنگي در ايران است. اگر بپذيريم «السنخيه علت الانضمام» طبيعي است كه در روند وحدت حوزه و دانشگاه، علوم ديني قرابت بيشتري دارند به علوم انساني و ميبايست در اين حوزه تغيير جدي بهوجود ميآمد و سپس به صورت تئوريك با ديگر حوزهها پيوند برقرار ميشد. (بقیه را در ادامه مطلب بخوانید)
--------------------------------------------------------------------------------------
جامعه شناسی جامعه شناسی انقلاب اسلامی
متنی که در زیر می خوانید قسمتی از پرونده معرفی و بررسی کتاب نفحات نفت رضا امیرخانی است که در شماره 50 هفته نامه پنجره کار کردم. از همه همراهان و همکارانی که در تهیه این پرونده مرا یاری کردند هم صمیمانه سپاسگزارم.
از ابراهیم حاتمی کیا تا رضای امیرخانی
وقتي همه خوابيم ...
علم مدرن و پسامدرن يا اثبات پذير بودن و ابطال پذير بودن گزاره ها در علم ، چنان به دنياي امروز غلبه يافته كه ديگر در آن سخن گفتن از علم پيشا مدرن و تمسك جستن به برهان ،كار بيهوده و مهملي شناخته مي شود. به بيان تركي حمد (1383) سخن از فرهنگ جهانی است که پایه های آن تنها بر یک منبع شناخت یعنی منبع تجربی استوار است ؛ منبعی که شالوده دانش مدرن را تشکیل می دهد . پیروزی این منبع شناخت و یکه تازی آن در سیطره فرهنگی در پی انقلاب سوم (انقلاب تکنولوژیک) به معنای از میدان به در رفتن هر منبع شناخت دیگری است که تاب رقابت را نیاورده است. روالی که از فرانسیس بیکن آغاز شده و تاکنون ادامه دارد. نظام مبتنی بر حس و نفی هر گونه منبع شناخت دیگری و از اين روست كه نظام كمّي بر قواعد و رفتار علمي حاكم شده ، تعداد مقالات به ارتقاء در سازمان علم كمك مي نمايد ، تعدد رفرنس دهي در مقالات در حُكم علمي بودن است ، میزان دیده شدن در مجامع علمی دلیل علمی تر بودن و ... .
اين امر را در بسياري از نوشته هاي علمي و غير علمي جامعه ايراني هم مي توان جُست و اين يعني وقتي است كه همه خوابيم و نمي دانيم به كدامين سمت و سو حركتمان مي دهند. تنفس در فضاي علم مدرن باعث مي شود تا ريشه هاي فرهنگي علم قطع گردد و تنها روشي عقلي محسوب گردد كه با حس و تجربه همزاد باشد. این هم زاویه ای جدید است به کتاب نفحات نفت امیرخانی . هم مدح می توان کرد با این نظرگاه او را و هم نقد. (بقیه در ادامه مطلب)
http://www.panjerehweekly.ir/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=618515
مطلب منتشر شده در ماهنامه آموزشی ، اطلاع رسانی
«کودک»
شماره ۶۱ - خرداد ۱۳۸۹ - صفحه :

پیر بوردیو (1996) اندیشمند فرانسوی در بحثی پیرامون تلویزیون معتقد است که تصویر ، کارکردی دو گانه دارد هم می تواند بازتاب امری واقعی باشد و هم می تواند واقعیت آفرینی کند. تلویزیون نسبت به چیزهایی که نشان می دهد در ذهن مخاطب باور ایجاد می کند و او که ادعا می کند ابزاری برای ثبت واقعیت است به ابزاری برای ایجاد واقعیت تبدیل می شود. از این روست که می بینیم اطلاعات کسانی که تلویزیون می بینند به آن محدود می شود و هرآنچه در آن نمایش داده می شود را واقعیت فرض می کنند و برای اثبات حرف خود و رد سخن دیگری به تلویزیون و گفته هایش ، خواه داخلی باشد و یا خارجی، ارجاع می دهند...
در کنار تهیه ویژه نامه «سینمای خودمانی» که به بحث «سینمای ملی» می پردازد برای شماره ۳۲هفته نامه خبری-تحلیلی پنجره با کمک همکارانم انجام دادیم مقاله ای از بنده نیز منتشر گردید که در ذیل می خوانید:
http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=281066

مقدمه :
ارتباط سريع و كم هزينه از مدت ها پيش آرزوي بشر بوده است و براي آن هزينه هاي زيادي را پرداخته. شايد روزي مورس هم فكر نمي كرد كه مي تواند خبر فوت ناگهاني مادرش را – كه انگيزه ابداع اختراعش براي كسب و انتشار سريع اخبار بود – به وسيله كليك بر موس از هر جاي دنيا دريافت كند. ارتباطات به قدري امروز وسيع و گسترده شده است كه همگان در اقصي نقاط جهان با كمترين هزينه ها با يكديگر تعامل صوتي و تصويري برقرار مي كنند. قرن بيستم با عناويني چون عصر اطلاعات، عصر ارتباطات، عصر حاكميت جريان آزاد اطلاعات و همانند آن شناخته مي شود. در دنياي امروز هزاران عنوان مجله و روزنامه منتشر مي شود، خبرگزاري هاي بزرگ و كوچك بي شماري كار انتشار خبر را برعهده دارند. سايت ها و وبلاگ هاي خبري نيز به طور گسترده اخبار و اطلاعات را منتشر مي كنند. به نظر مي رسد با وجود و حضور بيش از هزار كانال تلويزيوني و ماهواره اي، هيچ خبري دور از اذهان عمومي و پوشيده نماند. با اين همه، تعدد واژه در نام گذاري اين دوران از 1985 به اين سو، واژه جهاني شدن به وفور در ميان مجلات و روزنامه ها، كتب علمي، پايگاه هاي اينترنتي و مباحث دانشگاهي براي ناميدن اين دوران يافت مي شود. اما از آن جا كه فرآيند جهاني شدن، فرآيند پيچيده اي است، همزمان با ابداع واژه، شروع به شكل گيري كرده است و نظريه بديع و تازه بودن فهم هاي گوناگون از آن به دست مي آيد. (واترز،1995) حتي برخي آن را نظري متقدم و عده اي نظريه اي متأخر مي دانند و مي خوانند.
مروري كوتاه بر مفهوم شناسي جهاني شدن:
دوفيلم با يك بليت:
جامعه ايراني با توجه به حساسيت هاي ديني نمي تواند هر فيلم و هر مفهومي را به جامعه ارائه كند. اين امر در حقيقت برآمده از هويت جمعي ماست. اما جالب است بدانيم كه برخي فيلم هاي ما كه بودجه آن ها براي تهيه و توليد فيلم هاي ايراني تأمين شده؛ و از بازيگر، كارگردان و ساير عوامل ايراني تشكيل شده اند، در حقيقت ايرانيزه شده برخي فيلم هاي هاليوودي است. فيلم هايي كه هيچ گاه از تلويزيون پخش نشده و نخواهند شد و به عنوان كالاي ممنوعه به حساب مي آيند، به راحتي در جمع خانواده هاي ايراني حضور پيدا مي كنند و بي شك تأثيرگذاري خود را خواهند داشت. اگر عده اي به خاطر تصاوير قبيح فيلم مادر به سراغ آن نمي رفتند، اكنون بدون ديدن آن صحنه ها، با مفاهيمي كه فيلم در لايه هاي زيرين خويش براي مخاطب داشته، مواجهند.
«پيشنهاد بي شرمانه» محصول 1993 هاليوود، داستان زوج جواني است كه با علاقه فراوان به يكديگر ازدواج كرده اند. اما پس از مدتي و به خاطر مشكلات فراوان مالي و بيكاري مجبور مي شوند به قمار رو بياورند. در سالن قمار پيرمرد ميليونر (رابرت ردفورد) از زن جوان خوشش مي آيد و به آن ها پيشنهاد مي دهد كه در قبال يك شب با او بودن مبلغ هنگفت يك ميليون دلار را به آن ها هديه دهد. پيشنهادي كه هم راه خروج از معضل مالي و هم تهديد نابود كردن زوج جوان است.
زن و شوهر جوان هرچند بهت زده اند، ولي سرانجام پيشنهاد را قبول مي كنند و اين امر به صورت كاملا قانوني اتفاق مي افتد. اما اين اتفاق باعث جدايي آن ها مي شود. البته مدتي بعد و با فهميدن آن كه پول همه زندگي نيست، زن از مرد ميليونر جدا شده و به زندگي سابق خود باز مي گردد. اما اين فيلم در همين جا تمام نمي شود و خودش را در فيلمي ايراني بازتوليد مي كند.
در فيلم «چتري براي دو نفر» به كارگرداني احمد اميني و محصول سال 1379 داستان با بازيگران ايراني و تغييراتي جزيي تكرار مي شود. ياسمن پاكروان به دنبال ايجاد مزاحمت هاي مكرر همسر سابق خود، صادق، به احسان دانشور وكيل مجرب مراجعه مي كند. او كه زن پولداري است براي راضي كردن شوهرش به گرفتن طلاق مبلغ 10 ميليون تومان پرداخته است.
ياسمن در پي بالا گرفتن مزاحمت هاي همسرش با كمك گرفتن از احسان در منزل او ساكن مي شود و با ورود به زندگي وكيلش مي شود به تدريج به او علاقه پيدا مي كند. مينو همسر احسان كه با ديدن ياسمن و توانايي مالي او وسوسه شده است، پس از توافق با ياسمن، در قبال پرداخت بدهي خود، احسان را به ياسمن مي فروشد و حاضر مي شود در قبال دريافت پول از ياسمن، او را به احسان برساند. اما احسان كه با ظرافت از ماجرا مطلع مي شود، همراه با دختر كوچكش لاله، منزل را ترك كرده و آن ها را تنها مي گذارد و همسر ياسمن در پي تعقيب او به خانه حمله مي كند، ولي توسط مينو و ياسمن كشته مي شود.
اگر در فيلم «پيشنهاد بيشرمانه» زني خريد و فروش مي شد، در اين جا مرد جايش را گرفته و كارگردان تنها با تغيير شخصيت ها و فضاها، همان داستان را كه برآمده از فرهنگ غربي است، به مخاطب ايراني عرضه مي كند. اما ماجرا به همين جا ختم نمي شود و اين بار داستان در يك فيلم تلويزيوني در سال 1384 باز تكرار مي شود، در فيلمي به نام «پيشنهاد بي شرمانه به نقاش مرده!»
«پيشنهاد بي شرمانه به نقاش مرده» به نويسندگي و كارگرداني سيد محسن اورنگ و بازي حامد بهداد، داستان زندگي يك نقاش جوان است كه در زندگي شخصي و خانوادگي به بن بست مي رسد و دست به خودكشي مي زند. هم زمان با اين مسئله يك روزنامه نگار بعد از ورشكستگي هفته نامه اش، با اين نقاش در بيمارستان آشنا مي شود و با همديگر قرار ايجاد يك فعاليت هنري را مي گذارند. مطابق قرار نقاش دزديده مي شود و با كمك اطلاع رساني دوست روزنامه نگار و همكاري همسر نقاش، او به اطلاع رساني گسترده در اين مورد دست مي زند. كم كم نقاش آماتور مشهور مي شود و آثارش كه در مخفيگاهش (قبرستاني متروك) كشيده مي شود، به فروش مي رسد. شهرت و ثروت باعث مي شود تا روزنامه نگار قدري قواعد بازي را تغيير دهد و اين بار از او درخواست مي كند تا براي هميشه در آن جا سكني گزيند و از همسرش نيز براي ازدواج خواستگاري مي كند. اين ماجرا شك بزرگي براي هنرمند نقاش است و اين دوري از شهر و حضور در قبرستان باعث مي شود تا او با روح نقاشي به سبك هنر سنتي ايراني، ارتباط برقرار كند و در اين كشف شهود، سبك نقاشي او متحول مي شود. شهرت ديگر براي او جايگاه ذهني ندارد و او مرگ را انتخاب مي كند. ماجراي همدستي دوست و همسرش نيز بر ملا مي شود.
قاتل ديجيتالي در ايران:
از اين قبيل تكرارها در سينماي ايران به كرات ديده مي شود. فيلم «قتل آنلاين» ساخته مسعود آب پرور و محصول سال 1384 يك گرته برداري ساده از فيلم «قاتل ديجيتالي» محصول سال 2005 است كه در آن هر دو داستان كاملا شبيه هم روايت مي شود، البته با تفاوت هاي جزيي. مثلا نقش اول مرد عادت به شرب خمر و اعتياد به مرفين درست است، اما بسياري از فرازهاي داستان به همديگر شباهت دارد. در فيلم «قتل آنلاين»، شب عروسي شهاب و ليلا، يكي از دوستان اينترنتي آن ها كشته مي شود. «فرهنگ سالاري»، پدر ليلا، كه از قضا از مأمورين نيروي انتظامي است مشغول پي گيري ماجرا مي شود، اما به فاصله يك شب دخترخاله شهاب كه او هم در «چت روم» آن هاست به قتل مي رسد. قتل ها ادامه پيدا مي كند و فاصله ميان قتل ها آن قدر كوتاه است كه مأموران در رديابي هاي شان دچار مشكل مي شوند. در فيلم قاتل ديجيتالي نيز داستان به همين منوال است، با اين تفاوت كه چارلي مامور پليس به شدت معتاد به مرفين است و با پسرش ماجراها را پي گيري مي كند. هركس كه هر دو فيلم را مشاهده كند، چيزي جز يك فيلم نصيب او نمي شود.
جالب است كه فيلم هايي كه مجوز پخش ندارند پخش مي شوند. درست مثل آن كه مجوز شرعي پخش تصوير آلات موسيقي در صدا و سيما نداريم، اما موسيقي ها را در شبكه خانگي به صورت گسترده توزيع مي كنيم و در حقيقت نقض غرض عدم اشاعه موسيقي در جامعه ايراني را دامن مي زنيم. فيلم اصلي را نشان نمي دهيم كه مبادا انحرافي صورت گيرد، فارغ از آن كه بودجه سينمايي كه بايد مولد فرهنگ و هنر ايراني بوده و در رقابت دنياي رسانه اي كمك كار فرهنگي ما باشد، به توليد همان معنا و مفهوم اختصاص مي دهيم. درست مثل آن كه صحنه هاي رقص را از فيلم حذف مي كنيم، اما همان صحنه ها و بيشتر را به بهانه پشت صحنه فيلم در شبكه توزيع نمايش خانگي، كه فيلم هاي «همخانه» و «زنها فرشته اند» نمونه هاي آن است، به نمايش مي گذاريم.
سينماي ايران داراي اسلوب و پيامي خاص است. سنت عرفاني و انسان شناختي ايراني در قالب صنعت سينما نوعي ژانر فيلمي سينمايي ويژه اي ايجاد كرده است كه با قالب هاي تكنولوژي زده و فيوچريستيك و علم گرايانه سينماي هاليوود تفاوت معناداري دارد. (امير پناهي، 1387) در حقيقت در دنياي رقابت فيلم سازي، سينماي ايران دچار وضعيتي فاقد اصالت شده كه از آن به دورگه شدن ياد مي كنيم. معنا و مفهوم و محتوايي از فرهنگ ديگري در سرزمين و فيلم ايراني به مدد جهاني شدن ظهور و بروز يافته است. در دنيايي كه تعدد هويت هاي پيش روي افراد باعث مي شود تا آنان از هويت قومي و محلي خود بيش از پيش دفاع كنند، سينماي ايراني چه روندي را در پيش گرفته يا خواهد گرفت؟
منتشر شده در روزنامه جام جم - ۲۱/۸/۱۳۸۴
ویژه نامه اولین همایش دین و رسانه
سینما هنر جوانی استکه محصول اوجگیری دوران تکنولوژی و صنعت است. بدیهی است که بدون دستیابی بشر به مدارج و مراتبی خاص و مشخص از صنعت و تکنولوژی، این هنر نمیتوانست به وجود آید.
این هنر نوپدید در سراسر دنیا در حال تولید محصولاتی قابل ملاحظه و تأثیرگذار است. به عنوان مثال بالیوود هندوستان سالانه نزدیک به هزار فیلم تولید میکند! و این یعنی مقام اول تولید فیلم در دنیا. هالیوود هم هرچند از حیث سرمایهگذاری و گردش سالانه اقتصادی و میزان فروش و مهمتر از همه صدور فیلم مقام نخست را در دنیا از آن خود نموده است، ولی به لحاظ کمی سالانه حدود 800 فیلم تولید مینماید. فرانسه نیز سومین تولیدکننده فیلم در دنیاست که در سال تعداد محصولاتش را به 203 فیلم در سال افزایش داده است. به جمع این کشورها هنگکنک، اسپانیا، ایتالیا، انگلستان و البته ایران را میتوان اضافه کرد. ایران با تولید سالانه 60 تا 70 فیلم، مقام دهم الی سیزدهم جهان را داراست. توسعه کمی فیلمها باعث افزایش تأثیر کیفی آنها بر جوامع امروزی شده و آن را در میان سایر رسانهها ممتاز و متمایز نموده است از این رو و با توجه به اهمیت موضوع به مطالعه در مورد آن میپردازیم. در این مقاله با استفاده از نظریه ساختارگرایی نگاهی به سینمای ایران داشتهایم.
مقدمه :
سالهای دوری است که با اختراع ساعت الکترونیکی و ترسیم نقشههای جغرافیایی، بشر توانست زمان و مکان را درنوردد، و پایههای جهانی شدن را اینگونه بنا کند. تا به امروز که انقلابی شگرف در فنون ارتباطی و اطلاعاتی و شکلگیری یک نظام ارتباطی جدید مبتنی بر زبان همگانی دیجیتالی، بنیاد مادی جامعه را چنان دگرگون ساخته است که هیچگونه انزواگزینی و کنارهگیری را برنمیتابد. حتی دورافتادهترین و سنتیترین جوامع نیز از بستن مرزهای خود به روی جریانها و شبکههای ناتوان هستند. (کستلز،[1] 1996)
در دوران معاصر بیش از چند دهه از کاربرد واژة جهانیشدن نمیگذرد و کاربرد عمومی آن و واژههای مترادف و همخانواده دیگر، تا حدود سال 1960 آغاز نشده بود. (2003، گلمحمدی) گرچه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم واژة جهانیشدن گاه و بیگاه در محافل و آثار خاص به کار میرفت، اما برای نخستین بار در سال 1961 به بستر فرهنگ راه یافت که بر بازشناسی آشکار اهمیت فزاینده پیوندها و ارتباطات جهانگستر دلالت دارد. (کیلمینستر،[2] 1998) با این وجود جامعه علمی به پذیرش این واژه چندان علاقهای نشان نمیداد.
[1] . Castells
منتشر شده در نشریه مونس / فروردین 1383
(با اندکی تلخیص و تغییر)
- مدت زیادی است که درون تاکسی نشسته اید و راننده بی خیال هنوز به دنبال مسافر می گردد، بدون توجه به اینکه شما هم عجله دارید یا نه ؟ حتما خیلی کلافه می شوید و ...
- دقایق بسیاری جلوی پیشخوان مغازه محل ، بانک و یا اداره ای که به آن جهت رفع مشکل خویش رجوع نموده اید ، ایستاده اید و شخصی فقط به دلیل آشنایی کارش بسیار زودتر از شما راه می افتد. احتمالاٌ خیلی ناراحت می شوید و...
- به خواستگاری رفته اید و والدین دختر مورد علاقه شما بی توجه به سرمایه های وجودیتان، به دلایلی نامعلوم و واهی – البته به زعم شما- پاسخ منفی داده اند. شما ...
- پشت سرتان در محیط کار حرفهای خلاف واقع می شنوید . وقتی گوینده سخن را می بینید به دلایل اخلاقی یا کاری مجبورید سخنی نگویید و ...
بسیاری از نکات فوق در محیط اجتماعی اطراف ما اتفاق افتاده و می افتد و یا اینکه ما چنین مسائلی را از دیگران می شنویم. در تحلیل چنین رفتارهای اجتماعی معمولا همه افراد به یک نتیجه واحد می رسند؛ با سواد باشند یا بیسواد ، متخصص یا غیر متخصص ، اهل علم یا غیر آن ، نتیجهای که همه ما می گیریم در یک جمله آشنا خلاصه می شود که به طور معمول استعمال می شود : جریحه دارشدن احساسات .