شهــــــــرمدرن؛ پیامدها و رخدادهای ضد «امرعاشقانه»
1397/3/29 | دسته بندی : جامعه شناسی

 


نوشتار پنج بخشی شهــــــــرمدرن؛ پیامدها و رخدادهای ضد «امرعاشقانه» را بسیار دوست می دارم که به صورت ناقص در روزنامه اعتماد شماره شماره ۴۱۱۲ در تاریخ 28 خرداد منتشر شده است.

لینک اعتماد مقاله منتشر شده و سایت خودم شامل تمام مطلب است.

 

 

اول؛ جمعیت جهان و جهان پرجمعیت:

میزان جمعیت و نیز نرخ افزایش یا کاهش آن رابطه مستقیمی با تحولات اجتماعی و فرهنگی یک جامعه دارد ، در عصر حاضر نیز با توجه به تغییرات بوجود آمده در مناسبات اجتماعی این اثر گذاری اهمیت بیشتری یافته است. همانطور که برخی از اندیشمندان علوم اجتماعی نظیر زیمل(1903)، دورکیم(1893)، تونیس(1887) نیز بدان اشاره کرده اند کمیت امر اجتماعی یا به عنوان مثال میزان جمعیت تاثیری آشکارا بر کیفت روابط و حالات روحی افراد آن جامعه خواهد گذاشت. جمعیت جهان از سال 1971 میلادی رشد سریعی را آغاز کرد و از حدود ۳۷۰ میلیون آن دوران به بیش از هفت میلیارد نفر این زمان افزایش یافته است. جمعیت ایران نیز در سال 2017 به بیش از 81 میلیون نفر خواهد رسید و این یعنی جمعیت ایران که در سال 1950 در سطح 1/ 17 میلیون نفر قرار داشت و در سال جاری به 2/ 81 میلیون نفر می‌رسد، تا سال 2050 افزایشی خواهد بود و در این سال به 5/ 93 میلیون نفر می‌رسد. اما به پیش‌بینی سازمان ملل، جمعیت ایران تا سال 2100 کاهشی شدید خواهد یافت و به سطح 5/ 72 میلیون نفر خواهد رسید. در این گزارش جمعیت جهان در سال 2017 حدود 6/ 7 میلیارد نفر ارزیابی شده و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2050 به 8/ 9 میلیارد نفر و تا سال 2100 به 2/ 11 میلیارد نفر برسد. این تراکم جمعیتی مؤثر بر فرهنگ جوامع بیشتر در محدوده‌های متمرکز به نام شهر بروز و ظهور جدی پیدا کرده است. امروزه قریب به 54 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کنند و انتظار می‌رود که این آمار تا سال 2050 میلادی به رقم 66 درصد برسد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان ملل متحد، جمعیت شهرنشین جهان رشد سریع داشته و از 746 میلیون نفر در سال 1950 میلادی به رقم سه میلیارد و 900 میلیون نفر در 2014 میلادی رسیده است.(به نقل از سایت تابناک) افزایش جمعیت در جهان یک امر نسبی و فقط در یک نقطه جهان نبوده و نیست. البته این سخن بدان معنا نیست که رشد جمعیت در تمام دنیا به یک صورت بوده است بلکه به معنای درک این رشد سریع و تاثیرپذیری همه جایی از این وضعیت است.

 

دوم؛ ایرانِ از کوچ نشینی تا شهرنشینی:

پیشینه جمعیتی زندگی در ایران مبتنی بر کوچ نشینی و زندگی قبیلگی، ایلی و عشیره ای بوده است و از حدود یکصد و پنجاه سال اخیر بدین سو چهره کاملا عشایری جامعه ایران به تدریج به روستایی و سپس شهری تغییر کرده است و در حال حاضر کمترین جمعیت ایران را عشایر تشکیل می دهند. در نخستین سرشماری رسمی ایران که در سال ۱۳۳۵ صورت گرفت، از کلّ جمعیت ایران(۱۸۹۵۴۷۰۴ نفر) حدود ۳۲ درصد(۶۰۰۲۶۲۱ نفر) در شهرها ساکن بوده‌اند. جمعیت شهرنشین در سال 1385 حدود 48 میلیون و 260 هزار نفر ثبت شده بود با رشد بیش از پنج میلیون نفری به 53 میلیون و 647 هزار نفر در سال 90 رسیده است و این در حالی است که روزشمار جمعیت مرکز آمار عنوان می‌کند که این رقم در پایان سال 1393، 56 میلیون و 408 هزار نفر و در انتهای سال 95 به 58 میلیون و 220 هزار نفر خواهد رسید.(ناظمی اردکانی،1392) گستره های جدید شهری در ایران تغییرات جدی جدیدی را در وضعیت فرهنگی ایران معاصر پدید آورده و همواره نگرانی های مختلفی از سطح خانواده تا سیاستمداران و سیاستگذاران و اندیشمندان را در پی داشته است.

 

سوم؛ تغییرات جمعیتی و فرهنگ شهری:

جمعیت رو به فزونی تغییراتی اساسی را در عرصه زندگی امروزی بشری به وجود آورده و الزامات و واقعیت‌های جهان امروز نیز کلان شهرهایی را خلق کرده که فرایندی فراتر از پدیده «چندفرهنگی» صرف، بر آن‌ها سایه افکنده است. افراد حاضر در ابر شهرها و کلانشهرها، هویت فرهنگی سیال و غیرقابل پیش بینی دارند. فرهنگ جدید که در شهرها جاری و ساری است، ضد تاریخ است و شهر پر زرق و برق، تاریخ زدایی، نهادزدایی، اسطوره زدایی، و در نهایت هویت جمعی زدایی شده است.(اشتریان، 1391: 25 و 26) کلان شهرها مرکز تحول فرهنگ و سلطه «روح عینی» بر «روح ذهنی» هستند. یعنی همه چیز در زبان، فن، حقوق، تولید، هنر، اشیاء محیط خانگی و نظم ماشینی تجسم یافته است. به عبارت دیگر بی‌تناسبی دهشتناکی بین پیش رفت‌های فنی و پیش رفت فرهنگ فردی ملاحظه می‌شود. از یک سو زندگی برای شخص به ظاهر بسیار ساده می‌شود و از طرفی دیگر جریان زندگی ماشینی او را با خود می‌برد. انواع «زود آماده شوها» از غذا تا وسیله فراهم کردن غذا مثل سرخ کن ها و «ماکروفرها» و «ماکروویوها» تا بطری های مختلف نوشیدنی با مزه های مختلف و رنگ های متنوع برای انسان شهری فراهم آماده که راحت زندگی کند اما در این های و هوی و هیاهو خود او نیز در چرخه صنعتی و ماشینی گرفتار شده است. نگاه انسان عرصه علم، نه ستایش کردن شهر است و نه لعنت فرستادن برآن، بلکه وظیفه ما فهمیدن شهر و فضای شهری است.(زیمل، 1372: 56-58) چرا که کلان شهرها روش جدیدی را برای آدمی فراهم آورده‌اند و این روش و یا سبک زندگی نو، فرهنگی جدید را با مختصات خاص خود به وجود آورده است.

 

چهارم؛ از زیست تا زندگی انسانی:

به نظر می رسد دو مفهوم به موازات هم در حال شکل گیری است: «زیست» و «زندگی». اگر «زیست» را صرف وجود علائم حیاتی بدانیم چونان حیوانات که به معنای انسانی واجد شرایط فرهنگی نیستند، در برابرش می توانیم مفهوم «زندگی» را برای انسان به عنوان موجود فرهنگی به کار بریم. زیستن صرف، حیات جمادی و نباتی را شامل می شود و مفهوم زندگی ورای آن را در بر می گیرد. از جمادی مردم و نامی شدم/ وز نما مردم به حیوان برزدم مردم از حیوانی و آدم شدم/ پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم حملهٔ دیگر بمیرم از بشر/ تا بر آرم از ملایک پر و سر وز ملک هم بایدم جستن ز جو/ کل شیء هالک الا وجهه شهر مدرن بزرگ، بیشتر انسان ها را به سمت دارا بودن زیست سوق می دهد تا یک زندگی واجد شرایط فرهنگی. البته این بدان معنا نیست که شهر جدید و مدرن تهی از عناصر و نشانگان فرهنگی است. به نظر می رسد نمادهای جدید شهری معناهای جدید فرهنگی را به خوبی تولید می کند. اما این نمادها و معانی جدید با ریشه های فرهنگی در تضاد هستند و این تضادها باعث فروپاشی اخلاقی می شود. مگر آن که صبر را پیشه سازیم تا جامعه در خویشتن خویش و در نقطه ای خاص، به هم بستگی اخلاقی جدید دست یابد. امروزه بیشتر مردم جهان در کشورهای صنعتی و یا در حال صنعتی شدن زندگی می کنند.(راون، 1996: 387 و بارو 1997: 25 و ایستس1998: 144 و هاگس1999: 217 و اینگلهارت، 2005:41) شهرهای جدید پساانقلاب صنعتی و فراگیری تفکر کارخانه ای، مبتنی بر تولید انبوه هستند و تولید انبوه نیز بدون وجود مصرف انبوه معنایی ندارد و شهرهای مصرفی ، شهرهای تولیدی را پشت سر گذاشته اند.(مایلز، 1391: 1) وقتی شهر وسعت زمین را می گیرد و برای ادامه حیات به تصاحب فضا و ساخت برج سازی و بلندمرتبه سازی روی می آورد، تلاش می کند تا برای ادامه زیست خویش مصارف جدید را نیز پدید آورد. لذا تولید انبوه محصولات فرهنگی و رسانه ای و وجود رسانه های انبوه نیز در دست کار قرار می گیرد. این تولیدات صنعتی حتی وادی هنر را نیز به شدت تحت تاثیر خویش قرار می دهد. اگر تا دیروز ساخت یک قطعه هنری از صدا تا تصویر و سُرایش و نمایش آن در یک مکان خاص امری شگرف محسوب می گردید، امروزه صنعت تصویر سازی و هنرسازی که شهر را اداره می کند و تلاش می کند تا معانی هنری برای تمدن سازی را به صورت انبوه تولید کند؛ به راحتی هزاران صفحه صدا و تصویر را تولید و تکثیر و توزیع می کند لذا هنر امروزی بسیار تحت تاثیر جریان صنعتی شدن است و بهتر است به دنبال دریچه های جدید اندیشه ای برای این فضای مبهم باشیم. در واقع هنر نیز از حالت مولد به تولیدات کپی شده روی آورده است و دیگر کمتر خالق و خلاق است. هنری که م یتواند بستر رشد و تعالی باشد به تصویرگری صرف از روزمره می پردازد و گاه از آینده ای سخن به میان می آورد. دراین جاست که حس زیبایی شناسی یا افول پیدا م یکند و یا به کناری نهاده می شود. افول پیدا می کند چون به سری کاری های جامعه م یپردازد و به کناری می رود چون زیبایی چندان امر مطرحی نخواهد بود و تنها «مد» میدان داری این عرصه می شود. این در حالی است از منظر حکمت صدرایی به عنوان یک نگره نوپدید برای فهم جامعه، هنر و زیبایی شناسی هنری را می توان به مثابه بستری دانست که در آن زمینه های نیل به عشق حقیقی و زیبایی شناسی معنوی و ملکوتی برای یک قوم، ملت یا امت فراهم می شود.(امامی جمعه، 1388: 45) اما تولیدات انبوه هنری و کنار گذاشتن خلاقیتهای فردی و احساس زیبایی شناسی در افراد جامعه و در یک کلام تولید انبوه هنر به معنای از بین رفتن ظرفیت فعلیت یابی قدرتهای درونی انسانی و عرصه خلاقیتهایی است که خود می تواند مبدا و منشا رخدادهای عاشقانه و یا پدید آمدن عرصه عاشقی و «امرعاشقانه» در جامعه باشد.

 

پنجم؛ از شیئیت تا شخصیت انسانی:

شهرهای بزرگ و شهر های مدرن ضد «امرعاشقانه» هستند چرا که با دامن زدن به زیست انسانی و تشدید مصرف، شیئی شده گی انسان اتفاق تامّ و تمامی است که شهر جدید رقم می زند. شخصیت همه جانبه و چندبعدی انسان در میان ابرهای غبارآلود خودرو و ترافیک و جمعیت انبوه اتوبوس و مترو پنهان می کند. تولیدات مختلف به ظاهر هنری در پس پرده صنعتی شده جامعه شهری، «تخیلات هنری» را جای نشین «خیالات هنری» می نماید. یعنی وادی «وهم» به جای وادی «عقل» می نشیند و در این جابجایی «صورت ها» به جای «سیرت ها» اولویت می یابند. در این فرایند است که چون مصرف انبوه رسانه ای به وجود آمده است، صورتک سازی با استفاده از بزک نیز به صورت انبوه صورت می پذیرد. در اینجاست که عنصر شهوت جنسی که با «هنر اروتیک» و «هنر پورن»، دست دوستی برقرار کرده به جای عشق می نشیند. در حکمت سینوی، در برابر این مفهوم روزمره از عشق، از محبت مجازی سخن به میان آمده و آن را «عشق عفیف» می خواند. در این تعریف از عشق که شمایل معشوق را در نظر گرفته و شهوت بر آن حاکم نیست، وسیله تلطیف سر، و برای رسیدن به کمال و محبوب حقیقی است. شمایل جمع «شمیله» و به معنای سرشت و خلق می باشد. بنابراین این عشق محبتی است که به صفات روحی و ملکات اخلاقی افراد تعلق می گیرد.(پارسانیا، 1383: 106) و با این نگاه صورت ها و صورتک ها باید رنگ ببازند. نه آنکه به این وجهه زیبایی توجه نشود بلکه اصالت از آن برداشته می شود و منشا زیبایی عقلانی باشد و نه شهوانی و درست بر خلاف آنچه که در شهر مدرن، حس زیبایی شناختی نیز تغییر یافته. «امر عاشقانه» بدین صورت که مطرح گردید هرچند سوزاننده عاشق و معشوق، اما سازنده جامعه و آتیه و آینده انسان و شخصیت انسانی و در یک کلام انسانیت خواهد بود. قله عشق در این نگره ایستادن بر بلندای انسانیت و افزودن عقلانیت و افزایش نگاه به هم نوع و ایثار است. با جریان یافتن این خون تازه در جامعه به جای صورت پردازی ها است که «خدای شهر» باز می گردد و به «شهرخدا» خواهیم رسید.

 

 

...................................................................
ارسال نظر:
نام:
 
پست الکترونیکی:
   
آدرس وبسایت یا وبلاگ:

نظرشما:

لطفا عبارت را در کادر مربوطه وارد نمایید

قوانین سایت:
  • نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی شود
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
  • اگرچه تلاش می شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 17 نوشته شود حداکثر تا 10 صبح روز بعد منتشر می شوند
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ثبت کلیک نمایید.
نظرات شما:
آخرین مطالب
موضوع: نوشته
1397/5/17 | دسته بندی : جامعه شناسی رسانه
.......................................
موضوع: نوشته
1397/4/13 | دسته بندی : جامعه شناسی رسانه
.......................................
موضوع: نوشته
1397/3/29 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/1/29 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/11/17 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/11/17 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1396/11/8 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: کتاب
1396/11/8 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/9/9 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: مقاله
1396/7/3 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: کتاب
1396/7/3 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/7/3 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: نوشته
1396/7/3 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1396/5/21 | دسته بندی : جامعه شناسی هنر
.......................................
موضوع: نوشته
1396/5/10 | دسته بندی : -
.......................................
موضوع: کتاب
1396/5/9 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/3/29 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: نوشته
1396/3/26 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: نوشته
1396/3/9 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: عکس
1396/3/8 | دسته بندی : جامعه شناسی هنر
.......................................