منتشر شده در سایت تابناک
۱۱ شهریور ۱۳۸۹
به اعتقاد «اوکتاويو پاز» ما همه نيروهايمان را به کار ميگيريم تا از بند تنهايي رها شويم. براي همين، احساس تنهايي ما اهميت و معنايي دوگانه دارد: از سويي آگاهي برخويشتن است که تنهاییم ، و از سوي ديگر آرزوي گريز از خويشتن و این دیالکتیک تنهایی است که در زندگی ما جاری است. از این روست که برای فرار از تنهایی به خانواده و جامعه رو می آوریم و در عین حال در خویشتن خویش تنهاییم.دوستان ما راهی برای فرار از تنهایی ما هستند. درون خانواده و جامعه نیز ارتباط ما چنین است.
اما در دوران جدید و با حضور گسترده رسانه ها عرصه دیگری برای پایان یافتن تنهایی انسان رقم خورده و او تلاش می کند تا با قرار دادن خود در مسیر رسانه از آشفتگی ها ، تنیدگی ها و روزمرگی ها بگریزد. رسانه ها عضو جدید و دائمی خانواده ها هستند. زندگی امروز ما زندگی هم دلی و هم زبانی با رسانه هاست و بشر امروز برای رها شدن از تنهایی همیشگی، خود را به جانداری هم نفس با رسانه تبدیل کرده است. درست است که ما آنها را می خریم و در ظاهر مالک آنها هستیم، ولی درحقیقت عضوی به اعضای خانواده اضافه کرده ایم و نسبت جدیدی با او برقرار کرده ایم؛ این در حالی است که گمان می کنیم هر تصرفی می توانیم در آن داشته باشیم... (بقیه در ادامه مطلب و لینک زیر)
http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=117725
گاهی
. نقطه که می گذارم ته خط
شروع می شوی
...
دانشگاه بی آسمان ششمین پرونده ای بود که به یاری حی متعال و همراهی همکاران و دوستان برای هفته نامه خبری - تحلیلی پنجره تهیه نمودم. مطلبی که به قلم خودم و با عنوان علوم انسانی مبتنی بر عقلانیت شیعی منتشر شده را می خوانید و سه لینک مطالب مهم این پرونده را هم برای شما به نمایش می گذارم که امیدوارم آنها را هم مطالعه نمایید.
در سالهاي اخير، رشتههاي جديدي در دانشگاههاي ايران تأسيس شده و در حال تعليم دانشجويان هستند. اين رشتهها در هر سه حوزه رياضي - فني، علوم تجربي و پزشكي و علوم انساني و اسلامي شكل گرفتهاند؛ اما با توجه به اهميت علوم انساني در ايران پس از انقلاب اسلامي، حساسيت بيشتري روي رشتههاي نوپديد اين حوزه و تبعات تأسيس آن بوده است. شايد بسياري از رشتههاي جديد دو حوزه گذشته به گوش جامعه هم نرسيده باشد، اما نقل رشتههاي علوم انساني نقل محافل و مجالس حوزه عمومي جامعه بودهاند.
بهنظر ميرسد علوم انساني از جهت اهميت در جامعه ما سه دوره پر تكاپو را پشت سر گذاشته است. نخست در روزهاي آغازين انقلاب اسلامي كه با انقلاب فرهنگي تلاش شد تا اين قبيل رشتهها به اصطلاح اسلامي شوند. اما اين حركت به چند دليل چندان عميق نبود:
الف- كارگزاران تغيير در آن روزها كساني نبودند كه با عمق مباني اسلامي آشنا باشند و بتوانند سيستم فكري نويني را طراحي كنند. اكثر كارگزاران تغيير انقلاب فرهنگي جواناني بودند كه در پاكسازي سطح دانشگاه از عناصر ضد انقلاب موفق بودند، اما نتوانستند عقايد صحيحي را در جان جامعه دانشگاهي بنشانند. بهعنوان مثال در اين جريان تغيير از انديشمندان حوزوي كه در علوم انساني تبحر داشتند چندان استفاده نشد. كساني چون آيتا... شهيد مطهري، آيتا... شهيد بهشتي، آيتا... جوادي آملي، آيتا... مصباح يزدي، آيتا... العظمي خامنهاي و... البته دانشجويان بهصورت جزاير پراكنده با اين بزرگواران در ارتباط بودند.
ب- محقق نشدن شعار پيوند واحد حوزه و دانشگاه بهعنوان دو نهاد اصلي توليد علم در ايران هم يكي ديگر از دلايل ناموفق بودن جدي انقلاب فرهنگي در ايران است. اگر بپذيريم «السنخيه علت الانضمام» طبيعي است كه در روند وحدت حوزه و دانشگاه، علوم ديني قرابت بيشتري دارند به علوم انساني و ميبايست در اين حوزه تغيير جدي بهوجود ميآمد و سپس به صورت تئوريك با ديگر حوزهها پيوند برقرار ميشد. (بقیه را در ادامه مطلب بخوانید)
--------------------------------------------------------------------------------------
جامعه شناسی جامعه شناسی انقلاب اسلامی
من ، لب ، سکوت
تو ، لب ، لبخند
من ، ابر ، باران
تو ، رنگ ، رنگین کمان
من ، شب ، قصه
تو ، خواب ، مهتاب
من ، اینجا ، دایره
تو ، آنجا ، خاطره
من ، سکون ، مجنون
تو ، رها ، لیلا
من ، دل ، دالّی
تو ، سفر ، مسافر
من ، شش ، هفت
تو ، روان ، دوان
خيره به سمتم
دست به زير سر
مايل و متمايل
چشم دوخته
و منِ پسرِ آدم
سيب مي خورم
يا انگور
شايد گندم
دخترِ حواست
هبوط مي كنيم
در آغوش يكديگر
...
برمي خيزم
از خواب
گاهی وقت
و...
وق...
وقت...
وقت ن...
وقت ندارم
مزاحم نشوید
لطفا
۱.
اقتدا می کنم
به چشمانت
«لا اله الا انت...»
مشرک میشوم
تکبیرم : «دوستت دارم»
***
۲.
بدون بوسه من
با گونه سرخ می روی
در کوچه باغ های بالاشهر
گامهايت
دست تكان مي دهند
كفشهايت
به جدايي مي خواند
(دو بامداد – دوم شهریور 89 )