بررسی روش شناسی اندیشه اجتماعی شريعت سنگلجی
1396/7/3 | دسته بندی : مطالعات شیعی

بررسی روش شناسی اندیشه اجتماعی شريعت سنگلجی

محمد آقاسي

دانشجوی دکتری تخصصی سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه خوارزمی

 

چکیده: شريعت سنگلجي جزء ‌معدود افراد در كسوت روحانيت است كه در دوره پس از مشروطه و هنگامه حكومت پهلوي اول،‌ كه با خمودگي و انزواي نيروها و جريانهاي مذهبي از سويي و عدم اجازه بروز و ظهور كافي به روحانيت،‌ همراه بود، اجازه فعاليت داشت. او را می توان در خلا بسیاری از نیروهای روحانیت اصیل شیعی در قامت یک اندیشمند دانست که افکارش موجد وهابیت شیعی است. همچنین تلاش برای عقل گرایی مبتنی بر اندیشه تجدد غربی، سلفی گرایی تحت تاثیر دو نحله مصری و مبتنی بر آرا محمد عبده و عربی مبتنی بر آرا محمد عبدالوهاب از مهمترین ملاکهای اندیشه ای اوست. البته سنگلجی تلاش ویژه دارد تا با استفاده از روشهای عقلی، مطالب خود را به اثبات برساند.

 

واژگان کلیدی: شريعت سنگلجي، وهابیت شیعی، مشروطه،‌ وهابي‌گري، سلفی‌گری

 

 


 

مقدمه:

در یک معنای کلی، هدف علم کشف کردن است و هر گروهی از اندیشمندان روش موثری برای کشف کردن دارند.(استراس و کوربین،1387: 17) آثار و پژوهش های اجتماعی مبتنی بر ریشه های تمدن جدید غربی را از حیث روش، یعنی از حیث مسیر های کشف، می توان از اثبات گرایی[1] تا هنجارگرایی[2] بررسی و تعریف نمود.(محمد امزیان، 1380: 6) که البته شرح آن مفصل است و تا کنون بسیار پیرامون آن بحث شده است. اما تا پیش از سیطره آکادمیک علم به اصطلاح مدرن، بسیاری از معرفت های برهانی و استدلالی به عنوان علم شناخته می شدند. در واقع روش هایی که امروزه به عنوان علم، به آنها توجه جدی نمی شود، روشهای مورد استفاده اندیشمندان و دانشمندان مسلمان بوده و هست. روشهایی که به زبان آکادمیک امروزی در نیامده و ضرورت دارد با توجه به آن شخصیت علمی متفکران مسلمان مورد مداقه قرار گیرد.

یکی از ضرروتهای بررسی حیات فکری اندیشمندان مسلمان بررسی روش مطالعه و بررسی آنان و شیوه هایی است که نسبت به کشف حقایق بدان می پرداختند. متاسفانه به غیر از معدود اندیشمندان اجتماعی چون ابن خلدون، نسبت به بررسی و تحلیل آراء اجتماعی متفکران مسلمان به وِِیژه از حیث روش شناسی، کار جدی صورت نگرفته است.

باید توجه داشت روش شناسی غیر از روش است. روش مسیری است که دانشمند در سلوک علمی خود طی می کند و روش شناسی، دانش دیگری است که به شناخت آن مسیر می پردازد. روش همواره در متن حرکت فکری و تلاش های علمی یک دانشمند قرار دارد و روش شناسی دانشی است که از نظر به آن شکل می گیرد.(پارسانیا، 1390: 69) در حقیقت آنگاه که در موضع روش شناسی قرار می گیریم، می بایست نسبت به چهارچوب فکری و عملکرد روشی اندیشمند مورد بررسی پرداخته شود.

نکته قابل توجه اینجاست که ممکن است بسیاری از کسانی که در فضای فکری مسلمانان تنفس نموده و به عنوان صاحب نظران مسلمان در تاریخ نمود پیدا کرده باشند، با اصل و اساس دین فاصله گرفته باشند. سر سید احمد خان و اقبال لاهوری در هند، شیخ محمد عبده و رشید رضا در مصر، ابن تیمیه و محمد عبدالوهاب در حجاز، احمد کسروی و شریعت سنگلجی در ایران نمونه کسانی هستند که تلاش داشتند با فهمی نو، متاثر از دنیای جدید موسوم به مدرن، به فهم دین بپردازند. از این رو شناخت روش این گروه نیز که ذیل اندیشمندان مسلمان قابل تعریف هستند، نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است.

در ایران پس از مشروطه و با شکل گیری نیروهای متعدد اجتماعی و انزوای بیش از پیش روحانیت اصیل شیعی، منورالفکران مذهب نما قدرت و فرصت جولان پیدا نمودند و توانستند نقش جدی و به سزایی را در تاریخ معاصر ایران رقم بزنند. در هیاهوی احمد کسروی، و در لابلای برگهای تاریخ شخصی نظیر او به نام «شریعت سنگلجی» مخفی مانده است. در این مقاله بر آنیم تا ضمن معرفی این شخصیت تاریخی، بررسی زمانه و تحیلیل زمینه های فکری او، به بررسی روش اندیشه اجتماعی او بپردازیم.

زندگي شريعت سنگلجي:

پدر شریعت سنگلجی دارای شخصیت حوزوی و با واسطه از شاگردان «شيخ هادي نجم آبادي[3]» بود كه از علماي تهران در عصر ناصري است. نجم آبادي در مسايل مربوط به احياي دين تا حدودي از «سيدجمال‌الدين اسدآبادي» تاثيرگرفته بود، در انتقال آنها به ديگران نهايت سعي و كوشش را به خرج مي‌داد.(روحاني، 1383: 1) طبیعی بود که در ارتباط پدر با سید جمال، شریعت نیز با اندیشه های سید آشنا گردد.  

اما او دوره‏ سطح فقه را نزد «حاج شیخ عبدالنبى نورى[4]» و فلسفه را محضر «میرزا حسن كرمانشاهى» -كه مشرب مشايي داشت-، درک نمود؛ و در درس عرفان «میرزا هاشم اشكورى» شركت كرد. او همچنین در حوزه‏ درس «شیخ على نورى» و «شیخ فضل‏اللّه نورى» تلمذ كرد. اما بيش از همه متاثر از درسهاي شخصي به نام «اسدالله خرقاني» كه جزو روشنفكران مذهبي ايران در دوران مشروطه به شمار می رفت، قرار گرفت.(روزنامه اطلاعات، 17/10/1322: 1) سپس به نجف رفت و در محضر اساتیدى چون «آقا ضیاءالدین عراقى» و «آقا سید ابوالحسن اصفهانى» به تكمیل تحصیلات خود پرداخت.(ناتل خانلري،1385: 1) در1301شمسی، در هنگام بازگشت به تهران، به آنچه درست می پنداشت بازگشت. به گمان او تشكيلات غلط مذهبي و دوری مردم از قرآن كريم و رها كردن مغز و جوهره دين،‌ تشتت آراء‌ او را سخت متاثر و اندوهگين ساخته بود.(بيگدلي،‌1323:‌د)‌

در بدو ورود به تهران «دارالتبليغ اسلامي» را پایه گذاری نمود.(طاهر احمدي، 1384: 1) عمده فعاليتهايشرا از این پس به  گفتن و نوشتن بنا نهاد. در 26 فروردين 1311 پرفسور «تاگور» به دعوت دولت، به ایران سفر كرده بود‌ و در اين ميانه با شريعت سنگلجي هم ديدار و گفت و گو نموده است. البته ياران شريعت معتقد بودند تاگور برنده جایزه نوبل ادبی، پس از مسافرت خود به ممالك غرب و مصاحبه با دانشمندان آن كشورها به ايران آمده و درخواست دیدار با روحانيون را داشته و از این میان كسي جرات مصاحبت با او را نداشته و تنها شريعت حاضر به انجام این کار شده و با او پیرامون سعادت بشر به گفت و گو نشسته است. (بيگدلي،‌1323:‌يي) سنگلجي،‌ سرانجام به سال 1321 پس از طي يك دوره سخت بيماري از دنيا رفت.

یکی از راههای مناسب شناخت هر شخصیتی، تامل در آثار نوشتاری و گفتاری است که از وی به جا ماده است. از شریعت سنگلجی هم آثاری به زبانهای عربی و فارسی به جا مانده که برخی از آنها عبارتند از: حرمت ربا، اسلام و موسیقى، توحید عبادت یا یكتاپرستى، كلید فهم قرآن و اسلام و رجعت.

 

ريشه هاي انديشمندي شريعت سنگلجي:

همانگونه که در قسمتهای پیشین آمد، آبشخور انديشه هاي سنگلجي را در تفكر رايج روشنفكري مصري آن دوران كه از سيد جمال الدين آغاز شده و با شيخ محمد عبده به صورتی متفاوت تقويت گرديده مي توان يافت. تاكيد اين جريان به بازگشت بر خويشتن و ميراث و تراث پيشين مسلمین  است. در آن زمانه علاوه بر جریان نوپدید فکری- اجتماعی مصريان،‌ در عربستان هم مطالب جديدي بیان می گردید كه در ظاهر همان شعار ايشان را تكرار ميكرد اما در باطن،‌ عمق ديگري داشت. تلاقي اين انديشه ها در ادبيات حاشيه اي روشنفكري ديني جرياني را پایه گذاری کرد که در برخی از متون تاریخ معاصر از آن با عنوان «وهابيت شيعي» یاد می گردد كه با صرف نظر از اسم،‌ رسم سنگلجي را مي توان با همين عنوان منطبق دانست. علاوه بر این مطلب در زندگی شریعت سنگلجی  شخصيتهايي بودند كه به صورت ويژه بر آراء و افكار شريعت سنگلجي موثر واقع شدند كه شرح  آنها در ذيل مي آيد.

 

1-       شيخ اسدالله خرقاني:

در بررسی تاریخ انجمنهای مخفی و سازمانهای ماسونی دوران مشروطه نام اسدالله خرقانی که یکی از اساتید مهم و تاثیرگذار بر آراء شریعت سنگلجی است همراه با شیخ ابراهیم زنجانی[5] و سید محمد کمره ای برده می شود.(شهبازی، 1385) خرقاني سه سال به جرم طرفداري از مشروطيت به رشت تبعيد شده و بعد از آن كه از تبعيد آمد در مسجدش به گفتن تفسير قرآن پرداخت و مسائل سياسي را به طور کامل كنار گذاشت. مسجد او نزديكي ميدان شاهپور سابق تهران به نام معمار حسن بود.

او دیدگاه خاصی درباره امامت و ولايت و حكومت دارد و معتقد است كه هم قول اهل سنت غلط است و هم قول شيعه غلط است. اهل سنت امامت يا خلافت را منحصر به چهار نفر كرده اند و شيعه هم امامت را منحصر به دوازده نفر نموده است و از نظر او در واقع هر دو گروه در مساله امامت و خلافت اشتباه كرده اند.

راه پیشنهادی از دیدگاه خرقاني آن است كه امامت و خلافت انتخابي است، اما نه انتخابي که براي خلفاء انجام شده،‌ بلكه انتخابي صحيح که در آن جامعه رأي مي دهد. در تمام زمان ها تا قيامت هر زماني مردم رأي بدهند و انتخاب صحيح انجام می شود. از دیدگاه او انتخاب امام با رای مردم است نه آنگونه که شيعه معتقد است خدا كسي را به امامت برگزیند كه اين نوع تفكر زيربناي فكري شخصی به نام «قلمداران» شد و ايشان هم كتاب «حكومت در اسلام» را متاثر از او نوشت. رگه های اندیشه ای که می توان شریعت را به عنوان یک شیعه وهابی نامید در اندیشه های خرقانی به خوبی دیده می شود. در ست بر همین مبنا است که شریعت آنچنان که باید و شاید به اصل امامت و ولایت به عنوان یک متفکر شیعی پایبند نیست.

2-       محمد بن عبدالوهاب:

شریعت سنگلجی در دوران حج بيت الله الحرام با آراء و افکار علماي اهل سنت و به خصوص «شيخ محمد بن عبد الوهاب» آشنا گردید. به ویژه آنکه کتاب توحید او در حجاز آن روز پرآوازه بود. در حقیقت كتاب «توحيد عبادت» شریعت سنگلجی چكيده و خلاصه اي از كتاب «التوحيد الذي هو حق الله على العبيد[6]» محمد بن عبدالوهاب است. محمد بن عبد الوهاب در سال 1115 در شهر«عيينة‏» واقع در صحراى‏«نجد» عربستان چشم به جهان گشود و در سال 1206 يا 1207 ديده از جهان فرو بست. پدرش عبد الوهاب از علماى حنبلى و مورد احترام مردم شهر خود(عيينه) بود. فرزند عبد الوهاب پس از به پايان رساندن دروس مقدمات، زادگاهش را ترك گفت و به مدينه مهاجرت كرد و پس از اقامت كوتاهى در مدينه به بصره و سپس به بغداد و آنگاه به كردستان و همدان و اصفهان روانه شد و در هر يك از اين شهرها مدتى چند اقامت گزيد تا آنجا كه به شهر«قم‏»نيز آمد و سرانجام تصميم گرفت كه به زادگاه خود برگردد. پس از بازگشت، هشت ماه از مردم دورى گزيد، و سپس مردم را به آيين جديدى فرا خواند. شيخ پس از آمدن به درعيه با امير منطقه محمد بن سعود، نياى خاندان سعودى، تماس گرفت و همان پيمانى كه با امير عيینه بسته بود، با محمد بن سعود بست، و همان طور كه منطقه را با عربهاى ساكن آن، به عثمان بن معمر فروخته بود، اين بار به ابن سعود فروخت. (سبحاني، 1366: 1)‌

3-       شيخ محمد عبده:

شريعت سنگلجي را هيچ گاه به عنوان شاگرد مکتبی شیخ محمد عبده نمی توان شناخت، اما زمانه او و هم ترازان روشنفکر او به شدت تحت تاثیر اندیشه های اصلاحی متفرکان مصری به سردمداری عبده بودند. به وِژ] آنکه شریعت بر قرآن و تفسیر قرآن تاکید فراوانی داشت و تفسیر المنار به عنوان یکی از متون جدی تفسیری دوران مشروطه به شمار می رفت. گفتار عبدالرحمان فرامرزی در تحسین از سنگلجی با تعابیری منحصر به فرد در روزنامه بهرام شماره 31 شنبه 20 دی 1322 مويد اين مطلب است كه به او چون پيرو و مروج  افكار مصري نگاه می گردید و با عبده مقایسه می شده است:

«به نظر من شریعت سنگلجی نه تنها از محمد عبده مفتی معروف مصر و علمدار نهضت اصلاحی اسلامی کمتر نبود بلکه اگر محیطی را که سنگلجی در آن پرورش یافته با محیط محمد عبده و استادان او مقایسه کنیم اذعان خواهیم کرد که از وی بزرگتر بوده است.» (به نقل از بیگدلی ، 1323 : 70)

و جالب آنکه پس از این سخن، مدعی می گردد که در میان علمای اسلام جز غزالی برای او نمی یابم. احمد فرامرزی نیز در روزنامه مهر ایران شماره 547، دو روز پس از مرگ او، (1322) به خوبی خط سیری را از تفکر شریعت بیان می کند. او بعد از تجلیل از غزالی، ابن تیمیه حرانی، محمد بن عبد الوهاب و شیخ محمد عبده به عنوان مصلحینی بزرگ پس از پیامبر اعظم، در تمجید شریعت می نویسد:

«مرحوم شریعت سنگلجی نیز از آن تیپ و طبقه همان مصلحینی بود که حیات و زندگانی خود را وقف اعلای حکم حق و جهاد بر ضد بدع و خرافات نمود ، و در صدد برآمد که با تیغ زبان و نوک خامه در سایه شجاعت و ایمان و صراحت لهجه که رویه مصلحین و آزادگان است آن پرده ضخیمی را که جهال و علمای سوء بر اسلام کشیده بودند را دریده و اسلام را آنطور که هست و به همان نحوی که بر پیغمبر اکرم(ص) نازل شده است به هموطنان گرامی خود ارائه دهد...» (به نقل از بیگدلی، 1323 : 54)

روزنامه رعد در شماره 68 خود مورخه چهارشنبه 28 دی 1322 با تیتر «شیخ محمد عبده- شریعت سنگلجی» مطلبی به قلم علی جواهر الکلام منتشر نمود که بیش از پیش بر صحت ادعای ما مبنی بر ارتباط وثیق معنوی این دو دارد. در بخش بعدی و با مرور آراء شریعت سنگلجی به نکات مشترک اندیشه ای با شخصیتهای نامبرده شده خواهیم رسید.

 

آراء و افكار شريعت سنگلجي:

شريعت سنگلجي بي گمان در لابلاي امواج انديشه اي مشروطه است كه از آن به نوگرايي ديني ياد مي گردد. نوگرایی دینی همزمان با پیدایش منور الفکری در دوره مشروطه شکل می گیرد. بی توجهی و عناد روشنفکران در نسبت با مذهب در این شرایط، زمینه هر گونه حرکت نوگرایانه را به صورت یک جریان اجتماعی که قدرت دوام داشته باشد از بین برد و تنها حرکت های تجددگرایانه که بیش تر به صورت فردی باقی مانده؛ یا به عنوان پل در خدمت جریانهایی قرار می گرفتند که در ستیز آشکار با دین بودند، در دهه آخر سلطه رضاخان، این حرکت توسط شریعت سنگلجی و کسروی شکل می گیرد. این دو که در اوج فشار رضا خان نسبت به مذهب از حمایت او برخوردار بودند، حتی برای بخشی از منورالفکران نقش محوری نداشتند، زیرا فضای ضددینی آنها تندتر از آن بود که به افکاری که پوشش دینی دارند و نزدیک به آنها فکر می کنند راضی شوند.(پارسانیا،1380: 318-319) در مجموع آراء‌و انديشه اي او را مي توان در محورهاي زير دسته بندي و بررسي نمود:

1-       سلفی گرایی یا اندیشه بازگشت به سلف صالح:

هم زمان با موضع گیری های غربزده رضاخان(در ادامه سیاست استعمار برای اسلام زدائی از شرق از قبیل حرکت آتاتورک در ترکیه و قبل از آن پر و بال دادن به جریان سید احمد خان هندی در هندوستان) در ارتباط با مذهب و مبارزه با روحانیت و شعائر مذهبی «شریعت سنگلجی» آزادانه عقاید مذهبی خود را که در ادامه شعار نهضت «سلفیه و وهابی گری» بود مطرح کرد، او می گفت که دین را باید از سلف گرفت نه از خلف.

از آغاز قرن چهاردهم، مکتب «سلفیه» مشهور شد و گروهى آن را به عنوان «مذهب» برگزیدند و خود را «سلفى» نامیدند و برخى، آن را «روشفکرى» براى رسیدن به حقیقت اسلام دانستند. شعار «سلفیه»، نخست در مطبوعات مصر مطرح شد؛ آنگاه که مصر به اشغال انگلستان درآمد و گروهى از مصلحان مانند سیدجمال‌الدین اسدآبادى و شیخ محمد عبده در مقابل هجوم فرهنگ و تمدن غرب، تصور کردند که راه رهایى از چنگ اشغالگران این است که در مقابل گروهى که فریب فرهنگ غربى را خورده و بیشتر در آنها هضم شده بودند، مردم را به همان اسلام پیشینیان دعوت کنند. گروه اول براى اینکه حرکت خود را با شعارى زیبا، همراه کنند، شعار «سلفیه» را انتخاب کردند تا بگویند ما پیرو اسلام راستین قرون نخستین هستیم؛ ولى آنان از احیاى این مکتب، هرگز قصد تکفیر دیگران یا ایجاد شکاف در میان مسلمانان را نداشتند، بلکه از روى خوش‌بینى به صحابه و تابعان، این مسلک را ترویج کردند.(سبحاني،1390: 1) اين گرايشها به سرعت در جهان اسلام پرآوازه شد و در ايران نيز طرفداراني پيدا نمود.

ترویج سلفی گری و رویکرد شريعت به سلف صالح نکته ای پنهان در آثار و یا تازه یافته از سوی ما نیست. همعصران او نیز می دانسته اند که خط فکری شریعت، سلفی وهابی است. در حقیقت جهت کلی شعار او همان بازگشت به اسلام نخستین بود، چیزی که می توان به جهات مختلف از آن بهره برداری کرد و به قول احسان طبری:

«شریعت در کتاب کلید فهم قرآن همان ایده آلهایی را تعقیب می کند که زمانی لوتر، توماس، مونتسر و کالون درباره مسیحیت تعقیب می کردند.» (طبری ، 1350 : 252)

احمد فرامرزي در شماره 547 روزنامه مهر ايران به تاريخ دوشنبه 19 دي 1322 ضمن تاييد الهام گرفتن سنگلجي از شيخ محمد عبده،‌ به نقل از تقي زاده( احتمالا تقي زاده مشهور) آورده كه كساني چون حضرت رسول(صلوات الله عليه و علي اهل بيته)‌و لوتر و محمد بن عبدالوهاب هستند كه در ايمان و عقيده موفق شده اند و سپس چنین اضافه مي نمايد:

«مرحوم سنگلجي همان مصلح با عقيده و با ايماني بودند كه در ايران شروع به اين اصلاح عظيمي كه مقدمه تمام اصلاحات است،‌نمودند.»

علي جواهر الكلام هم در روزنامه «رعد امروز» به شماره 68 و تاريخ 28 دي همانسال مطلبي را با همين محتوا تدوين وتاليف نمود. (بيگدلي،‌1323:‌55 و 91)

يكي از مواردی كه او از اين شيوه مطالعه خويش نام برده در كتاب كليد فهم قرآن مي باشد. جايي كه به گمان او برای تدبر در قرآن کریم مراحلی را بايد پشت سرگذاشت،‌ مطرح می نماید:

«این تدبر در قرآن مبتنی بر تحصیل مقدماتی است مانند تحقیق در حالات رسول اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) و واقف بودن به لغت عرب جاهلی و دانستن شان نزول آیات و مطلع بودن بر احوال عرب در عصر رسالت و مراجعه به تفسیر سلف صالح.» (مقدمه ، الف)

انديشه هاي سلفي او رگه هاي وهابيتي نيز دارد و اين نقطه اي است كه از ابن عبدالوهاب وام گرفته است؛ به عنوان نمونه در كتاب توحيد عباداتش آورده:

«ياللعجب!‌ اگر بگويي اولياء‌من دون الله قاضي الحاجات نيستند،‌ باب الحوائج و شافي نيستند. برآورنده حاجات خداست. قبول كننده توبه ها و بخشنده گناهان اوست ... اگر بگويي امامزاده كور را شفا نمي دهد، بي بي شهربانو چشم زائرين قبرش را كور نمي كند، ديگ سمنو برآورنده حاجات نيست،‌ جواب مي دهند بلي چنين است ولي ما اينها را شفيع و واسطه قرار مي دهيم. عينا همان جواب كه مشركين به ختمي مرتبت(ص) مي دادند:‌ هولا شفعائنا عند الله مي گفتند و خدا بر اينان جواب را رد ميكند: ‌وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏اند [به اين بهانه كه] ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گردانند نمى‏پرستيم البته خدا ميان آنان در باره آنچه كه بر سر آن اختلاف دارند داورى خواهد كرد و يا در جاي ديگر مي گويد:‌ مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ مثل كسانى كه غير از خدا دوستانى اختيار كرده‏اند همچون عنكبوت است كه خانه‏اى براى خويش ساخته و در حقيقت اگر مى‏دانستند سست‏ترين خانه‏ها همان خانه عنكبوت است.» (سنگلجي،1322: 34و35)

سنگلجي سپس به ذكر روايات از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله و سلم) و ائمه هدى (عليهم السلام) مي پردازد كه آنها مسلمانان را امر به تسطيح قبور نمودند و  اينكه هر قبری که از زمين بلندتر است بايد تسويه كرد و با سطح زمين برابر ساخت، و همچنين مسلمانان را از گچ‌کاری و بنای بر قبر يا نشستن بر آن و از عبادت و نماز بر قبور نهي فرمودند، بلكه پيغمبر صلوات الله عليه تا اين حد رفته‌است كه دستور داد قبري كه خراب شد نبايد تجديد كرد.

 

2-       بازگشت به قرآن:

اصلي‌ترين ويژگي روشنفكران مذهبي، بازگشت به قرآن بوده است. جنبش نوگرايي ديني در دهة 1320 و در سالهاي پس از آن مجال بيشتري يافت تا به تكاپوي خود در عرصه انديشه ديني ادامه دهد. از اين رو تجددطلبي اسلامي رونق گرفت و ادبيات ديني نويني به ظهور رسيد كه نظريات روشنفكران مذهبي و برخي از روحانيون سنت‌شكن درخصوص مسايل اجتماعي و سياسي و اقتصادي از طريق آن ارائه مي‌گرديد.(طاهر احمدي، 1384: 22)

شريعت مدعي بود، سالها در علوم اسلامي مطالعاتي عميق داشته و در تفسير، حديث، كلام، فلسفه، فقه، اصول و تاريخ به اندازه طاقت بشري خود تحري و اجتهاد كرده. همچنین در ملل و نحل مطالعه كامل نموده است و سرانجام هدايت به قرآن شد و به تحقيق در دين حنيف پرداخت؛ و به اندازه استعداد خود تميز بين حق و باطل را داد. از این رو یکی از کلیدی ترین منابعی که در آن از اندیشه اش می گوید، کتاب کلید فهم قرآن کریم است که در آن علت تالیف کتاب را چنین بیان می کند:

«دیدم این مقدمات در فهم قرآن کافی نیست بلکه باید خود را از هر تقلیدی دور کرده و هرگونه تعصبی را کنار بگذارم و قرآن را از مفسرین که هریک مذهبی دارند و رایی برای خود اتخاذ کرده اند اخذ نکنم زیرا که مذاهب مختلف اسلام که بعد از قرن دوم پیدا شد هر یک قرآن را بر رای و بر طبق مذهب و هوای خود تفسیر کرده اند.»

و در این کتاب است که به صراحت می گوید: «باید دین را از سلف گرفت نه از خلف .» (صفحه ب) و در علت چنین تصمیمی چنین بیان می کند:

«اگر خدای نخواسته شخص متدبر در قرآن بخواهد دین را از خلف بگیرد و به هیچ وجه سلف صالح را محل عنایت قرار ندهد مسلما گرفتار یکی از این فرق خواهد شد.» (صفحه ج)

و يا در جايي ميگويد:

«در جامعه ما به جای دین اسلام از ادیان باطله و خرافات امم خالیه اصولی و احکامی جایگزین شده است که امتیاز میان اسلام و خرافات داده نمی شود؛ هزارگونه شرک و بت پرستی به اسم دین توحید رونق پیدا کرده و هزار قسم بدعت و خرافت به نام سنت پیغمبر رایج شده است. مدعیان باطل به واسطه گناهان تاریخی راه فهم قرآن را بر مردم بسته و نمی گذارند کسی وارد این سرچشمه عذب توحید و بحر حقایق شود و من به حمد الله راه را روشن کردم و باز نمودم تا مسلمانان بتوانند به این سلسبیل توحید و کوثر فضائل وارد شوند.» (د)

در ضمن معتقد بود:

«در دين خرافاتي پيدا شده است و به قرآن اباطيل و موهوماتي نسبت مي‌دهند و در جامعه ايران به جاي دين اسلام از اديان باطله و خرافات امم خاليه اصولي و احكامي جايگزين شده كه ميان اسلام و خرافات تفاوتي داده نمي‌شود و هزار گونه شركت و بت‌پرستي به اسم دين توحيد رونق پيدا كرده و هزار قسم بدعت و خرافه به نام سنت پيغمبر رايج شده است بنا به امر رسول اكرم‌(ص) كه فرمود:«اذا ظهرت البدع في‌الدين فللعالم ان يظهر علمه والا فعليه لعنة الله» برخود لازم دانست كه معلومات خود را به مسلمانان عرضه كند و از ملامتِ ملامت‌كنندگان نهراسد.» (سنگلجی، 1323: مقدمه کتاب)

مهمترين نكته‌اي كه از آرا و عقايد شريعت سنگلجي در تحكيم پايه‌هاي نوگرايي ديني و راه و روش روشنفكران مذهبي ميتواند مؤثر واقع شده باشد، همان طور كه در ميرزا ابوالحسن خان فروغي نيز مشهود بود، همين ادعاي رجوع مستقيم به قرآن و تدبر و تفكر در آن بوده است. به طور كلي، اصلي‌ترين ويژگي روشنفكران مذهبي، بازگشت به قرآن بوده است.

 

3-       غلبه تجربي نگري:

تجربي گرايي يا آغشته شدن به پوزيتويسم يكي از بيماريهاي رايج روشنفكران عصر مشروطه است كه شريعت را همنمي توان از آن استثنا نمود. علي رغم تاكيد او بر خلف صالح و يا قرآن با زهم در جاهاي مي توان مشاهده نمود كه او از اين گفته تخطي نموده و يا تاكيد بر شهود و عالم غيب قرآني را در نظر نمي گيرد. به عنوان نمونه در توحيد عبادات به همراه داشتن انگشتري را نشانه شرك به پروردگار تلقي مي نمايد و در اين بخش ضمن آوردن روايات كم پايه اي در رد همراه داشن انگشتر مي گويد:

«سبحان الله!‌ متدينين انگشترها در دست مي كنند و مي گويند فلان نگين خاصيتش اين است كه انسان را به خدا نزديك مي كند و فلان سنگ در آن نماز چند برابر ثواب دارد! آخر اين سنگ پرستي نيست؟»(سنگلجي،1322:‌ 41)

بعد هم شرحي از دفع انگشتر از خود در سفرحجي كه داشته مي نمايد و اضافه مي كند:

« ما منكر خواص احجار نيستيم البته هر سنگي خاصيتي دارد مثل عقيق و فيروزه و غيره اما تحقيق در خاصيت احجار در رشته علوم طبيعي است. اسلام خاصيت روحي و غيبي آنها را منكر است نه خاصيت طبيعي آنها را. اگر بگويند كسي كه مثلا انگشتر فيروزه در دست داشته باشد در دريا غرق نخواهد شد بايد تجربه كرد و كسي را كه شنا نداند و انگشتر نداند و انگشتر فيروزه در دست داشته باشد در استخري انداخت اگر غرق نشد صحيح است.» (سنگلجي،1322:‌ 43)

آنچه در اين تاليف او مي آيد تاكيد بر تجربه كردن امر است و اين مطلب كه در برخي موارد دين نمي تواند و يا شايد نبايد كه دخالت نمايد. در صورتي كه اگر هستي شناسي شخصيتي بر مدار الهي باشد نمي نوان چنين روشي را در استخراج متون ديني از او قبول نمود.

 

4-       تلاش جدی براي عقل گرايي:

یکی دیگر از محورهای اندیشه ای شریعت سنگلجی، تلاش برای عقل گرایی بود. برای این محور سه مطلب را ذکر می کنیم :

اول- او نسبت به مظاهر تجدد که در جامعه پدید آمده بود و نیز نسبت به سوالاتی که پدید می آمده، مثل بحث موسیقی و یا مجسمه سازی و نقاشی، واکنش نشان می داد و در این فرآیند تلاش می نمود به زعم خودش با استدلال و منطق ذهن مخاطب را روشن سازد.

دوم- در جای جای آثار او می توان خط و ردی از فلسفه را دید که تلاش می کند به واسطه فلسفه، به مشکلات پاسخ دهد.کتاب اسلام و موسیقی به صورت ویژه و جدی به این بحث پرداخته است.

سوم- روزنامه ایران مورخه هجدهم اردیبهشت 1311 در شماره 3798 خویش، گفتگوی سنگلجی را با یک فیلسوف هندی منعکس نموده است. در پایان این گفت و گوی کوتاه می گوید:

«من شاعرم، طریق شاعر عشق است، هرکس عشق داشته باشد خوب است. با عشق به هر راهی که برود خوب است. شاعر با عشق خود به مردم، خدمت می کند. من هم شاعرم.»(1311، روزنامه ایران، شماره 3798: 1)

و سنگلجی که در مقام بیان موضع خویش است، ضمن پافشاری بر موازین عقلی و فلسفی چنین پاسخ می دهد که:

«تا کنون بحث ما عقلی و فلسفی بود. در روی مبانی عقلی سخن می گفتیم. اکنون شما مطلب را از مجرای برهانی و عقلی خارج کرده روی عشق آوردید. عشق طوری است وراء طور عقل. خوب است که صحبت ما در روی مبانی برهان و استدلال باشد.» (به نقل از اسلام و موسیقی ، 13 : 43)

حشر و نشر سنگلجی با فلاسفه از سویی و دقت نظر در آثارش از دیگر سو، نشان دهنده این مطلب است که با دنیای غرب آشنا بوده. اما این آشنایی به شیفتگی نسبت به غرب و یا خودباختگی تبدیل نشد. در واقع يكي ديگر از مواردي كه مي توان بر عقل گرايي او شمرد توجه او به كشورهاي غربي است. او تلاش می کند از موضعی عقل مدار به نقد غرب بپردازد. جالب آنکه در كتاب حرمت رباي خويش نسبت به عدم پرداخت صدقه در غرب انتقاد می کند و این پدیده را عامل جدی بسیاری از اتفاقات ناگوار در آن سرزمینها می داند و می گوید:

«اما آقایان مرالیستهای اروپا و آقایان مقلد اروپاییان صدقه را نهی کرده اند. حتی یکی از علمای اخلاق اروپا که اخلاق ارسطو را هم ترجمه کرده این نظریه را تایید می نماید و عموما بر این کار دلیلی سخیف می آورند که چون ما موسسات خیریه تشکیل داده ایم و فقرا را در آن نگهداری می کنند ، پس پول دادن ما بلاواسطه به فقرا دلیلی ندارد.» (سنگلیج، 1323 : 27 و 28)

و هم چنان لبه تیز انتقاد را تندتر می کند که :

«نگاه نکنید به چند تن ثروتمند و عالم و مخترع، به اجتماع آنان بنگرید که در نهایت سیه روزی به سر می برد.»(منبع پیشین)

 

5-       نفي ساختار و سازمان روحانيت:

حرکت او از نظر رضا خان که تغيير در مذهب را به سود خود می دید چندان اشکالی نداشت و چه بسا مورد حمایت نیز قرار می گرفت، این در حالی بود که روحانیت مذهب شیعه مورد شدیدترین حملات رضا خان قرار داشتند. حتی چنانچه امام خمینی(ره)‌ در «کشف الاسرار» -که در اصل پاسخی به افکار و انديشه های کسروی بود و از خلال آن پاسخ به ديدگاه‌های سنگلجی نيز داده شده است.- به این نکته اشاره نمودند که چرا و به چه دلیل وقتی در رد دین کتابی به نام «اسلام و رجعت» در انکار رجعت نوشته شد اجازه چاپ و نشر می یابد، ولی پاسخ به آن کتاب یعنی کتابی به نام  «ایمان و رجعت»، اجازه انتشار پیدا نمی کند. (امام خمینی، 1378 : 333)

بی تردید امام خمینی(ره) زودتر از هر کس دیگر به مبارزه بر ضد افکار او پرداخت و آنها را زمینه اولیه برای حذف مذهب شیعه معرفی کرد؛ ایشان در گفتاری «تندروی های شریعت را نسبت به چیزهایی که حتی خود او نیز به آنها معتقد نبود برای تعقیب بعضی از اهل منبر که لج کرده بود، می داند.»(امام خمینی، 1378 : 57) تنها در آن سال ها امام خمینی(ره) بودند که به طور علمی در مقابل حرکات امثال شریعت سنگلجی ایستادگی کردند. در واقع شريعت سنگلجي و آراء، افكار، وعظ و خطابه اش از اين جهت مورد توجه و حمايت پهلوي قرار مي گرفت كه در جورچين تغييرات آنها قرار گرفته بود. بی تردید روحانیت معظم شیعه یکی از موانع پیش روی حکومت قلمداد می گردید و چه راهبردی بهتر از تغيير روحانيت اصيل و سازمان برآمده از آن توسط افرادی چون شریعت سنگلجی می توانست دنبال شود؟

اين انديشه علاوه بر سنگلجي در گفتار ياران و اطرافيان و هواخاهان او هم متبلور شده و شويع يافته است. حسینقلی مستعان نیز در سخنرانی خویش مقابل رادیو ایران، دشمنان شریعت را متظاهرین به دیانت، روحانی نمایان کذاب، دنیا پرستان خرقه پوش، ژولیده مویان هوس آلود، عالمان بی عمل، جاهلان عالم نما، مخربین کاخ با عظمت اسلام خواند.(به نقل از بیگدلی ، 1323 : 74) که او با قوت و قدرت با آنان مبارزه می کرد. همچنين در روزنامه قيام به قلم فرد مجعولي به نام «صدر»‌ آمده:

«ايكاش دراين روزهاي بحراني،‌ در اين ايامي كه اسلام عقلي و فكري در غايت تنگدستي و درماندگي به سر مي برد،‌ ايكاشدر اين روزهايي كه عموم ملت مسلمان و خاصه ملت شيعه گرفتار فقر شديد عقل و دانشند،‌ به جاي شريعت سنگلجي صدها ملانماي بي حقيقت،‌صدها روحانينماي دنيا پرست، صدها عالم نماي بيسواد و آدم خركن مرده بودند و شريعت زنده مي ماند.» (1322:‌ شماره 12)

روزنامه ايران هم در سرمقاله خود راجع به او نگاشته: «او از آنگونه مردان بود كه شايد در هر قرن يكي همنظير نداشته باشد.»(1322:‌1، شماره 7337)‌

 

6-       نفي برخي مسلمات ديني:

سنگلجی حملات متعددی به بعضی از شعائر مذهبی شیعه به خصوص در مورد توسل و شفاعت و نیز مطالبی در مورد جهت و انکار آن دارد، او در مجموع شیوه وهابی ها را مراعات کرده و کوشیده است تا آنچه را به گمان او خرافات در مذهب شیعه بوده نفی کند. شيخ سنگلجي، در اين كتاب، از متروك شدن قرآن ميان مسلمانان و مخصوصا شيعيان دوران خود فرياد مي زند، و آنها را به سوي بازگشت به روش سلف صالح و مرجع قرار دادن قرآن در همة امور دين دعوت مي‌نمايد، ومعتقد است كه علت تمام گرفتاريهاي مسلمانان ومخصوصا شيعيان كشور خود دوري از قرآن مي باشد، واينكه آنها بجاي مراجعت به قرآن براي گرفتن عقايد دين خود، بيشتر متوسل به كتب تصوف و فلسفه و اعتزال مي شوند.

از جمله مواردي كه او به انكارش پرداخت «رجعت» بود. او مدعي است كه 198 حديث رجعت  فقط از شش نفر نقل شده و مجموع راويان از این بیشتر نمی گردد. این گروه نیز از نظر رجال شيعه ضعيف و غير معتبر می باشند. او در كتابي كه تدوين نموده،‌ تمام رواياتي كه علامه مجلسي(ره) براي اثبات رجعت در كتابش «بحار الأنوار» جمع آوري نموده بود، را بررسي کرد، و در ضمن آياتي كه قائلان به رجعت به آن استناد مي‌كنند، نيز مباحثی ارائه نمود، و تلاش کرد تا ثابت نماید كه تمام آن روايات يا اكثريت قريب به اتفاق آنها جعلي است، و تمام آيات مورد استناد قائلان به رجعت دالّ بر مطلب آنها نمي باشد، بلكه هيچ ارتباطي به رجعت ندارند و فقط مربوط به روز قيامت است.

در آن زمان پاسخهاي اندكي به او داده شده که به نظر مي رسد به خاطر شرايط خاص روحانيت و جلوگيري از انزواي بيشتر و تشديد اختلاف،‌ و نظر به پايه اي نبودن و جدي نبودن انتقادات، بزرگان حوزه و يا نهاد مرجعيت از پرداختن به آن خودداري نموده اند.

7-       نگاه به جامعه از منظري انتقادي:

شريعت توحيد را اساس دين مي‌دانست و هرچيزي را كه مغاير با توحيد و آلوده به شرك و خرافه و خلاف عقل مي‌دانست، نادرست و محكوم مي‌كرد. به اين دليل بسياري از عقايد را نادرست و افسانه و بدعت مي‌خواند و پاره‌اي از اخبار و احاديث را كه برخي از اعتقادات عموم مردم براساس آنها بنا شده ‌بود دروغ مي‌پنداشت و در كل نگاهي آميخته به انتقاد به جامعه داشت. به عنوان نمونه در پایان رساله اسلام و موسيقي نسبت به اینکه برخی مردمان تصاویر جعلی اولیای الهی مخصوصا نبی مکرم اسلام را در منزل می آویزند و نسبت به آن هم احترام می کنند، به شدت انتقاد می کند و آن را هم نمونه ای از بت پرستی و خرافه گرایی می خواند. در بحث موسيقي نيز به نقد وضعیت موسیقی در جامعه می پردازد و معتقد است:

«امروز منظور اصلی مخترعین موسیقی از میان رفته ، بر هر کوی آوازی ناساز و بر هر گذری آهنگی نارسا بلند است.» (اسلام و موسیقی ، 13 : 7)

او تمام مقدمات را بر این اساس ذکر می کند که دلیل فتوای حرمت موسیقی از طرف اسلام را بیان نماید:

«دلیل اینکه اسلام موسیقی را نهی فرمود چیست و به حقیقت موسیقی برای روح همچون شراب است از برای جسم. امروز خوشبختانه اطباء مضار بیشمار الکل را دریافته اند اما در باب الکل روح دقتی نکرده اند و اسلام این خمر روحی را نیز قدغن فرمود ولی هر جا که غایت عقلانی بر آن قرار گیرد آزاد نمود. مثلا در جنگ برای اینکه روح سلحشوری و فداکاری قوی پنجه شود جایز کرد ؛ و نیز در عروسی تغنی را منع ننمود برای اینکه مردم آرزوی ازدواج کنند و جوانان متاهل شوند تا نسل زیاد شود و سلامت ماند و چون امروز فحشاء بسیار نشود و مرض شایع نگردد.» (اسلام و موسیقی ، 13 : 12)

 

بحث و نتيجه گيري:

با توجه به ضربه سهمگینی که به سازمان روحانیت شیعی در مشروطه پدید آمد، بخشی از آنان تلاش کردند تا با توعی بازسازی به حیات فکری خویش ادامه دهند. شریعت سنگلجی جز کسانی بود که در قامت یک اندیشمند دینی تحت تاثیر جریان ها ینواندیش مصری-عربی و با نگاه به اندیشه تجدد غربی تلاش می کرد که به فهم دین دست یابد. مجموع اندیشه های او که با دو محور سلفی گرایی و عقل گرایی قابل احصا می باشد برای حاکمیت استبدادی رضاخانی مناسب بوده چرا که نسبت به توجیه وضع موجود و دوری از روحانیت اصیل شیعی می انجامیده. از این روست که از کسانی چون کسروی و سنگلجی حمایت جدی می شده است. زمانه پرتلاطم فكري آن دوره بر او تاثير جدي گذاشته و او تلاش داشته راي سازماندهي و ساماندهي نيروهاي مذهبي، تربيت و تعلم را وجهه همت خويش قرار مي دهد كه در اين راستا موفق به تاثيرگذاري مي گردد. نکته مهم اینجاست که همچنان که نمی توان تاثیرگذاری او در تاریخ معاصر را انکار نمود، نمی توان او را صاحب بحث نوين و يا خالق ايده اي جديد دانست. حتي پيروي از يك دال مركزي را هم در كتابها و سخنان او نمي توان یافت. تلاش شریعت برای بازیابی دین در عرصه جامعه است اما برای این کار هم اندیشه های سلفی مصری، هم افکار وهابی عربی و هم اندیشه های تجدد غربی را مورد استفاده قرار می دهد. در واقع او از اين جهت صاحب طريقت و شريعت خاص خود است كه تنوع ناموزون اضداد را در خود جمع كرده، اضدادي كه نمي توان به جرات او را به فكري خاص نسبت داد. اما آنچه مهم است انديشه هاي او ناظر به جامعه و عمل اجتماعي او نيز معطوف به جامعه بوده است.

     

منابع و مآخذ:

1.      ----------، روزنامه اطلاعات، شماره 5364 ، شنبه 17 دی 1322

2.      ابوالحسني،‌علي‌، ‌انديشه سبز، زندگي سرخ، تهران، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1385

3.      استراس، آنسلم و کوربین، جولیت، اصول روش تحقیق کیفی، ترجمه بیوک محمدی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1387

4.      بیگدلی، ابوالحسن، یادنامه یکمین سالگرد وفات شریعت سنگلجی، تهران، چاپخانه تابان، 1323

5.      پارسانیا، حمید، حدیث پیمانه، قم، نشر معارف، 1380

6.       تقي زاده داوري،‌ محمود، بررسي فرايند تحديد نفوذ سازمان روحانيت شيعه در عصر رضا شاه پهلوي،‌ ‌فصلنامه شيعه شناسي،‌سال هشتم،‌شماره 31،‌1389، صص39-66

7.      جعفریان، رسول، بسط نشینی مشروطه خواهان در سفارت انگلیس، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1378

8.      حسن زاده آملی، حسن، هزار و یک کلمه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1381

9.      خمینی، روح الله، كشف الاسرار، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره)، 1384

10.  رضايي شريف آبادي،‌مسعود،آسيب شناسي نهضت مشروطه،‌ فصلنامه گنجينه اسناد،‌ 1389، شماره 78،‌صص 5-11

11.  روحاني، مقداد، مشروطه چي عهد ناصري،‌ نشريه زمانه، 1383، ‌شماره بيست و سوم

12.  سبحاني، جعفر، سلفي و سلفي گري، روزنامه اطلاعات، شنبه 7خرداد 1390، شماره 25042

13.  سرايي،‌حسن و هاشم زهي،‌ نوروز، ‌شرايط اجتماعي و گفتمان هاي روشنفكري در آستانه انقلاب مشروطه،‌ مجله جامعه شناسي ايران،‌ دوره چهارم، 1381، شماره 3،‌ صص81-114

14.  سنگلجی، شریعت، اسلام و موسیقی، تهران، موسسه انتشارات ناصرخسرو، 1325

15.  سنگلجی، شریعت، توحید عبادات، تهران، چاپخانه تابان، 1323

16.  سنگلجی، شریعت، حرمت ربا، تهران، چاپخانه تابان، 1323

17.  سنگلجی، شریعت، کلید فهم قرآن، تهران، چاپخانه تابان، 1323

18.  سنگلجی، شریعت، محوالموهوم ، تهران، چاپخانه تابان، 1323

19.  سنگلجی، شریعت، مصاحبه با دکتر تاگور، تهران، چاپخانه تابان، 1323

20.  شهبازی، عبدالله، زندگی و زمانه شیخ ابراهیم زنجانی، فصلنامه مطالعات تاریخی، سال سوم،، 1385، شماره سیزدهم، صفحه 9 -31

21.  طاهر احمدي، محمود، ‌در آمدي بر نوگرايي ديني در ايران، 1384، ‌به نقل از پايگاه اينترنتي مركز اسناد انقلاب اسلامي:          http://www.irdc.ir/news.asp?id=4899

22.  طبری، احسان، ایران در دو سده واپسین، تهران، انتشارات حزب ایران، 1350

23.  محمدامزیان، محمد، روش تحقیق علوم اجتماعی از اثباتگرایی تا هنجارگرایی، ترجمه عبدالقادر سواری، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه و المعهد العالمی للفکر الاسلامی، 1380

24.  ناتل خانلري، پرویز، اثرآفرینان: زندگینامه نام آوران فرهنگی ایران، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1385

 



1- Positivism

2- Normativism

[3]- کمتر کسی از رجال مشهور مشروطه را می‌توان نام برد که یا مستقیم شاگرد شیخ نبوده یا با وی رابطه نداشته‌است. از معروف‌ترین شاگردان شیخ می‌توان به سیدمحمد طباطبایی، علی اکبر دهخدا، علامه محمد قزوینی، میرزا جهانگیرخان شیرازی، میرزاحسن رشدیه، ملک المتکلمین و ناظم الاسلام کرمانی اشاره کرد. شیخ هادی نجم آبادی که عضو فعال «انجمن پان اسلامی» تهران به شمار می‌رفت با «پان اسلام» سیدجمال الدین همکاری داشت. وی با صراحت از ناصرالدین شاه قاجار و دیگران انتقاد می‌کرد و سبب ذلت مسلمانان را «اعراض از آیات الله» و تفسیر قرآن بنا به «رأی و وهم خود» می‌دانست. در نخستین روزهای ورود سید به تهران، شیخ هادی ملاقات‌هایی با او کرد تا نقشه‌ای برای بیداری ایرانیان ریخته و مردم را به آزادی، مساوات و برادری که پایه اتحاد اسلامی است آشنا سازد و مشروطه را جایگزین دولت استبدادی قاجار نماید. (مقاله «شیخ هادی نجم آبادی یکی از پیشگامان مشروطه خواهی»، نوشته حسین عسگری، چاپ شده در کتاب مشروطه خواهی ایرانیان، جلد دوم، به کوشش دکتر ناصر تکمیل همایون، تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران، ۱۳۸۴، ص۴۴.)

[4] - آيت‏اللَّه حاج شيخ عبدالنبي نوري در اواسط قرن سيزدهم هجري شمسي در شهرستان نور از توابع استان مازندران به دنيا آمد. وي در جواني پس از مهاجرت به تهران، به تحصيل علوم ديني پرداخت و پس از طي دوره مقدمات و سطوح، راهي عتبات عاليات گرديد. حاج شيخ عبدالنبي نوري، در آنجا در محضر عالمان بزرگواري همچون ميرزا محمدحسن شيرازي حاضر شد و به مدارج بالاي علمي و فقهي دست يافت. وي يكي از مجتهدين نام‏آور عصر خود بود و در فقه، اصول، معقول و منقول نبوغي خاص داشت. ايشان سپس به تهران بازگشت و در يكي از مدارس شهر به تدريس همت گماشت. حوزه درسي اين عالم رباني، محل تجمع فضلا و بزرگان بود كه يكي از آن بزرگان، حضرت آيت‏اللَّه سيد شهاب‏الدين مرعشي نجفي مي‏باشد. (حسن زاده آمل ، 1381: 174)

[5] - در دوران مشروطه، وي در صف عناصري چون تقي‏زاده، اردشير جي و حسينقلي خان نوّاب قرار مي‏گيرد که تاريخ معاصر کشورمان، آنان را افرادي غربگرا و حتي مخالف اسلام و مظنون به وابستگي به بيگانه (انگليس) مي‏شناسد؛ عناصري که حتي بر رهبران ديني مشروطه همچون آخوند خراساني و سيد عبدالله‏ بهبهاني نيز ابقا نکرده و با رفتار خود، نگراني و معارضه شديد آنان را عليه خويش برانگيختند. زنجاني، حتي از اين مرحله نيز فراتر مي‏رود و دست در دست کساني چون يپرم خان (سکولار ارمني تبار) زمينه اعدام بزرگترين روحاني پايتخت (شيخ فضل‏الله‏ نوري) را فراهم مي‏سازد. (http://iichs.org/index.asp?id1854&doc_cat=1)

[6] - توحيدي كه حق خدا بر بندگانش است

...................................................................
ارسال نظر:
نام:
 
پست الکترونیکی:
   
آدرس وبسایت یا وبلاگ:

نظرشما:

لطفا عبارت را در کادر مربوطه وارد نمایید

قوانین سایت:
  • نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی شود
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
  • اگرچه تلاش می شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 17 نوشته شود حداکثر تا 10 صبح روز بعد منتشر می شوند
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ثبت کلیک نمایید.
نظرات شما:
آخرین مطالب
موضوع: نوشته
1397/1/29 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/11/17 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/11/17 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1396/11/8 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: کتاب
1396/11/8 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/9/9 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: مقاله
1396/7/3 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: کتاب
1396/7/3 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/7/3 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: نوشته
1396/7/3 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1396/5/21 | دسته بندی : جامعه شناسی هنر
.......................................
موضوع: نوشته
1396/5/10 | دسته بندی : -
.......................................
موضوع: کتاب
1396/5/9 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/3/29 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: نوشته
1396/3/26 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: نوشته
1396/3/9 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: عکس
1396/3/8 | دسته بندی : جامعه شناسی هنر
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/3/7 | دسته بندی : جامعه شناسی هنر
.......................................
موضوع: درآیینه رسانه
1396/3/4 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: نوشته
1396/2/21 | دسته بندی : جامعه شناسی هنر
.......................................